X
تبلیغات
داستان دفاع مقدس
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
تماس با مدیر

نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيکي: 
                 
کتاب برتر
حافظ 7
اکبر صحرایی اکبر صحرایی کتاب حافظ 7 کتاب میشد آن شب نکشمش کتاب آدم هم پوست می اندازد کتاب خیلی خیلی محرمانه کتاب آنا هنوز هم میخندد

موسیقی وبگاه
درباره ما

این وبلاگ شامل داستان های کوتاه و نظرات نویسنده وبلاگ می باشد.
موضوعات مطالب
پیوندهای روزانه
لوگوی ما

راز اِشلو

دیگر امکانات
تماس با مدیر
+ نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه شانزدهم فروردین 1393 و ساعت 2:57 بعد از ظهر |
كد مطلب: 8318
تاريخ انتشار: 16 فروردین 1393 ساعت 06:27
تعداد بازدیدها: 5

نگرانی اکبر صحرایی از بعضی نگاه‌ها به جنگ

جایگاه ادبی در حوزه دفاع مقدس رها شده است

چکیده: منانشر/«پراکنده نویسی، عامل ورود مولفان نا آشنا به حوزه دفاع مقدس است.»

دوستانی که طی این سالها تالیفاتی را انجام داده اند متاسفانه علیرغم همه تلاش هایشان، جان مایه و حرکتی که باید شکل می گرفت تا تاریخ شفاهی ما حفظ و براساس آن رمان ها و داستان های دفاع مقدس پایه ریزی شود، به دلیل عدم برنامه ریزی صورت نگرفت و انرژی این نویسنده ها تحلیل رفت.

نویسندگان این عرصه طی سال های گذشته هرکدام در یک حوزه خاص قلم زدند و از آنجایی که کسی نبود تا حوزه نویسندگان دفاع مقدس را ساماندهی و در سمت و سویی هدایت شده قرار دهد، درنهایت قلم برخی از آنها به سمت حوزه های دیگر رفت.

سازمان ها وارگان های زیادی وارد تالیف و انتشار آثار حوزه دفاع مقدس شدند ولی به دلیل عدم انسجام، تاثیرگذاری لازم را نداشتند. حالا سالها از دوران جنگ گذشته و نویسندگانی در این عرصه ظهور می کنند که جوان هستند و در این زمینه خطری وجود دارد . یعنی ممکن است تاثیر و برداشتی که آنها از 8 سال دفاع مقدس دارند، تاثیر واقعی نباشد و الهام گرفته از ذهنیت ها و سایرجنگ های جهان که معمولا برحوزه ادبیات ما تاثیرگذاراست، باشد و این خطا پیش آید که دوران دفاع مقدس ما نیز همانند جنگ های شکل گرفته در روسیه وآلمان و... است.

متاسفانه تعدادی کتاب در حوزه روشنفکری شکل گرفته که نگاه دیگری به جنگ دارد. یعنی همان نگاه تلخ و سیاهی که بر اساس تجاوز شکل گرفته درحالیکه حوزه دفاع مقدس ما متفاوت از جنگ های دیگر در جهان بوده است. 8 سال دفاع مقدس ما حوزه جدیدی از ادبیات در جهان به نام دفاع مقدس شکل داده و برای رساندن پیام این حوزه لازم است، کسانی که در این زمینه استخوان خرد کرده اند، افرادی که درجنگ حضور داشته اند و جوان ها با تحقیق و تفحص، دست به قلم ببرند تا در نهایت حوزه ادبیات دفاع مقدس همان گونه ای دیده شود که شکل گرفت و خلق شد. جایگاه ادبی حوزه دفاع مقدس رها شده است.

جایگاه ادبی در حوزه دفاع مقدس رها شده است و هرکسی از یک زاویه به این موضوع می پردازد. پراکنده نویسی درحوزه ادبیات دفاع مقدس باعث شده که کسانی دراین عرصه قلم بزنند که آشنایی و درک درستی از آن ندارند و ممکن است این جنگ را مانند جنگ های دیگر کشورها ببینند بنابراین خطر تحریف و آسیب در این حوزه به شدت احساس می شود.

از طرف دیگر حرف خوب هم وقتی زیادی گفته و تکرار شود، می تواند مضر باشد. الان این موضوع احساس می‌شود که به دلیل عدم انسجام درآثار متولیان عرصه دفاع مقدس، هر ارگان و سازمانی به سمت انتشار کتاب در این زمینه به خصوص در حوزه تاریخ شفاهی رفته است و بعضا کتابی وارد بازار می شود که درصدد مقابله با کتاب دیگری است و در این زمینه بحث هایی ادبیاتی به راه می افتد. این جریان به دلیل عدم برنامه ریزی و سازماندهی متولیان شکل می گیرد درحالیکه هدایت درعرصه ادبیات دفاع مقدس می طلبد که حتی تاریخ شفاهی ما نیز کنترل شود.

این نکته که تاریخ شفاهی را چه کسی بنویسد نیز مهم است. دراین زمینه این سوال مطرح است که آیا هر ناشری می تواند درحوزه تاریخ شفاهی کار کند و به مردم ارائه دهد؟ هرانتشاراتی با هر دیدگاهی می تواند وارد عرصه رمان و داستان شود و مشکلی هم پیش نیاید ولی عرصه تاریخ شفاهی این گونه نیست و حساسیت های خاص خودش را می طلبد به اعتقاد من باید تاریخ شفاهی ما را متولیان فرهنگ دفاع مقدس به سمت و سویی هدایت کنند که تاریخ کاملا مشخص باشد و بعد از انتشار به عنوان سند قابل استناد و اعتناء مطرح شود. متاسفانه درحال حاضر بعضا این طورنیست و هرکس به خود اجازه می دهد که تاریخ شفاهی بنویسد و بدون مستندات به خواننده ارائه بدهد. اصالت سوژه مورد تحریف و دستبرد قرار نگیرد.

نسل چهارم بعد از انقلاب علاقه مند به فضای داستانی است اما در این زمینه نیزمشکلاتی وجود دارد. اگر ما بخواهیم خاطرات دوران جنگ را عینا و بدون تغییر تبدیل به داستان کنیم، دیگر قصه نمی شود اما اگر بخواهیم آنها را تبدیل به قصه کنیم، ذهن و قوه تخیل آن را تغییر می دهد این یکی ازسدهایی است که مقابل نویسندگان حوزه دفاع مقدس در بخش داستان نویسی وجود دارد.

من سعی کردم در این حوزه به دو موضوع توجه کنم اول اینکه مخاطب و این حوزه را به سمت طنز ببرم ضمن اینکه اصل موضوع مورد تغییر و تحریف قرار نگیرد و در عین حال بیشتر به عناصر داستانی و مسائل حاشیه ای که بتواند برای مخاطب کودک و نوجوان جذاب باشد، بپردازم. من این کار را در کتاب «دارودسته دارعلی» که توسط «سوره مهر» منتشر و خوشبختانه با استقبال خوبی نیزمواجه شد، انجام داده ام که جلد چهارم آن نیز در دست چاپ است و با توجه به تنوع سوژه در این زمینه فکر می کنم «دارودسته دارعلی» به جلد دهم نیز برسد. بنابراین معتقدم اگر اصالت سوژه حفظ شود و مورد دستبرد و تحریف قرارنگیرد، با استفاده از عناصر داستانی ، پرداخت قصه ای و شخصیت های فرعی که وارد اصل داستان می شوند، می توان لحظات ناب و حتی تلخ دفاع مقدس را شیرین کرد و به مخاطب کودک و نوجوان به گونه ای جذاب ارائه داد.

یکی از مشکلات ما در این زمینه است که در فرم دچار مشکل هستیم یعنی می خواهیم اتفاقی از آن دوران را عینا در این زمان و با همان جزئیات بنویسیم. قطعا اگر این فرم، بتواند 8 سال دفاع مقدس را به زمان حاضر گره بزند ، داستان ها راجذاب تر و قابل درک تر برای نسل امروز ما می کند. این نویسنده عرصه دفاع مقدس با تاکید بر این موضوع که می توان وصیت نامه شهداء را در قالب داستان برای مخاطب روایت کرد، گفت: یک زمانی شما تصمیم می گیرید صرفا وصیت نامه شهداء رادر قالب کتاب منتشر کنید که این کار را نشر «شاهد» انجام می دهد ولی یک وقت می خواهید این وصیت نامه گل یک کار قرار بگیرد که قطعا می تواند در حوزه داستان شکل بگیرد و لابه لای داستان از وصیت نامه شهدا استفاده کرد.

+ نوشته شده توسط حافظ هفت در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 و ساعت 3:25 بعد از ظهر |
«سی‌مرد و سی‌مرغ» به نمایشگاه کتاب می‌رود دوشنبه, 26 اسفند 1392 | بازدید ها : 9
    «سی‌مرد و سی‌مرغ» به نمایشگاه کتاب می‌رود

    انتشارات عصر داستان ویراست نهایی رمان «سی‌مرد و ‌سی‌مرغ» نوشته اکبر صحرایی را در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌‌کند.

    به گزارش روابط عمومي بنياد ادبيات داستاني ايرانيان، این کتاب، داستان نوجوانی را در عملیات بیت‌المقدس و فتح خرمشهر روایت می­کند که با وجود سن و سال کم، با علاقه زیاد و به‌طورداوطلبانه به جبهه می‌رود و با تلاش‌های مکرر آنجا می‌ماند.
    به گفته نویسنده، نوجوان قهرمان این داستان که در فرم اصلی آن از متون ملی استفاده شده، از یک حرکت شعاری احساسی به شعور و درک خاصی از شرایط می‌رسد.
    صحرایی در مورد علت انتخاب عنوان کتابش هم می‌گوید: سی‌مرغ هم در شاهنامه و هم در اثر عطار نیشابوری دیده می‌شود که با وجود مشکلات زیاد به قله قاف می‌رسدو در این کتاب، قله قاف همان پیروزی در جبهه جنگ است و منظور از سی مرد، 30 میلیون نفر از رزمندگان و خانوده‌ها و نسل‌اولی‌هایی هستند که برای رسیدن به قله قاف فداکاری کرده‌اند. موضوعی که باید مورد توجه همه جامعه ایرانی قرار بگیرد، درک این است که کسی که داوطلبانه به جنگ رفته، چه انگیزه‌ای داشته است.
    «سی‌مرد و سی‌مرغ» در 188 صفحه‌ که شامل هفت فصل با برداشت از هفت‌خوان رستم می‌شود به‌زودی از سوی انتشارات عصرداستان وابسته به بنیاد ادبیات داستانی در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در پنجشنبه یکم اسفند 1392 و ساعت 7:33 بعد از ظهر |

    پژوهشی در طنز و شوخ‌طبعی دوران دفاع مقدسچُرتکۀ ترکشی                                                        اکبر صحرایی

    آتش توپخانۀ عراق روی خط دفاعی زبیدات شدید است و هر روز تعدادی از بچه ها ترکش ریز و درشت می‌خورند و درازکش می‌شوند. توی همین هین و ین، تا یکی ترکش توپ می‌خورد، مش رجب ترکش سرد شده را بَرمی‌دارد و توی کلاه گل و گشادی آهنی می‌اندازد که آویزان کرده است به سقف ورودی سنگر تدارکات و می‌گوید: «اینم افتاد تو کلاه!»

    غروب که می‌شود، مش رجب کلاه آهنی را پایین می‌آورد و ترکش های داخل آن را شمارش می‌زند و برای خودش حساب و کتاب می‌کند. هر چه آدم و عالم از مش رجب می‌پرسند: «مش رجب این کارا یعنی چه؟»

    او هم شعار معروف سرکاری بچه های جبهه را در مقابل ستون پنجم، تحویل مان می‌دهد.

    ـ گفتن نگین... گفتن نگین...گفتن نگین!

    وقتی هم خیلی پیله می‌شویم که فلسفه کلاه آهنی و ترکش انداختن داخلش چیست مش رجب؟ نهیب می‌زند: «فضول رو بردن جهنم، گفتن هیزمِش تره!»

    زیز زیز بین بر و بچه های دسته یکم پچپچه می‌شود:

    ـ مش رجب موجی شده؟!

    برای فهمیدن سّر و پِر کلاه آهنی، حاج صلواتی تبلیغات گردان را جلو می‌اندازم و می‌برم پیش مش رجب. اول خودم می‌پرسم:

    ـ قصۀ این کلاه آهنی و انداختن ترکش توش چیه؟

    مش رجب دست می‌زند به کمر باریکش و می‌گوید: «گفتن، نگین قندعلی!»

    ـ نا سلامتی فرمانده دسته ام و مَحرم اسرار!

    ـ هر کی می‌خوای باش قندعلی، گفتن نگین!

    تیر آخرم را رها می‌کنم و اشاره می‌کنم تا حاج صلواتی از مش رجب بخواهد.

    حاج صلواتی دستی به ریش یک دست سفیدش می‌کشد و می‌گوید: «برای ما هم، گفتن نگین مش رجب!»

    ـ شما می‌فرمایید بگم، به روی چشمم! این کلاه آهنی آویزون، چُرتکۀ منه!

    فرز می‌گویم: «چُرتکه؟! قربون!»

    ـ بعله قندعلی، همون ماشین حساب شما!

    ـ حالا این چُرتکه ترکشی چه استفاده ایی داره قربون!

    ـ  آمار و ارقام گردان رو دقیق محاسبه می‌کنم قندعلی!

    ـ چه جوری مشتی؟

    ـ آخر هر روز، ترکشای تو کلاه آهنی رو شمارش می‌زنم و از آمار بچه ها کسر می‌کنم.

    ـ عجب! گردان مسئول آمار داره!

    ـ قندعلی! آمار چُرتکۀ ترکشی من با آمار دَرپیتی اونا فرق داره!

    ـ چه فرقی قربون؟

    ـ آمار گردان هفته ایه و به درد من نمی‌خوره. من واسۀ حساب و کتاب و خورد و خوراک آدمای حُقه بازی مثل تو و مراد شکمو، آمار به ساعت، دقیقه و ثانیه نیاز دارم قندعلی! 

     بی اختیار می‌زنم زیر خنده و می‌گویم:«تو دیگه کی هسی قربون!»

    ـ همونی که جلو ریخت و پاش و اسراف امثال تو رو می‌گیره. چی خیال کردی قندعلی، تدارکات گردان حساب و کتاب داره!

    می‌گویم: «اومدیم یکی ترکش خورد، مداوا شد و برگشت تو جبهه!»

    نیش خند می‌زند.

    ـ فلفور، از کلاه آهنی می‌کشمش بیرون قندعلی!

    دیگر حرفم نمی‌آید و حریفش نمی‌شوم و راهم را می‌گیرم و می‌روم.

    ظهر روز بعد آمار و ارقام دسته یکم را بر می‌دارم و می‌روم تا سهم تنقلات اهدایی و خورد و خوراک دسته یکم را از چنگال مش رجب بیرون بکشم و سرگوشی هم به آب بدهم. تا می‌رسم به جلو در سنگر، اثری از مش رجب نمی‌بینم. اطراف سنگر تدارکات حاج صلواتی پرسه می‌زند. می‌پرسم: «مش رجب رو ندیدی قربون!»

    پیرمرد شب کلاه سفیدش را روی کله جا به جا می‌کند و با انگشت اشاره می‌کند به کلاه آهنی گشاد آویزان شده به ورودی سنگر تدارکات.

    ـ مش رجب هم افتاد تو کلاه آهنی!

    اکبر صحرایی

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 و ساعت 1:25 بعد از ظهر |
    نویسنده :ابوالفضل طاهرخانی
    تاریخ: جمعه یازدهم بهمن 1392 ساعت: 7

                ابوالفضل طاهرخانی

    خلق شخصیتهای کمیک در فضای غیر کمیک

    نقدو بررسی  مجموعه سه جلدی «دارو دسته دارعلی» نوشته اکبر صحرایی

    مجموعه داستان طنز «دارو دسته دارعلی» در سه جلد، نوشته اکبر صحرایی، توسط انتشارات سوره مهردر سال 92چاپ و منتشرشده است . جلد اول این مجموعه با نام« آمبولانس شتری» ، در 124صفحه شامل 19 داستان  است . «خمپاره خواب آلود» ، « شیپورچی جنگ» ، «شعبده باز» ، «خمپاره انداز پیشانی سفید» ،«نسخةشهردار» ، «سیگاری ها لبخند»، «کمپوت گیلاس »، «سیگاردامادی»،« پل خرگیری»، «آمبولانس شتری»،« ندارکات»، «قوطی روحیه»، «شاخ جهنم» ، «نخ عمر»، «برانکارد خنده»، «شهرفرنگ»، «عصای انتقام»، «بیمة ننه»،و «دارعلی شوایک»، داستانهای مجموعه جلد اول را تشکیل می دهد.                       

    جلد دوم با عنوان «گردان بلدرچین ها»، در136صفحه ، شامل 20 داستان است . «گربه براق حنایی»، «آتش بس»،« دزدجوشن »،« باربی غنیمتی»،« گردان بلدرچین ها»، «مهر تبعید» ، «رقص دژ»، «سامورایی» «مجنون»، «پینوکیوهم آدم شد»، «جیش الایرانی»،« لب بشقابی» ، «یگان قاطرریزه»،«اسارت ساعتی» ، «دوقلوی سیامی»،« مسقطی»، «ریش نقره ای»، «زیلوی خنده»، «حرف حساب»، «تسویه حساب»، «کیسةخواب» و «روح مش رجب و طلسم» داستانهای این مجموعه است.                                        

    جلد سوم این مجموعه با عنوان «برانکارد دربستی»، در 142صفحه ، شامل 24 داستان است .« برانکارد دربستی» ، «شبح نفتی»، «اسیرکشی»، «مراد کلمب» ، «قتل بین امللی» ، «قایق توالت» ، «کمین مجنون» «یک شیفت جن، یک شیفت آدم» ، «الف بچه» ،« طعمة آبی و قرمز»، «تونل فرغون»، «نفرین نقلی»، «قبرکن»،« نمازشکن»، «کلاغ پر»، «رئیس دوقلی»، «شام آخر»، «اورژانس قاطری» ، «طایفه کشی»، «جنگ بازی»، «چاقوی بلال»، «ناشناس»، «واقعه» و «سه شرط حوری» داستانهای این مجموعه را تشکیل می دهد .

    «اکبر صحرایی»، متولد شیراز. لیسانس مدیریت، نویسندگی را با داستان های کوتاه جنگ در نشریات کشوری، دو هفته نامۀ کمان و عصر پنج شنبه و دیگر روزنامه های کثیر انتشار شروع کرد. اولین مجموع داستان کوتاه او " کانال و مهتاب" در سال 1378 به چاپ رسید.  مجموعه داستان کوتاه طنزش (خمپاره خواب الود1382) اولین تجربه موفق او در حوزه ی داستان کودک و نوجوان قرار دارد.                                              

    صحرایی بیش از 15 اثر داستانی منتشر کرده است . «هزار ونه» ، «پرونده »312، «آنا هنوز می خندد»،«حافظ هفت» و «کاش کمی بزرگتر بودم» ازجمله آثار وی به شمار می آید.                                                

    بعضی از آثار وی جوایزی بدست آورده اند . ر مان «حافظ هفت»  در سال 90،در پنجمین جایزه ادبی جلال آل احمد، داستان برگزیده شد.                                                                                            

    .

    ساختار                                                                                                                                           

    هرچند «اکبر صحرایی» نویسندة این مجموعه در مصاحبه ای گفته است : کسی که داستانی از این مجموعه را بخواند، برشی از لحظات دفاع مقدس را حس خواهدکرد، اما اگر خواننده ای تمامی داستانهای این مجموعه را مطالعه کند ، به لایه های زیرینی دست پیدا می کند.                                                             

    حال باید دید که آیا به راستی لازم است که خواننده  همة داستانهای این مجموعه را بخواند تا به لایه های زیرین آن پی ببرد. اگر کسی تنها به خواندن چند داستان اکتفا کند ، برداشتی از داستان نخواهد کرد؟ آنچه در وهله نخست به چشم می آید ، این است که تمامی داستانهای این مجموعه ساختار خاطره دارند و هر داستان یک الی دو خاطره را با پرداخت داستانی روایت می کند؛ به طوریکه ماجرای هر داستانی باداستانهای دیگر ارتباط ندارد . اما اگر خواننده ای تمامی داستانهای این مجموعه سه جلدی رامطالعه کند ،  به کلیت شخصیتهای شوخی که به گفتة «صحرایی»، در دفاع مقدس نیز حضور داشته اند ، پی می برد.                   

    ازآنجایی که پایانِ قریب به اتفاق داستانها، نتیجه و برآیند حوادث و رویدادهای ماقبل خود نیست ، لذا در گونه داستان خاطره قرار می گیرند ، داستانهایی که ساختارشان خاطره است . بنابر این خواندن خاطره ای که در زمان و مکانی خاص اتفاق افتاده است ، در پایان داستان ، خواننده دیگر انتظار ندارد دنبالة آن را در داستان دیگری بخواند. حال اگر داستان لایه زیرینی داشته باشد، از  هر داستانی که می خواند ، خواهد گرفت .      

     اما با مطالعة این داستانها می توان به صراحت اذعان کرد که هر داستان خاطره ، قصه ای مستقل دارد و به دیگر قصه های مجموعه وصل نیست ، به طوریکه اگر خاطره ای را از مجموعه حذف کنیم یا خاطره ای را به آن اضافه کنیم و یا اینکه ترتیب خاطرات را به هم بزنیم ، هیج خللی به مجموعه وارد نخواهدکرد.                                                             

    طنز                                                                                                                       

    پیرنگ                                                                                                                  

    پیرنگ داستانهای مجموعه سه جلدی «دارو دسته دارعلی» بر طنز استوار است . از آنحایی که طنز در داستان انواع گوناگونی دارد، ابتدا به تعریف طنز و انواع آن می پردازیم و در خلال آن پیرنگ داستان را نقد می کنیم .

     طنز                                                                                                                       

    در تعریف طنز آمده است: «اثری ادبی که با استفاده از بذله، برعکس کردن، خشم و نقیضه، ضعف ها و تعلیمات اجتماعی جوامع بشری را به نقد می کشد.»                                                                          

     داستانهای این مجموعه  در گونه طنز قرار می گیرند، هدف نویسنده  در وهله اول خنداندن نوجوانان است تا در لایة زیرین داستانها، آنهارا با فرهنگ دفاع مقدس  آشنا  کند،  نویسنده تلاش کرده که با استفاده از طنز، مخاطبین را به خواندن داستان جذب نماید.  «اکبر صحرایی»، سعی کرده است به مخاطب خود به طور غیر مستقیم بگوید که این بار نه با یک متن جدی و کلیشه ای در زمینه دفاع مقدس روبه رو است ، بلکه با داستانهای طنزی آمده ام که هم شما را بخندانم و هم با فرهنگ دفاع مقدس آشنا کنم.                       

    اهوی ملت ! رد شدن هر نوع خواننده از داستانهای دارو دستة من قدغنه ! شرایط واسة هر دو دسته ، خوانندة کم حوصله و پرحوسله ، حسابی جفت و جوره . کم حوسله ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته ، پرحوصله ها با خواندن کل مجموعه اجازة ورود به ماجراهای تودرتو رو پیدا می کنن قربون رفیق جبهه و جنگ شما ، دارعلی .( متن پشت و ابتدای کتاب)                                                           

    طنز معمولا به صورت یک نامه ، خاطره یا داستان گفته می شود. این گونه داستانها یا خاطره ها معمولا واقعیت ندارند و متناسب با موضوع مورد نظر نویسنده طراحی می شود اما ممکن است که رویدادی واقعا رخ داده باشد و نویسنده با ایجاد تغییرات و افزودن شاخ و برگای لازم ، آن را به صورت قالبی مناسب برای موضوع مورد نظر خویش در آورد.                                                                                                           

    اگر طنز به صورت نقل خاطره باشد راوی اصلی داستان گاهی خود نویسنده است و گاهی هم یک شخصیت خیالی که نویسنده او را به عنوان یک شخص واقعی معرفی می کند. در طنزهایی که به صورت داستان بیان می شوند دو یا چند شخصیت خیالی با نامهای مخصوص نقشهای اصلی را بازی می کنند. خود نویسنده نیز نامی طنز آمیز برای خود انتخاب می کند. ممکن است نامی که برای یک شخص در طنز انتخاب می شود از جهاتی با نام شخصی که مورد نظر نویسنده است شباهت داسته باشد تا خواننده بی درنگ آن شخص را به خاطر بیاورد.

    انواع طنز                                                                                                                   

    به طور کلی طنز ادبی را به دو دسته می توان تقسیم کرد : 1- طنز کلامی 2- طنز موقعیت                        

    طنز کلامی                                                                                                                 

    در «طنز کلامی» نویسنده با استفاده از عبارتهای خنده دار یا به کار بردن عبارتها در جایی که متناسب با موضوع نیستند، نوشته های طنز آمیز به وجود می آورد. گاهی نیز نویسنده با بازنویسی یک داستان قدیمی یا تقلید از یک سبک ادبی، طنز کلامی می آفریند. برای مثال ، تذکرة المقامات گل آقا نمونه ای از این طنز است که بر اساس شوخی با تذکرة الاولیای عطار نوشته شده است. گاهی در طنز کلامی نویسنده به شکل غیر مستقیم منظورش را به این مخاطب می رساند و در واقع خودش را به کوچه ی علی چپ می زند. در این شیوه ، نویسنده با بی طرفی درباره ی موضوع حرف می زند.                                                                 

    گاهی در طنز کلامی نویسنده از وارونه گویی استفاده می کند. برای مثال، از کسی تعریف می کند در حالی که منظورش انتقاد و بدگویی از اوست. گاهی نیز با طولانی کردن کلام و استفاده پشت سر هم ازجملات بی ربط و با ربط ، نوعی طنز کلامی شکل می گیرد. به طور کلی طنز کلامی در میان مردم بسیار رایج است و طنزهایی رادیویی و بسیاری از طنزهای مکتوب در نشریات نیز بر این اساس پدید آمده اند.                                 

    بیشتر داستانهای این مجموعه به شیوة طنز کلامی نوشته شده است ؛ بطوریکه نویسنده تا آنجا پیش می رود که  صحنه های جدی و غم انگیز را با طنز کلامی خود طنز آمیز می کند.                                               

    نویسنده با شیوة طنز کلامی هم پیرنگ داستانهایش راوسعت بخشیده ، هم از طریق آنها را به سوی طنز کشیده است.                                                                                                                      

    باروت و دود توی حلقم می پیچد. تا جنگ می خوابد ،چند زخمی روی دستم باد می کند ...(ص 18، ج 1)                       

    بازانوهای لق لق و صورت نشسته هل می خورم توی سنگر فرماندة گردان . مرتضی، برّ و برّ نگاهم می کند.(ص20،ج1)          

    اوهوی ملت ! نجس شدم . این سگ ماهی های بدترکیب چی می خوان از جونم ، قباحت داره . تا فیس باد می آد ، همة کون و مکان آدم معلوم می شه !(ص 35،ج 3 )                                                                                                               

    شوخی ، هجو و مسخره کردن گونه هایی از طنز کلامی است که به صورت شفاعی و کتبی به منظور تفریح و خنداندن دیگران بکار می رود. در این مجموعه در جای جای داستانها از این گونه های طنز کلامی به فور استفاده شده است.                                                                                                       

    حاج صلواتی هم به مأموریت دوم خود عمل می کنند و صبح و ظهر و غروب ، پیش از اذان ، داخل پادگان می چرخد و با بلندگوی دستی ، با لهچه و اصطلاحات ابتکاری ، برای واحدها ویگانها ، قوطی قوطی ، روحیه پرتاب می کند (ص16،ج2 )                     

     

    طنز موقعیت                                                                                                            

    تضاد بین دو پدیده یا بی تناسبی اتفاقی با آنچه معمول و مورد انتظار است، می تواند موقعیتی طنز آلود ایجاد کند. منظور از طنز موقعیت نیز شرایطی از این دست یا شرح حوادث و موقعیت هایی است که مخاطب را به خنده وا می دارد.در زندگی عادی نیز موقعیتهای طنز بسیار پیش می آیند. به عنوان مثال، زمانی که شاگردی به گفته های معلم و بحث جاری در کلاس توجه ندارد و در همین شرایط معلم چیزی از وی می پرسد.در نتیجه شاگرد حواس پرت ممکن است به سوالی که معلم پرسیده بی ربط پاسخ بگوید و با شلیک خنده ی دانش آموزان مواجه شود                                                                                                     .

    طنز موقعیت در داستانها و لطیفه ها بیشتر رواج دارد و معمولا تاثیر عمیق تری بر جای                              می گذارد و خلاقانه و هنرمندانه تر به نظر می آید. گاهی خواننده در مواجهه با طنز موقعیت مجبور می شود که توقف کند و اندکی بیاندیشد تا بتواند موضوع را در ذهنش حلاجی کند و بعد بخندد که این خنده لزوما از سر نشاط نیست ، بلکه گاهی نیشخندی ازسر تاسف است.                                                                  

    در مجموعه سه جلدی ف نویسنده ، به خلق موقعیت های طنز آمیز دست می زند .  اما این موقعیت ها را سعی کرده با طنز کلامی گسترش بدهد ، در صورتی که موقعیت طنز آمیز به وجود آمده آنقدر ظرفیت گسترش را ندارد و داستان را پر حجم کرده است به عنوان نمونه می توان به داستان «دارعلی شوایک » اشاره کرد. حشره ای توی گوشش می رود . او برای معالجه نزد دکتر صحرایی می رود ، و او با موقعیت بی ثمر و طنز آمیز سعی می کند که حشره را از گوش دارعلی در بیاورد ، اما موفق نمی شود ، در پایان داستان که به طور تصادفی حشره از گوش دارعلی بیرون می آید ، به او می گویند که طرف دکتر نبوده بلکه امدادگر بوده است . نمونه آن    در این سه مجموعه بسیار است ، در بعضی از داستانها دو خاطره یا چند تکه خاطره به صورت داستانی پرداخت شده است .در داستان« قوطی روحیه»  خاطره افتادن ماشین در چاله و ماجرای مش رجب که با بلندگویش دیگران رابرای نماز خواندن بیدار می کند،نمونه ای از این داستانهاست .                                                 

    داشتن پیرنگ منسجم و قصه های جذاب در داستان ، خواننده را به خواندن داستان ترغیب می کند . در این مجموعه سه جلدی کمبود قصه برای داستانها به شدت احساس می شود.                                              

    بیشتر داستانها یک یا دو موضوع یا خاطره  را محورداستان قرار داده اند ؛ عمدة این موضوعات و خاطره ها آنچان برد ندارد که تبدیل به داستان کوتاه شود. برخی از این داستانها در حد یک لطیفه است که نویسنده آنها راکش داده است .که بیشتر این داستانها پایان لطیفه واری نیز دارند.بعضی از این موضوعات حذابیتی داستانی ندارند و صرفاً گزارشی ازیک رویداد و ماجرای خنده آور است .                                                               

    برخی داستانهای مجموعه پایان نیمه تمامی دارند مثل داستان «قوطی روحیه»،«برانکارد خنده»و «بیمه ننه »

    برخی داستانهای این مجموعه مثل«سیگاریها لبخند» و «کمپوت گیلاس» گزارشی از یک موقعیت است و در آن هیچ اتفاق داستانی نمی افتد و مشکلی برای شخصیتها بوجود نمی آید تا آنها برای رفع موانع و مشکل تلاش کنند . این مسئله در خیلی از داستانهای این مجموعه دیده می شود .                                             

    پرداخت                                                                                                                  

    داستانهای مجموعه پرداخت ریز بافتی دارند، اما به نظر می رسد که زیادی حجیم شده اند ، هر چند  برخی داستانها جا داشت که مفصل تر پرداخت گردد. پرداخت داستانی مجموعه ها، بر طنز کلامی استوار است . به نظر می رسد نویسنده دشوارهایی زیادی را پشت سر گذاشته باشد تا توانسته مجموعه ای از داستانها را که در فضای دفاع مقدس به وقوع می پیوندد به داستانهای طنز تبدیل کند . هر چند اننتظارمی رفت که داستانهایی با طنز موقعیت در این مجموعه قرار بگیرد ، اما به حق باید گفت نوشتن چنین مجموعه ای که چندین بار بازنویسی شده است کار هر نویسنده ای نیست .صحرایی که سالها در صحنه های دفاع مقدس حضور داشته و خاطرات زیادی از آن دوران داشته است ، توانسته چنین مجموعه ای را به سر انجام برساند.                     

    تصاویر طراحی شده در مجموعه با موضوع داستانها نه تنها هماهنگی داشت ، بلکه به جذابیت طنز داستانها نیز  کمک زیادی کرده بود.                                                                                                   

    پرداخت و شیوة نوشتن داستانها نشان می دهدکه «اکبر صحرایی» سالها پیش به طنز نویسی علاقه مند بوده  است و تجربیات و توانمندی خوبی در این زمینه کسب کرده است.                                               

    مجموعه سه جلدی با صحنه ها و تصاویر کمیکی که دارد ، برای ساخت سریال تلویزیونی مناسب است .نویسنده   با الهام از خاطرات خود و دیگران و عبوردادن این موضوعات  از خلاقیت ذهن ، توانسته است شخصیتهای بدیع و نویی خلق کرده کند. شخصیتهای داستان در طول ماجراهایی که در مناطق مختلف دفاع مقدس می گذرد ، شکل می گیرند . شخصیت پردازی در این مجموعه به نوع خود تازه و مثال زدنی است . اگر نویسنده می توانست شوخی های عامی که فراگیر است و معمولاً کلیشه ای تلقی می شود از کردار و رفتار شخصیت ها حذف می کرد و به جای آن عمل و رفتار نوتری بکار می برد ، شاید شخصیتهای این مجموعه ماندگارتر از این می شدند.                                                                                                                    

    شخصیتهایی چون «دارعلی »، راوی داستان،« مش رجب»، «شاپور»،«حاجی صلواتی »،«بلال»،«کاظم » از جمله شخصیتهای هستند که با تدوین و مونتاژ چندین شخصیت بوجود آمده و سرانجام در تنور ذهن نویسنده پخته شده اند . این روند شخصیت پردازی باعث می شود که شخصیتها ماندگاری بیشتری در ذهن داشته باشند.

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 و ساعت 9:42 بعد از ظهر |

    دفاع مقدس و طنز بیگانه نیستند

     

    اکبر صحرایی، نویسندة مجموعه «دار و دستة دارعلی» با اشاره به اینکه این مجموعه کاری طنز است، گفت: اعتقاد دارم حوزة دفاع مقدس حوزة زندگی است که توأم با شادی و نشاط است.
    این نویسنده که در غرفة انتشارات سوره مهر در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حاضر شده بود، حوزة دفاع مقدس را حوزة زندگی دانست و ادامه داد: در دفاع مقدس ما زندگی جریان داشته و این زندگی شامل طنز و شوخ‌طبعی نیز می‌شده است، نباید محو مسائلی مانند اسارت‌ها، تیر و ترکش‌ها و مرگ‌ها شویم. در کتاب دار و دستة دارعلی سعی کرده‌ام به بخش دیگری از جنگ که همان طنز است توجه کنم.
    وی ادامه داد: برای نسل امروزی که ذهنیتش از دفاع مقدس فقط شوق برای کشته شدن است، باید نشان می‌دادیم که جبهه به تنهایی خانواده است و وقتی نوجوانی به جبهه می‌رود باید او را بعد از چند سال به زور به خانه بفرستند.
    صحرایی با اشاره به اینکه ادبیات داستانی بهترین ابزاری است که می‌تواند نشاط و زندگی را نشان دهد، گفت: ادبیات داستانی می‌تواند حتی بهتر از فیلم‌ها عمل کند، چون در فیلم‌ها گاهی غیر واقعی عمل می‌کنند. همچنین با شناختن ابزار و عناصر داستانی و ادبیات و استفاده از طنزی که با خلق و خوی ایرانی هماهنگ باشد، می‌توانیم به اهدافی که داریم برسیم. این نویسنده همچنین شکل‌گیری این مجموعه را این گونه توضیح داد: خاطرات مستندی از بچه‌هایی که خودشان در جنگ بوده‌اند، وجود داشت که تبدیل به 64 داستان در 3 مجموعه شد و تلاش کردم هر کدام به شکل مستقل باشد، اما به صورت نخی به هم بسته شده باشند و وحدت داشته باشند.
    وی شخصیت دارعلی در این مجموعه را واقعی معرفی کرد و گفت: دارعلی هم‌اکنون در شیراز زندگی می‌کند و مشغول شوخ‌طبعی‌های خودش با اطرافیان است و در انتظار کتاب به سر می‌برد.
    صحرایی یادآور شد: اتفاقاتی که در کتاب برای دارعلی و دوستانش می‌افتد شاید همه به این شکل نباشند، اما برای اینکه خواننده به شناخت برسد ما همه چیز را در دارعلی جمع کردیم تا بتواند قهرمانی برای نوجوان ایرانی باشد.
    این نویسنده در پایان با اشاره به تصویرگری‌های کتاب گفت: ارتباط خوبی با تصویرگر (مسعود کشمیری) برقرار شد و آقای کشمیری با خواندن چندین بارة داستان‌ها توانستند شخصیت‌ها را به گونه‌ای که من می‌خواستم طراحی کنند و به نظرم تصویرگری این کتاب تکمیل‌کنندة داستان‌های من شد

     

    » نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

     

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 و ساعت 7:4 بعد از ظهر |

    دوغ صلواتی                          اکبر صحرایی 

    ـ اوهووی خارخاسکا! بیان دوغ صلواتی!

    توی هوای داغ بعدازظهر جنوب، صدای بوق دار مش رجب از سنگر گرم و دَم گرفته شلمچه بیرونم می‌کشاند. پشت بندش، بقیه برو و بچه های دست یکم هم از سنگرهای شان بیرون می‌خزند. می‌خواهم هوار بکشم:

    ـ اوهووی ملت، تو خط جمع نشین خطرناکه!

    اما یادم می‌آید توی مرخصی درمانی هستم و فرمانده دسته هم شاپور است. سه سوت کوچک و بزرگ دور مش رجب و دیگ بزرگ دوغی حلقه می‌زنند. گوش شیطان کرّ، مش رجب مسئول تدارکات گردان دست به خیرات زده است. خودم را می‌رسانم به دیگ. مش رجب، پشت دیگ بزرگ رویی باد کرده و پارچ قرمز رنگ پلاستیکی را توی دست گرفته است. پارچ را هی توی دیگ می‌زند و دوغ را بهم می‌زند. گاه پارچ را بالا می‌آورد و دوباره می‌ریزد توی دیگ!

    ـ اوهووی خارخاسکا بیان دوغ خنک!

    داوود ریز و میزه می‌زند روی ران مش رجب و می‌گوید: «بابا بزرگ، چشم بصیرت داشته باشی منو زیر پات می‌بینی!»

    مش رجب چپ چپکی داوود را نگاه می‌کند و می‌گوید: «خارخاسک! ببخشین شب بود ندیدم!»

    ـ دقت کن بابابزرگ تو شب هم ببینی!

    ـ خارخاسک، انگار خدا جای قد و بالا، زبون بهت داده شصت متر! 

     می‌روم کنار مش رجب و می‌گویم: «آفتاب از کدوم طرف دراومده قربون!»

    بر می‌گردد و زُل می‌زند توی صورت من.

    ـ قندعلی، فضولی اش به تو نیومده!

    خُرد خُرد بقیۀ بچه های دستۀ یکم هم با ظرف و ظروف می‌آیند و دیگ بزرگ دوغ و مش رجب را محاصره می‌کنند.

    ـ مشتی آب گچ نباشه!

    ـ نه خارخاسکا!

     مش رجب دلش نمی‌آید دوغ توی ظرف بچه ها بریزد و جای آن، پارچ را توی دوغ می‌زند، بالا می‌آورد و دوباره توی دیگ برمی‌گرداند.

    داوود ول کن معرکه نیست.

    ـ بابا بزرگ، اینجوری دوغ رو دستت باد می‌کنه!

    ـ لا الله الا الله..شیطون می‌گه...

    صدای سوت خمپاره خرمگس معرکه می‌شود.

    ـ بچه ها زنبور اومد...دراز بکــــ...!»

    خمپاره گرومپ چند متر دورتر، روی خاکریز زمین می‌خورد و همۀ افراد و خودم پرش سه ثانیه که جای خود دارد، پرش بی ثانیه انجام می‌دهیم و شیرجه می‌زنیم که جای دندانم روی زمین می‌ماند! موج خمپاره را خاکریز می‌گیرد اما صدای فرّ و فرّ ترکش های مگسی، نمکی و یا حسینی را بالای سرم واضح می‌شنوم. خاک و دود که پَس می‌رود با احتیاط بلند می‌شوم. بقیه هم بر می‌خیزند و ازنو، دوربر دیگ دوغ جمع می‌شوند. مش رجب هم سینه صاف می‌کند و پارچ پلاستیکی را تا می‌زند توی دیگ، صدای آخ از توی دیگ بلند می‌شود و چشمم می‌دود توی دیگ! دوغ بهم می‌خورد و از وسطش  آدمی نیم وجبی و باریکی، دوغ چکان سر بلند می‌کند و تا کمر صاف توی داغ می‌ایستد و سلام می‌کند.

    ـ سلام مش رجب!

    صدای داوود را می‌شناسم. مش رجب هم که جا خورده و ترسیده، با تردید و دو دلی دستی به سر و روی داوود دوغ چکان می‌کشد.

     ـ خارخاسک، تو پاتیل دوغی چه می‌کنی؟! 

    بچه ها عین ساقه پیچک، به خودشان می پیچیدند، قی می کشیدند و خنده شان می روند هوا! داوود دوغ های روان شده از دو سوراخ دماغش را مُشت می‌کند و می‌ریزد توی دیگ و دل و روده ملت بالا می‌آورد. بچه ها پا پَس می‌کشند تا فلنگ را ببندند، مش رجب هوار می‌کشد: «فرار قدغن خارخاسکا! هرکی سهم دوغ اش رو نخوره، تا یه هفته از غذا خبری نیس.»

     

     

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در یکشنبه دهم آذر 1392 و ساعت 8:0 بعد از ظهر |

    خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

    محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

    حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

    خانه » اخبار » خبر

     

    سه‌گانه اکبر صحرایی در صدر فروش نمایشگاه یاد یارمهربان

    10 آذر 1392، ساعت 13:15

    پنج اثر پرفروش سوره مهر در نمایشگاه یاد یارمهربان مشخص شدند که بر این اساس سه گانه داستانی اکبر صحرایی برای نوجوانان تحت عنوان «دارو دسته دارعلی» به عنوان آثار پرفروش سوره مهر مشخص شدند.

    به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، به غیر از سه گانه طنز داستانی صحرایی، کتاب«گردان چهارنفره» احمد دهقان و قصه‌های غرب وحشی شهرام شفیعی نیز به ترتیب دیگر آثار پرمخاطب سوره مهر در نمایشگاه یار مهربان عنوان شدند.

    سه گانه طنز داستانی اکبر صحرایی؛«آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین»، «برانکارد دربستی» در حالی در نمایشگاه امسال یارمهربان به عنوان پرفروش‌های سوره مهر مشخص شدند که امسال در نمایشگاه بین‌المللی کتاب نیز در بدو چاپ جزو آثار پرمخاطب در حوزه ادبیات کودک ونوجوان قلمداد شدند.

    گردان چهار نفره احمد دهقان نیز که به چاپ نهم رسیده جزو کتاب‌های طلایی سوره مهر است.کتاب‌های طلایی به کتاب‌هایی گفته می‌شوند که در جوایز مختلف برگزیده می‌شوند.

    داستان‌های طنز غرب وحشی شهرام شفیعی «با تخم مرغ مهربان باش»،«گربه در جوراب زنانه» و«مرغ سوخاری» نیز همواره جزو آثار پرفروش سوره مهر در زمینه ادبیات کودک و نوجوان هستند.

    نمایشگاه یارمهربان دیروز نهم آذرماه به کار خود خاتمه داد

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه چهاردهم آبان 1392 و ساعت 1:41 بعد از ظهر |
    کد خبر : 57214 زمان انتشار : 14 آبان 1392 12:41:00
    اختصاصي// اكبر صحرايي:

    «سيد عباس صالحي» بايد نقشه راه تازه اي براي ادبيات ترسيم كند

    معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (سيد عباس صالحي) براي اعتلاي فرهنگ و ادبيات كشور بايد نقشه راه و استراتژي تازه اي را ارائه دهد.

    «سيد عباس صالحي» بايد نقشه راه تازه اي براي ادبيات ترسيم كند

    اكبر صحرايي نويسنده در گفتگو با خبرنگار سينما خبر در خصوص برنامه هاي معاونت فرهنگي براي اعتلاي فرهنگ كشور گفت :  برنامه هاي معاونت فرهنگي به عنوان استراتژيك ترين معاونت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد شامل دو قسمت بلند مدت و كوتاه مدت باشد و در برنامه هاي بلند مدت خود بايد به سمتي برود كه مشكل اساسي ادبيات و فرهنگ ما كه نداشتن نقشه راه و استراتژي است را حل كند.


    وي ادامه داد : معاون فرهنگي «سيد عباس صالحي» بايد قوانيني زيربنايي وضع كند كه حتي بتوانند آن را به مجلس شوراي اسلامي ببرند و همچنين بايد در آن قوانين ، تعريف جامعي از هنر به خصوص ادبيات قرار دهند و به نظر من اين اصولي ترين كاري است كه سرپرست معاونت فرهنگي پس از سالها كه كارهاي زيربنايي شكل نگرفته ، بايد انجام دهد.


    نويسنده كتاب «دار و دسته دارعلي» اظهار داشت : برنامه و قانون هايي كه در حال حاضر براي فرهنگ و هنر كشور است كهنه شده و مديران جديد بايد اين قوانين را به روز كنند و بايد يك استراتژي واضح و معيني را ارائه دهند تا آنها را بتوانيم تا چند سال آينده ب كار گيريم .


    صحرايي گفت : ساختار قالب برنامه هاي معاونت فرهنگي بايد برنامه ريزي در جهت حرفه اي كردن حوزه ادبيات باشدكه اين موضوع متأسفانه برمي گردد به قوانيني كه در اين راستا موجود نيست و بايد بررسي شود و در مرحله دوم معاون فرهنگي بايد از منتقدان و پيشكسوتان متعهد به انقلاب اسلامي براي اعتلاي فرهنگ و ادبيات كشور بهره بگيرد.

                                         
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در یکشنبه دوازدهم آبان 1392 و ساعت 12:59 بعد از ظهر |

    گزارشی درباره غرفه سوره مهر نمایشگاه ملی دفاع مقدس؛

    ناشری که زینت بخش یک نمایشگاه است

    12 آبان 1392

    در اواسط روزهای پاییزی که شهر آرام آرام حال و هوای زمستانی به خود می‌گیرد، دریکی از روز نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس به غرفه سوره مهر می رویم. این نمایشگاه که با حضور 120 ناشر برگزار می شود به همت سپاه حضرت رسول الله (ص)، سازمان حفظ و نشر آثار دفاع مقدس بسیج و سپاه و معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران) تشکیل شده است. انتشارات سوره مهر نیز دراین نمایشگاه(نمایشگاه ملی دفاع مقدس) به سان بیشتر نمایشگاه‌های کتاب در کشورحضور فعال و چشمگیری داشته است، به طوریکه با ورود به صحن و سرای نمایشگاه مزبور با تبلیغات متنوع سوره مهر در زمینه ادبیات پایداری روبه‌رو می شویم. بی‌گمان سوره مهر در زمینه ادبیات دفاع مقدس در ژانرهای مختلف خاطره،ادبیات داستانی، شعر و آثار پژوهشی جنگ نیز دارای آثار در خور توجهی می‌باشد. با ورود به غرفه سوره مهر آثار مختلف سوره مهر در زمینه ادبیات پایداری به خوبی نظرها را به خود جلب می‌کند. 
    کمی آن طرف تر جوانی با صدای بلند کتاب «سفر به گرای 270درجه» احمد دهقان را از مسئولان غرفه خواستار می‌شود، پس از آنکه کتاب را در اختیار او قرار می‌دهند وی بدون فوت وقت این اثر را خریداری می‌کند، از این جوان که خود را مهندس متالوژی معرفی می‌کندعلل خرید کتاب را جویا شده، می‌گوید: «این کتاب را برای یکی از دوستانم خریداری می‌کنم در اصل بخشی از نوستالوژی دوران نوجوانی من با این اثر بوده است که باید گفت در آن دوران با این رمان انس ویژه‌ای را برقرار کرده بودم، نثر روان و نگاه واقع‌بینانه به جنگ به را باید از ویژیگی‌های این کتاب دانست.»
    سفر به گرای رمان «سفر به گرای ۲۷۰ درجه» عنوان اثری است از احمد دهقان با موضوع جنگ هشت‌ساله ایران و عراق. این رمان پس از انتشار خود توانست جایزه 20 سال داستان‌نویسی، جایزه چهارمین دوره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس و جایزه بیست سال ادبیات پایداری را به دست آورد.این اثر را باید یکی از زنده‌ترین و ملموس‌ترین و در عین حال منصفانه‌ترین آثار داستانی در توصیف صحنه‌های نبرد هشت ساله علیه دشمن بعثی به شمار آورد. رمانی که شخصیت‌پردازی ملموس آن در کنار بیان شفاف و قابل لمس صحنه‌های نبرد، این اثر را نه برای مخاطب ایرانی که برای تمام مردمانی است که دوست دارند روایتی انسانی و واقعی از جنگ بخوانند، به اثری قابل اعتنا و در خور توجه مبدل کرده است.دهقان با ادبیاتی تصویری و در عین ‌حال ساده، مخاطب خود را صفحه به صفحه، به دل صحنه‌های نبرد می‌برد و در حد و اندازه‌های یک فیلم مستند او را به هیجان می‌آورد.این کتاب به دلیل سبک خاص نوشته و روایت عمیق و ویژه جنگ اقبال زیادی به خود جلب داشت و مورد توجه جدی قرار گرفته است.رزمندگان در این کتاب انسان‌هایی زمینی معرفی می‌شوند با تمام ضعف‌ها و قوت‌های یک انسان عادی، انسان‌هایی عادی که در وقت نیاز کاری غیر عادی انجام دادند و با فداکاری کشور را حفظ کردند. اما افرادی را هم می‌بینیم که حتی در این موقعیت به چیزی جز راحتی خودشان فکر نمی‌کنند.

    گروهی از دانش آموزان با یونیفورم ثابت به غرفه سوره مهر آمده هر کدام به سمتی پراکنده می‌شوند، پس از مدتی هیاهو در داخل غرفه، کتاب «دارو دسته دار» علی اکبر صحرایی را بین خود دست به دست می‌چرخانند. نکته ای که قابل توجه بوده عکس‌های داخل مجموعه است که توانسته نظر دانش آموزان را به خود جلب کند که در این بین باید کار تصویرگر کتاب مسعود کشمیری را نیز ستود. این اثر یک مجموعه ادامه‌دار سه جلـدی است، که «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین‌ها»، «برانکارد دربستی» نام دارند و خمیر مایه آن‌ها طنز برای نوجوانان است. این مجموعه که در زمینه ادبیات پایداری است ویژگی آن‌ها در این است که هر کدام شامل داستان‌های کوتاه و مجزا از یکدیگر است، اما در مجموعِ سه جلد آن که 64 داستان کوتاه را شامل می‌شود پیوستاری دیده می‌شود که در آن خوانش خاصی دنبال می‌شود.

    سخن آخر، اینکه انتشارات سوره مهر با در نظر گرفتن ذائقه مخاطبان مختلف توانسته در راستای علاقه‌مندی‌های گروه‌های سنی آثار متنوعی را به زیور چاپ رسانده، بحق باید این ناشر را زینت بخش چهارمین نمایشگاه ملی دفاع مقدس نامید.

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در پنجشنبه نهم آبان 1392 و ساعت 2:47 بعد از ظهر |
    تاریخ انتشار : 1392-06-19 (08:24)
    معرفی یک سه جلدی باحال
    آمبولانس شتری
    محمد امین شرکت اول :

    یکی از موضوعات موفق در عرصه ادبیان کشورمان موضوع دفاع مقدس است. خوشبختانه در سال‌های اخیر تنوع در نوع نگارش آثار این زمینه بسیار بالا رفته است و مخاطبانش را در بین تمامی گروه‌های سنی پیدا کرده است.

    یکی از مجموعه آثاری که در این زمینه به رشته تحریر در آمده، مجموعه سه جلدی «دارو دسته‌ی دارعلی» است که با قلمی طنز توسط «علی اکبر صحرایی» نگاشته شده است. این مجموعه سه جلدی با نگاه و زبانی طنزآمیز به موضوع دفاع مقدس و حوادثی که در جبهه‌ها به وقوع می پیوست می‌پردازد.

     

    نویسنده خود در مورد این اثر سه جلدی می‌گوید: این اثر یک مجموعه ادامه‌دار سه جلدی به نام «دار و دسته‌ دار علی» است، که با سه کتاب «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین‌ها»، «برانکارد دربستی» همراه است، طنز خاطراتِ مستندی است از بچه‌هایی که خودشان در جنگ حضور داشته‌اند، که من با اقتباس از رشادت‌های آن‌ها در جنگ، این اثر را تبدیل به 64 داستان در 3 مجموعه کرده‌ام؛ در اصل تلاش داشته‌ام داستان‌ها در این سه مجلد، به شکل مستقل ولی به صورت ظریف با یکدیگر پیوند و وحدت داشته باشند.

     

    اوهمچنین درباره‌ شخصیت اول داستان یعنی «دارعلی» می‌گوید: دارعلی شخصیتی واقعی است و هم اکنون در شیراز زندگی می‌کند و همچنان شوخ طبعی‌های خودش با اطرافیان را دارد.

    نویسنده از قول شخصیت اول داستان‌هایش  در پشت جلد کتاب بندی را نوشته، که جلاب است:

    اهووی ملت! رد شدن هر نوع خواننده از داستا‌ن‌های دار و دسته من قدغنه! شرایط واسه هر دو دسته، خواننده کم حوصله و پر حوصله، حسابی جفت و جوره. کم حوصله‌ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته، پرحوصله‌ها با خوانده کل مجموعه اجازه ورود به ماجراهای تودرتو رو پیدا می‌کنن. 

    رفیق جبهه و جنگ شما، دارعلی!

     

    جلد اول این مجموعه به نام آمبولانس شتری در123 صفحه نگاشته و به قیمت69,000 ریال؛ جلد دوم آن به نام  گردان بلدرچین ها در 133 صفحه به قیمت 74,000 ریال و جلد سوم آن به نام برانکارد در بستی به قیمت 79,000 ریال در چاپ اولشان در قطع رقعی توسط نشر سوره مهر چاپ و بفروش می‌رسد.

    تعداد بازدید : 294
    تعداد نظرات : 24
    1392-06-19 (19:53)
    0
    سن جیمی : 4 ماه
    0
    خسته نباشی ممحمد امین جان، به محمد میگم بخره!!خخخخ
    امتیـــــاز
    4372
     
    1392-06-19 (20:00)
    0
    سن جیمی : 4 ماه
    0
    بنظر خیلی عالی مییاد و قیمتش هم خوبه...اگه دستم برسه حتما میخرمش :)...ممنون ماشا :)
    امتیـــــاز
    6426
     
    1392-06-19 (20:16)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    0
    خوندن داره این کتابها خیلی ممنون باید جالب باشه
    امتیـــــاز
    7058
     
    1392-06-19 (20:25)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    0
    خیلی به نظرم جالب اومد...از کجا میشه تهیه کرد؟
    امتیـــــاز
    14142
    0
    1392-06-19 (21:30)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    وحید جان کتاب آفتاب داره؛ من خودم از اونجا خریدم؛ حدفاصل میدون شهدا و چهار راه شهدا- پاساژ رحیم پور
    امتیـــــاز
    5915
     
    1392-06-19 (20:48)
    0
    کاربر ناشناس
    0
    ممنون برادر خوبم .. خیلی دوست دارم بخرم ..دفاع مقدس هم جز علایقمه:)
     
    1392-06-19 (21:07)
    0
    کاربر ناشناس
    0
    دارو دستۀ دازعلی را خوانده ام و لذت بردم. قلم نویسنده اکبر صحرایی محشر است.
     
    1392-06-19 (21:14)
    0
    سن جیمی : 1 سال و 1 ماه
    0
    اینجور کتابا خیلی جالبه این سبک کتابا در مورد جنگ:))مرسی مستر شرکت
    امتیـــــاز
    32401
     
    1392-06-19 (23:00)
    0
    سن جیمی : 6 ماه
    0
    من از این جور کتابا خیلی دوس دارم ممنونم:)
    امتیـــــاز
    5208
     
    1392-06-20 (01:45)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    0
    به ما هم قرض میدین کتاباتونو مستر ماشا؟
    امتیـــــاز
    3570
    0
    1392-06-20 (14:06)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    من تا جایی که بتونم به کسی کتاب قرض نمی دم؛ چون باس فرهنگ کتاب خریدن جا بیوفته !!!!!!!
    امتیـــــاز
    5915
    0
    1392-06-20 (21:18)
    0
    سن جیمی : 4 ماه
    حرفتون رو قبول دارم ها... اما گاهي كه آدم بين دو تا انتخاب ميمونه :(( اينكه كتاب رو به امانت نده و طرف هم دنبال خريدش نميره ، كتاب رو به امانت بده تا لااقل اگه نميخره و فرهنگ خريد كتاب جا نميفته، فرهنگ كتابخواني جا بيفته، )) ، ترجيح ميدم دومي رو انتخاب كنم...
    امتیـــــاز
    820
     
    1392-06-20 (01:59)
    0
    سن جیمی : 3 ماه
    0
    ممنون بابت معرفی این کتابها تو اولین فرصت تهیه میکنم و میخونمشون
    امتیـــــاز
    3704
     
    1392-06-20 (06:46)
    0
    سن جیمی : 7 ماه
    0
    این همون کتابیه که می گفتی؟؟ینی این همون آدمه که می گفتی با قمه می رفته اونارو می کشته و میومده؟:)
    امتیـــــاز
    15714
    0
    1392-06-20 (13:55)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    نع باوا !!!!! اون شخص شهید شاهرخ ضرغام است !!!!!!
    امتیـــــاز
    5915
     
    1392-06-20 (09:08)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    0
    متشکر و بسی ممنان ادمین ماشا....حتما میخرم مخصوصا الان که با کمبود کتاب مواجه شدم!!!
    امتیـــــاز
    10717
     
    1392-06-20 (09:46)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    0
    بايد كتاب جالبي باشه حتما تهيه ميكنم
    امتیـــــاز
    3990
     
    1392-06-20 (13:15)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    0
    ممنونم برای معرفی ، آقا اگر خریدی خوندی بگو منم بیا از شما بگیرم :))) خخخخ :)
    امتیـــــاز
    36046
    0
    1392-06-20 (13:53)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    :| :| :| :| به نظرت من چطور ممکنه که این کتاب رو نخریده باشو و نخونده باشم بعد بیام معرفیش کنم؟!؟!؟!؟! :|: | :|
    امتیـــــاز
    5915
    0
    1392-06-20 (15:00)
    0
    سن جیمی : 1 سال و 1 ماه
    اون طور!
    امتیـــــاز
    2906
     
    1392-06-20 (14:24)
    0
    کاربر ناشناس
    0
    بنظرخوندن داره!!!ممنون
     
    1392-06-20 (14:25)
    0
    سن جیمی : 4 ماه
    0
    کتاب های جالبی باید باشن؛ مخصوصاً اینکه انتشارات سوره ی مهر اونا رو چاپ کرده ! متشکر بابت معرفی
    امتیـــــاز
    104
     
    1392-06-20 (21:18)
    0
    سن جیمی : 4 ماه
    0
    من نخوندم. ممنون از معرفي
    امتیـــــاز
    820
     
    1392-06-21 (21:31)
    0
    سن جیمی : 0 سال
    0
    متشکر از معرفی
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه هشتم آبان 1392 و ساعت 11:53 بعد از ظهر |
    تعداد بازديد :
  • 100
  • شنبه 4/8/1392
  • تاريخ :
  • دار و دسته دارعلی


    نشست نقد و بررسی سه جلد کتاب از اکبر صحرایی با عناوین «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانکارد دربستی» که در قالب طنز به رشته تحریر درآمده است، با حضور نوینسده این مجموعه و مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری در این مرکز برگزار شد.

    «برانکارد دربستی»

    سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر و مقاومت در ابتدای این نشست درباره این کتاب‌ها گفت: آنچه در این سه کتاب آمده است، مدیون تجربه صحرایی و اتفاقاتی است که در جبهه برایش رخ داده است. صحرایی به این داستان‌ها هویت قومی داده و دیالوگ‌ها شیرازی است و حتی از شخصیت‌های انیمیشنی آشنا مثل لوبیای سحرآمیز و از دیگر کتاب‌ها به عنوان منبع استفاده کرده است. مطالعه نویسنده با هدف بوده و از منابعی همچون «جنگ دوست داشتنی» و «فرهنگ جبهه» هم استفاده کرده که اینها نشان دهنده اهمیت پژوهشی این کار است. ما در این کتاب‌ها را رفتار رزمندگان و ادوات جنگی آشنا می‌شویم.

    وی ادامه داد: شادی جنگ مقطعی و زودگذر است و به پای شادی دائمی نمی‌رسد. وقتی می‌گوییم جنگ آمیزه‌ای از استدلال و عاطفه است، در بخش عاطفی آن خنده و شادی نیز وجود دارد. جنگ فرصتی برای شعر، فرهنگ، ادب و بخش‌های گوناگون هنر است.

    سرهنگی تصریح کرد: اگر صحرایی داستان‌نویس نبود، کار موفق نمی‌شد. داستان یک معماری و ساختمانی دارد که در ذهنمان شکل می‌گیرد و فراموش نمی‌شود. در دنیای روزنامه‌نگاری بسیاری از گزارش ها ساختمان داستان دارند. بسیاری از قصه‌های جنگ که روایت اول شخص است، به داستان نزدیک است. آن قدر گزارش و داستان به یکدیگر نزدیک هستند که گفته می‌شود: «داستان، گزارش نیست». آنچه در جبهه‌ها به وجود می‌آمد به شرایط خاصی باز می‌گشت که با آن روبرو بودیم.

    وی افزود: ما چه می‌خواستیم و چه نمی خواستیم با مسائل طنز روبرو بودیم. روحیه طنز معمولاً وارد اسارت می‌شود و اگر بچه‌ها این روحیه را نداشتند، به سختی می‌توانستند مقابل عراقی‌های مخوف دوام بیاورند. نمی‌توانیم طنز جبهه را از طنز اسارت جدا کنیم و شکل آنها با موقعیتی که دارند تغییر می‌کند و بیشتر طنز موقعیت به وجود می‌آید.

    سرهنگی یادآور شد: جنگ تلخی های بسیاری دارد اما در حاشیه آن شما تبدیل به انسان دیگری می‌شوید و تغییر می‌کنید و احساس می‌کنید مرگ از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است. جنگ شرایط سختی دارد و خود اسارت روحیه خاصی می‌خواهد که بخشی از آن را باید خودمان به وجود بیاوریم. کار صحرایی در همین سه جلد این است که از تجربیات خودش، دیگران و داستانویسی برای نقل داستان استفاده کرده و به هم گره زده است. همه ما با قصه بزرگ شده‌ایم و حتی گزارش‌های سیاسی و اجتماعی در قالب داستان می‌گنجد تا خاطرات در ذهن بماند و قابل انتقال و ترویج باشد.

    مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری بیان کرد: به نظرم ساختار کتاب مناسب است چون با انسان‌های امروز گرفتار و دغدغه‌مند ساخته شده است. ما داستان‌های 55 کلمه ای داریم که از آنها با عنوان داستانک یاد می‌شود.  انسان امروز این قصه‌های کوتاه را راحت‌تر می‌خواند و می‌پذیرد چون زمان کمتری را باید برای قرائت آن صرف کند. کارهای کوتاه باعث می‌شود که روحیه مطالعه در ما منقطع نشود. همه ما عجولیم و به سرعت می‌خواهیم به نتیجه برسیم و کارهای کوتاه از این جهت برایمان لذت بخش می‌شود.

    سرهنگی با ارائه پیشنهادی در خصوص تألیف جلد چهارم، خطاب به صحرایی تشریح کرد: پیشنهاد می‌کنم که در متن‌های بعدی خودشان اصطلاحات و کلماتی که زیاد در این سه جلد به کار برده‌اند را کمتر استفاده کنند. در جلد بعدی باید از بعضی کلمات تکرارشونده مثل «انگشت سبابه» یا «گردن کشیدن» پرهیز و آشنایی‌زدایی کنند و از عبارات و ضرب المثل‌های تازه‌تر استفاده کنند که کار جذاب‌تر شود.

    وی تأکید کرد: وقتی می‌خندیم به شر غلبه می‌کنیم و برای خندیدن وقت نمی گذاریم. بیماری‌های جسمی از طریق خنده درمان می‌شود. رمان صحرایی این بخش از جنگ که خندیدن هم شامل عاطفه آن می‌شود در بر می گیرد.

    ما چه می‌خواستیم و چه نمی خواستیم با مسائل طنز روبرو بودیم. روحیه طنز معمولاً وارد اسارت می‌شود و اگر بچه‌ها این روحیه را نداشتند، به سختی می‌توانستند مقابل عراقی‌های مخوف دوام بیاورند.

    مدیر دفتر ادبیات و هنر و مقاومت در خصوص ترجمه اثر به زبان کشورهای منطقه و احتمال کم شدن مخاطب در پایان گفت: وقتی اثری جهانی می‌شود که ملی و قومی باشد. این کتاب‌ها به گونه ای نیست که آذری یا خراسانی متوجه آن نشود، بلکه از آن لذت می‌برد و با فرهنگ و روحیه قوم دیگری آشنا می‌شود. ممکن است که نوشتن کتاب به زبان یک قوم خاص باعث کم شدن تیراژ شود، اما از طرف دیگر این تصور خوب ایجاد می‌شود که هیچ قومی در یک کشور از خودش غافل نبوده و همه حاضر هستند. وحدت ملی برای ما اهمیت بیشتری دارد. تمام مشکلات جنگ ما با وحدت ملی برطرف شد.

    حضور کمرنگ طنز در ادبیات دفاع مقدس

    اکبرصحرایی نویسنده کتاب در ادامه سخنان سرهنگی گفت: من سعی کردم در این مجموعه، قصه شکل بگیرد. ما معمولاً در ادبیات جنگ یک پایه عمده ادبیات یعنی عشق زمینی را نداریم. به عنوان نویسنده‌های انقلابی کمی با محدودیت روبرو هستیم، چون افراد دیگر از ابزار عشق برای بیان روایت خود استفاده می‌کنند. در این کار سعی شده است که عشقی به نام «حوری» وارد متن شود که تلفیقی از زمینی بودن یا آسمانی بودن است. در واقع ترکیبی از عشق زمینی و معنوی در کار وجود دارد تا داستان‌ها به یکدیگر متصل شوند.

    نویسنده کتاب «دار و دسته دارعلی» ادامه داد: تلاشم خلق موقعیت‌های طنز با شخصیت‌های خاص مثل «مش رجب» بودم. معمولاً در طنز بزرگنمایی و اغراق وجود دارد و سعی کردیم این اغراق را از سوژه‌های واقعی در طنزمان بیاوریم. در این سه جلد سعی کردیم حرفی به نام داستان وجود داشته باشد تا متهم نشویم که فقط خاطره یا تاریخ شفاهی نقل می‌کنیم. تلاش کردیم کنار صحنه‌های طنز و خلق شخصیت‌های متنوع، ایثارها و شهادت ها را هم نشان دهیم.

    صحرایی در پاسخ به این پرسش که آیا داستان‌های این سه کتاب می تواند پیوسته باشد یا نه، گفت: به نظرم پیوسته است. ما قصه‌ای به نام «خمپاره انداز سفید» داریم که کارکرد انتقادی طنز دارد و مظلومیت بچه های اول جنگ را به تصویر می‌کشد.

    این نویسنده درخصوص گمانه‌زنی تغییر در چاپ‌های مجدد سه جلد کتاب دارو دسته «دارعلی» توضیح داد: در چاپ مجدد تغییری در این سه جلد اعمال نمی‌کنیم، اما جلد چهار را اتود خواهیم زد. در حوزه دفاع مقدس کار طنز کم است، اما سعی کردیم در حوزه داستان کوتاه راه را باز کنیم و فکر نمی‌کنم در این چهار جلد تغییر زیادی ایجاد کنیم.

    بخش کتاب و کتابخوانی

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه هشتم آبان 1392 و ساعت 6:58 بعد از ظهر |

    گزارشی از چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع‌مقدس

    «دار و دسته دارعلی» و «دوست شهیدم»

    » سرویس: فرهنگ حماسه - حماسه

    چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس در مصلای امام خمینی (ره) تهران دومین روز خود را سپری می‌کند.

    به گزارش خبرنگار ایسنا، در این نمایشگاه 600 میلیون ریال بن الکترونیکی خرید برای چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس در نظر گرفته شده است. سقف این مبلغ به صورت کلی سه میلیارد ریال است و قرار است به اقشار عادی یعنی دیپلمه 200 هزار ریال، فوق‌لیسانس، طلبه و بسیج فعال 400 هزار ریال، جانبازان، ایثارگران و خانواده‌های شهدا 500 هزار ریال و سایر نهادها و ارگان‌ها و موسساتی که می‌خواهند از این بن‌ها استفاده کنند پنج میلیون ریال اختصاص یابد.

    به گفته بعضی از غرفه‌داران در روز اولین بازدید عمومی خوب بوده و امیدوار بودند طی روزهای آینده مخاطبان زیادی از نمایشگاه بازدید کنند.

    تعداد قابل توجه بازدیدکنندگان از غرفه‌ها خواستار کتاب‌هایی با موضوع تحلیل جنگ، خاطره و داستان زندگی شهدا بودند. البته کتب اسنادی هم جزو درخواست‌ها بود.

    نکته جالب توجه در این نمایشگاه استقبال از غرفه‌های استانی بود و فروش قابل توجهی هم داشتند.

    غرفه‌های فروش کتاب‌ها هم تخفیف از 20 درصد تا 40 درصد را داشتند تا خریداران بیشتری را جذب کنند.

    عرضه آثار کودک و نوجوان هم در این نمایشگاه زیاد به چشم می‌خورد و نوجوانانی بودند که چنین کتاب‌هایی را می‌خریدند. به عنوان مثال مجموعه سه جلدی و طنز «دارو دسته دارعلی»، «من اهل درس نیستم» و خاطرات شهید بقایی طرفداران زیادی داشت.

    عرضه قلم‌های صوتی و تصویری مرتبط با دفاع مقدس هم دیگر بخش این نمایشگاه است. به این صورت که وقتی قلم خاص دارای صفحه ال سی دی وقتی بر روی واژه یا جمله‌ای همچون صوت،فیلم و غیره قرار می‌گیرد صوت و تصویر مربوطه را پخش می‌کند.

    غرفه لوازم‌التحریر هم دیگر بخش نمایشگاه است که تصاویر فرماندهان شهید چاپ شده بر روی جلد دفترچه‌های تحریر عرضه می‌شود.

    «دوست شهیدم» دیگر غرفه موجود در نمایشگاه کتاب دفاع مقدس است که سبک زندگی فرماندهان شهید را به نمایش گذاشته و قصد دارد جوانان امروز را با سبک زندگی شهدا از جمله انتخاب همسر و برخورد با مشکلات زندگی و ... آشنا کند. در این غرفه سفره عقدی هم به سیاق سال‌های جنگ چیده شده است و مسئول غرفه به شبهات و سوالات جوانان در مورد جنگ تحمیلی پاسخ می‌دهد.

    برای ایجاد تنوع در نمایشگاه همچنین نقالی دفاع مقدس و اجرای نمایش تک نفره هم در نظر گرفته شده است تا مخاطبان از این دو طریق هم با دفاع مقدس بیشتر آَشنا شوند.

    نخستین دوره نمایشگاه ملی کتاب دفاع‌مقدس مهرماه سال 89 و در شهر اصفهان برگزار شد که حدود 80 ناشر در آن شرکت کردند.

    دومین دوره این نمایشگاه مهرماه سال 90 در شهر مقدس مشهد برگزار شد و طبق آمار 103 ناشر در آن شرکت کردند.

    همچنین سومین دوره نمایشگاه، مهرماه سال 91 در شهر شیراز برگزار شد و تعداد ناشران شرکت‌کننده در آن به 120 ناشر رسید.

    روز گذشته هم نشست نقد و بررسی کتاب «روند جنگ ایران و عراق» نوشته سردار دکتر حسین علایی در چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع‌مقدس برگزار شد.

    نشست تخصصی «فرصت‌ها و چالش‌های جهانی شدن ادبیات دفاع مقدس» هم از ساعت 14:30 در محل چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس برگزار می‌شود.

    انتهای پیام

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه هشتم آبان 1392 و ساعت 11:58 قبل از ظهر |

    معرفی ادبیات دفاع مقدس در نمایشگاه کتاب فرانکفورت

    اکبر صحرایی امسال به‌عنوان یکی از مهمانان ویژه شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت بود که با ۲۰ عنوان کتاب به‌عنوان نماینده ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشت.



    اکبر صحرایی امسال به‌عنوان یکی از مهمانان ویژه شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت بود که با ۲۰ عنوان کتاب به‌عنوان نماینده ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشت. وی متولد سال ۱۳۳۹ در شهر شیراز است که نوشتن را در جنگ و با جنگ آغاز کرد. او فارغ‌التحصیل رشته مدیریت دولتی و از سال ۶۵ مشغول به داستان‌نویسی جنگ است. این نویسنده مجموعه داستان های زیر را خلق کرده است: "کانال مهتاب"، "هزار و نه"، "خمپاره خواب آلود"، مجموعه داستان "ورود ممنوع"، "پرونده ۳۱۲"، "آنا هنوز هم می‌خندد"، "شمشاد و آرزوی چهارم"، "سامورائى جزیره مجنون"، رمان "کاش کمی بزرگتر بودم "و"خیابان پیر و ۱۹ داستان کوتاه". رمان "پرونده ۳۱۲" این نویسنده، توسط شورای اقتباس رمان مرکز سیما فیلم تصویب و حق اقتباس آن خریداری شده است.
    با او درباره شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت گفت و گو کردیم.

     

    - شما به‌عنوان یکی از نویسندگان ایرانی در شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشتید، کلیت آن را چگونه دیدید؟
    تا سال‌های گذشته مساحت غرفه ایران نیمی از مساحت غرفه امسال را داشت اما مساحت غرفه ایران امسال دو برابر شده بود، ناشران دو قسمت بودند، عمدتا چند ناشران خصوصی در غرفه‌ای در بخش کودک و نوجوان حضور یافته بودند و در کنار سایر کشورها فعالیت می‌کردند، بنده هم دیداری از این بخش داشتم؛ اما در غرفه اصلی هم ناشران حضور داشتند، فضایی اختصاص به آثار دفاع مقدس و انقلاب داشت.


    - شما امسال به‌عنوان یکی از نویسندگان فعال در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس در شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشتید، ارزیابی خودتان از حضور کتاب های دفاع مقدس در این رویداد بزرگ فرهنگی و جهانی چیست؟
    شاید بتوان گفت ۸۰ عنوان کتاب دفاع مقدس در این بخش حضور داشت که تعداد کمی از این آثار به لاتین ترجمه شده بود، مشکل عمده ما در همین بخش است که بایستی طی کار یک ساله و پیش از اینکه سال آینده زمان آغاز نمایشگاه فرانکفورت برسد کارهایمان را به زبان بین‌المللی ترجمه کنیم، لزوما نیاز به کپی رایت نیست، معتقدم حتی اگر روی جلد کتاب‌ها خلاصه‌ای از داستان و رمان را به انگلیسی ترجمه کنیم و به کتاب اضافه کنیم می‌تواند در معرفی موثر باشد، یعنی عمده کارهای ما به زبان فارسی بود، این مسئله باعث شده بود بیشتر مراجعان ایرانی‌های مقیم آلمان یا اروپا باشند، که می‌توانستند ارتباط برقرار کنند، در حوزه دفاع مقدس این اتفاق افتاد، به ایرانی‌های بسیاری برخوردیم که از اروپا و آلمان حضور داشتند و به شدت مشتاق ادبیات انقلاب و دفاع مقدس بودند.


    - قسمت ارتباط با مخاطبان خارجی را چطور دیدید؟ آیا نقاط ضعفی در این بخش دیدید که نیاز به توجه بیشتری داشته باشد؟
    شاید نقطه ضعفی را که ما باید بپوشانیم قسمت ارتباط با مخاطبان خارجی است که اتفاقا با بسیاری از این افراد مواجه شدیم و در غرفه ایران حضور می‌یافتند، اما از کتاب چیزی متوجه نمی‌شدند.


    - اگر بخواهید درباره نقاط قوت حضور ناشران ایرانی در نمایشگاه امسال فرانکفورت صحبت کیند به چه مواردی اشاره می‌کنید؟
    یکی از کارهای مثبت جزوه یا کتابچه‌ای بود که در آن حدود ۲۰ کتاب ترجمه شده بود و به همراه شناسنامه و خلاصه اثر در آن درج شده بود، در کنار آن زندگینامه و هدف نویسنده هم آمده بود، البته سی دی هم تهیه شده بود که همین موارد را در برداشت، اتفاقا از این بخش بسیار استقبال شد. می‌شود همین کار را به کلیه آثار حوزه انقلاب، دفاع مقدس و ادبیات معاصر تعمیم داد.


    - معمولا یکی از اتفاق های مثبت این گونه نمایشگاه ها دیدار نویسندگان کشورهای مختلف با همدیگر است. در این باره شما چه نظری دارید؟
    بله، موضوع دیگر آشنایی با ناشران ایرانی و خارجی مقیم آلمان بود که این موضوع اتفاق افتاد، گپ و گفت‌هایی هم با ناشران داشتیم و با افراد مترجم و ناشر صحبت‌هایی داشتیم، این ارتباطات فکر می‌کنم کمک کرد تا برای نمایشگاه‌های سال آینده برنامه‌ریزی کنیم، اشاره کردم که این چند روز برگزاری نمایشگاه باید زمان برداشت آنچه طی یک سال کاشته شده باشد، فکر می‌کنم امسال برای اولین بار تجربه وسعت غرفه، معرفی آثار عمده انقلاب و دفاع مقدس و بعضا نویسنده بود و در حدی که آشنایی صورت گیرد، حتی آثار در اختیار برخی ناشران قرار گرفت اما این کارها قطعا از امروز باید آغاز شود تا سال آینده محصول آن را ببینیم.


    - اصولا نفس وجود غرفه موضوعی و فعالیت با کیفیت‌تر موضوع مهمتری است، آیا به نظر شما نباید از کمیت کاسته و به کیفیت پرداخته شود؟
    من به سایر غرفه‌ها هم رفتم، به دقت در غرفه امارات، عربستان و بحرین، ژاپن رفتم اما غرفه‌های آنها هم در همین ابعاد بود، فکر می‌کنم بحث روی فضای غرفه موضوع را به انحراف می‌برد و اصل ماجرا فراموش می‌شود، بحث من در کیفیت است، غرفه ایران تقریبا متعارف بود، اما موضوع این است که معمولا برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده ممکن است نداشته باشیم. معتقدم امسال در کلیت فضای مثبتی درباره با ارتباط با مخاطبان ایرانی و خارجی و ناشران دیدم، اما اینکه غرفه چگونه باید باشد باید تخصصی مورد بررسی قرار گیرد. مشکل ما این است که آسیب و آفت شناسی نمی‌کنیم تا ببینیم مشکلات از دوره اول حضور تاکنون چه بوده است.


    - نحوه ارائه آثار حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی در نمایشگاه امسال فرانکفورت را چگونه بود؟
    باهمکاری مسئولان موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی، معرفی چکیده‌ای از آثارم به زبان انگلیسی در این نمایشگاه ارایه شد. البته آثار دیگری هم در حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی ارایه شده بودند که با همکاری مترجمان و غرفه‌داران به خوبی معرفی شدند.


    - در طول برگزاری نمایشگاه مهم ترین نکته ای که نظر شما را جلب کرد چه بود؟
    مهم‌ترین نکته‌ای‌ که در طول برگزاری این نمایشگاه به آن پی بردیم، علاقه‌ ایرانیان مقیم کشور‌های دیگر برای مطالعه آثاری به زبان فارسی بود. معتقدم با وجود ضعف‌هایی که از نظر توزیع در داخل کشور داریم، باید به جای توجه صِرف به موضوع ترجمه و کپی‌رایت، به موضوع ترویج زبان فارسی و توزیع کتاب‌های فارسی در کشور‌های دیگر نیز توجه کنیم.


    - با توجه به تفاوت فرهنگی موجود میان جامعه اروپایی و ایرانی، آیا آثار ایرانیِ حوزه دفاع مقدس، از نظر محتوایی چنین قابلیتی دارند که بتواند نظر مخاطبان غیر ایرانی را هم جلب کند؟
    مهم این است که در این آثار به محور مشترک پرداخته شده باشد و آن محور، «ادبیات داستانی» است. وقتی کشور‌های دیگر متون کهن ما را ترجمه می‌کنند، می‌توان امیدوار بود که هر قدر به سمت قصه‌ پردازی و ادبیات داستانی پیش برویم، مخاطبان بیشتری را در آن سوی مرز‌ها به سمت این آثار جلب می‌کنیم. زمانی که سوژه ما دفاع مقدس و انقلاب اسلامی است، ریختن این موضوع‌ها که بُعد انسانی داشته‌اند، در قالب قصه و ادبیات داستانی از اهمیت بالاتری برخوردار خواهد بود. همان‌گونه که ما به قصه‌ها و فیلم‌های آنان (دیگر کشور‌ها) علاقه‌مند می‌شویم، برای ایرانیان مقیم دیگر کشور‌ها هم داستان‌های سرزمین اجدادی‌شان جالب خواهد بود. البته کتاب‌های حوزه تاریخ شفاهی مانند «دا» نیز مخاطبان و علاقه‌مندان بسیاری در کشور‌های دیگر می‌توانند داشته باشند.


    - به نظر شما چه زمینه‌هایی می‌تواند مخاطبان خارجی را به آثار حوزه دفاع مقدس کشورمان جلب کند؟
    دفاع مقدس ما به دلیل ویژگی‌های انسانی و الهی که دارد، با دیگر نبرد‌های دنیا متفاوت است. در گفت ‌و گو‌هایی که با مراجعان خارجی به غرفه ایران داشتم، بیان موضوع‌هایی مانند داوطلبی، ایثار، شهادت ‌طلبی و از همه مهم‌تر شیوه زندگی ما در دوران دفاع مقدس، بسیار مورد علاقه آنان بود.


    - دستاورد‌های نمایشگاه کتاب فرانکفورت امسال را چگونه می بینید؟
    در این نمایشگاه، دو کتاب «معمای کانال ماهی» و «کاش کمی بزرگ‌تر بودم» من که در ایران به زبان انگلیسی ترجمه شده بود مورد استقبال قرار گرفت. رایزنی‌هایی با ناشران آمریکایی، آلمانی، تاجیک، کویتی، عربستانی و. .. درباره آثار حوزه دفاع مقدس داشتیم. ناشر تاجیک که کتاب «خیابان پیر» من را خوانده بود از متن آن تعریف کرد و یک ناشر آمریکایی نیز تحت تاثیر تصویرگری جذاب «دار و دسته دارعلی» قرار گرفته بود.


    - حالا که نمایشگاه به پایان رسیده است، به نظر شما و با توجه به تجاربی که از این نمایشگاه به دست آمده چه باید کرد؟
    گمان می‌کنم که نمایشگاه کتاب فرانکفورت نباید برای ما نقطه پایان باشد. به این مفهوم که باید از فردای روز پایان نمایشگاه به فکر توسعه روابط با کشور‌های دیگر باشیم و برای سال آینده برنامه ریزی کنیم. نتایج گفت‌و گو‌های این دوره را هم می‌توانیم در سال آینده شاهد باشیم.


    - ارزیابی شما از آثار حوزه ادبیات جنگ کشور‌های دیگر در نمایشگاه فرانکفورت چیست؟
    بیشتر کشور‌ها بر موضوع جنگ‌های مدرن تمرکز داشته‌اند. بسیاری از آثار شاخص ارایه شده در حوزه جنگ نیز به زبان فارسی ترجمه شده‌اند. البته در این زمینه گفت‌وگویی میان ایران و دیگر کشور‌ها انجام نشد، اما امیدوارم در نمایشگاه سال بعد، به این موضوع در گام نخست توجه شود.


    - تفاوت های نمایشگاه کتاب فرانکفورت با نمایشگاه کتاب تهران را چگونه دیدید؟
    ۹۵ در صد فعالیت ها در نمایشگاه کتاب فرانکفورت مربوط به معرفی کتاب ها، دعوت از نویسنده ها و تعامل آنها با مخاطبان و برگزاری کنفرانس ها مربوط می‌شود در حالی که در نمایشگاه ایران کاملا برعکس است و ۹۵ در صد از فعالیت ها به فروش کتاب ها معطوف می‌شود و نویسندگان در نمایشگاه کتاب تهران به هیچ وجه جایگاه خاصی ندارد.


    - از نظر امکانات این دو نمایشگاه بین المللی را چطور مقایسه می‌کنید؟
    سالن های کنفرانس در نمایشگاه فرانکفورت تجهیزات کاملی دارد و همینطور نویسندگان و مولفان از عناصر اصلی نمایشگاه محسوب می شوند و فروش در این نمایشگاه تنها به روز آخر آن هم به شکل سمبلیک محدود می‌شود اما متاسفانه نمایشگاه کتاب تهران به یک بازار بزرگ برای فروش تبدیل شده است و این یک مشکل و یا بهتر است بگویم آفت بزرگ تبدیل شده است.


    - بحث کپی رایت یکی از جدی ترین اقداماتی است که در نماشگاه فرانکفورت صورت می گیرد، در حالی که در نمایشگاه کتاب تهران وضعیت کاملا متفاوت است. در این باره توضیحی دارید؟
    بله، قصه کپی رایت در ایران سر دراز دارد در حالی که در بسیاری از کشور ها موضوعی حل شده است، کپی رایت در این نمایشگاه نقش اساسی را بر عهده داشت در حالی که ما در این رابطه هنوز اقدامات جدی را صورت نداده ایم و قطعا این مسئله به سیایت های کلان فرهنگی ما باز می‌گردد که باید اصلاح شود. در مجموع، حضور ایران در این نمایشگاه فرصت خوبی برای معرفی ادبیات ایران به خصوص ادبیات ذفاع مقدس است و با توجه به اینکه امسال حضور جدی تری از سال های گذشته در این نمایشگاه را برای ایران شاهد بودیم امیدوارم که بتوانیم در سال های آینده اقدامات موثرتری را در زمینه کپی رایت و همچنین معرفی فرهنگ ایرانی را داشته باشیم.

    سه شنبه ۱۳۹۲/۸/۷ @ ۱۰:۳۱
    علی الله سلیمی نویسنده و خبرنگار
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه سی ام مهر 1392 و ساعت 11:37 قبل از ظهر |
    مرتضی سرهنگی در نشست نقد «دار و دسته دارعلی»:

    آتش جنگ را وحدت ملی از بین برد/ از فرصت بیان هنری جنگ بهره ببریم                                

    خبرگزاری تسنیم: مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری با بیان اینکه طنز در جبهه دشواری‌های جنگ را راحت‌تر کرده بود، گفت: اگر بچه‌ها این روحیه را نداشتند، به سختی می‌توانستند مقابل عراقی‌های مخوف دوام بیاورند. در واقع آتش جنگ را وحدت ملی از بین برد.

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست نقد و بررسی سه جلد کتاب از اکبر صحرایی با عناوین «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانکارد دربستی» که در قالب طنز به رشته تحریر درآمده است، با حضور نوینسده این مجموعه و مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری در این مرکز برگزار شد.

    سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر و مقاومت در ابتدای این نشست در خصوص این کتاب‌ها گفت: آنچه در این سه کتاب آمده است، مدیون تجربه صحرایی و اتفاقاتی است که در جبهه برایش رخ داده است. صحرایی به این داستان‌ها هویت قومی داده و دیالوگ‌ها شیرازی است و حتی از شخصیت‌های انیمیشنی آشنا مثل لوبیای سحرآمیز و از دیگر کتاب‌ها به عنوان منبع استفاده کرده است. مطالعه نویسنده با هدف بوده و از منابعی همچون «جنگ دوست داشتنی» و «فرهنگ جبهه» هم استفاده کرده که اینها نشان دهنده اهمیت پژوهشی این کار است. ما در این کتاب‌ها را رفتار رزمندگان و ادوات جنگی آشنا می‌شویم.

    وی ادامه داد: شادی جنگ مقطعی و زودگذر است و به پای شادی دائمی نمی‌رسد. وقتی می‌گوییم جنگ آمیزه‌ای از استدلال و عاطفه است، در بخش عاطفی آن خنده و شادی نیز وجود دارد. جنگ فرصتی برای شعر، فرهنگ، ادب و بخش‌های گوناگون هنر است.

    سرهنگی تصریح کرد: اگر صحرایی داستان‌نویس نبود، کار موفق نمی‌شد. داستان یک معماری و ساختمانی دارد که در ذهنمان شکل می‌گیرد و فراموش نمی‌شود. در دنیای روزنامه‌نگاری بسیاری از گزارش ها ساختمان داستان دارند. بسیاری از قصه‌های جنگ که روایت اول شخص است، به داستان نزدیک است. آن قدر گزارش و داستان به یکدیگر نزدیک هستند که گفته می‌شود: «داستان، گزارش نیست». آنچه در جبهه‌ها به وجود می‌آمد به شرایط خاصی باز می‌گشت که با آن روبرو بودیم.

    وی افزود: ما چه می‌خواستیم و چه نمی خواستیم با مسائل طنز روبرو بودیم. روحیه طنز معمولاً وارد اسارت می‌شود و اگر بچه‌ها این روحیه را نداشتند، به سختی می‌توانستند مقابل عراقی‌های مخوف دوام بیاورند. نمی‌توانیم طنز جبهه را از طنز اسارت جدا کنیم و شکل آنها با موقعیتی که دارند تغییر می‌کند و بیشتر طنز موقعیت به وجود می‌آید.

    سرهنگی یادآور شد: جنگ تلخی های بسیاری دارد اما در حاشیه آن شما تبدیل به انسان دیگری می‌شوید و تغییر می‌کنید و احساس می‌کنید مرگ از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است. جنگ شرایط سختی دارد و خود اسارت روحیه خاصی می‌خواهد که بخشی از آن را باید خودمان به وجود بیاوریم. کار صحرایی در همین سه جلد این است که از تجربیات خودش، دیگران و داستانویسی برای نقل داستان استفاده کرده و به هم گره زده است. همه ما با قصه بزرگ شده‌ایم و حتی گزارش‌های سیاسی و اجتماعی در قالب داستان می‌گنجد تا خاطرات در ذهن بماند و قابل انتقال و ترویج باشد.

    مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری بیان کرد: به نظرم ساختار کتاب مناسب است چون با انسان‌های امروز گرفتار و دغدغه‌مند ساخته شده است. ما داستان‌های 55 کلمه ای داریم که از آنها با عنوان داستانک یاد می‌شود.  انسان امروز این قصه‌های کوتاه را راحت‌تر می‌خواند و می‌پذیرد چون زمان کمتری را باید برای قرائت آن صرف کند. کارهای کوتاه باعث می‌شود که روحیه مطالعه در ما منقطع نشود. همه ما عجولیم و به سرعت می‌خواهیم به نتیجه برسیم و کارهای کوتاه از این جهت برایمان لذت بخش می‌شود.

    سرهنگی با ارائه پیشنهادی در خصوص تألیف جلد چهارم، خطاب به صحرایی تشریح کرد: پیشنهاد می‌کنم که در متن‌های بعدی خودشان اصطلاحات و کلماتی که زیاد در این سه جلد به کار برده‌اند را کمتر استفاده کنند. در جلد بعدی باید از بعضی کلمات تکرارشونده مثل «انگشت سبابه» یا «گردن کشیدن» پرهیز و آشنایی‌زدایی کنند و از عبارات و ضرب المثل‌های تازه‌تر استفاده کنند که کار جذاب‌تر شود.

    وی تأکید کرد: وقتی می‌خندیم به شر غلبه می‌کنیم و برای خندیدن وقت نمی گذاریم. بیماری‌های جسمی از طریق خنده درمان می‌شود. رمان صحرایی این بخش از جنگ که خندیدن هم شامل عاطفه آن می‌شود در بر می گیرد.

    مدیر دفتر ادبیات و هنر و مقاومت در خصوص ترجمه اثر به زبان کشورهای منطقه و احتمال کم شدن مخاطب در پایان گفت: وقتی اثری جهانی می‌شود که ملی و قومی باشد. این کتاب‌ها به گونه ای نیست که آذری یا خراسانی متوجه آن نشود، بلکه از آن لذت می‌برد و با فرهنگ و روحیه قوم دیگری آشنا می‌شود. ممکن است که نوشتن کتاب به زبان یک قوم خاص باعث کم شدن تیراژ شود، اما از طرف دیگر این تصور خوب ایجاد می‌شود که هیچ قومی در یک کشور از خودش غافل نبوده و همه حاضر هستند. وحدت ملی برای ما اهمیت بیشتری دارد. تمام مشکلات جنگ ما با وحدت ملی برطرف شد.

    حضور کمرنگ طنز در ادبیات دفاع مقدس

    اکبرصحرایی نویسنده کتاب در ادامه سخنان سرهنگی گفت: من سعی کردم در این مجموعه، قصه شکل بگیرد. ما معمولاً در ادبیات جنگ یک پایه عمده ادبیات یعنی عشق زمینی را نداریم. به عنوان نویسنده‌های انقلابی کمی با محدودیت روبرو هستیم، چون افراد دیگر از ابزار عشق برای بیان روایت خود استفاده می‌کنند. در این کار سعی شده است که عشقی به نام «حوری» وارد متن شود که تلفیقی از زمینی بودن یا آسمانی بودن است. در واقع ترکیبی از عشق زمینی و معنوی در کار وجود دارد تا داستان‌ها به یکدیگر متصل شوند.

    نویسنده کتاب «دار و دسته دارعلی» ادامه داد: تلاشم خلق موقعیت‌های طنز با شخصیت‌های خاص مثل «مش رجب» بودم. معمولاً در طنز بزرگنمایی و اغراق وجود دارد و سعی کردیم این اغراق را از سوژه‌های واقعی در طنزمان بیاوریم. در این سه جلد سعی کردیم حرفی به نام داستان وجود داشته باشد تا متهم نشویم که فقط خاطره یا تاریخ شفاهی نقل می‌کنیم. تلاش کردیم کنار صحنه‌های طنز و خلق شخصیت‌های متنوع، ایثارها و شهادت ها را هم نشان دهیم.

    صحرایی در پاسخ به این پرسش که آیا داستان‌های این سه کتاب می تواند پیوسته باشد یا نه، گفت: به نظرم پیوسته است. ما قصه‌ای به نام «خمپاره انداز سفید» داریم که کارکرد انتقادی طنز دارد و مظلومیت بچه های اول جنگ را به تصویر می‌کشد.

    این نویسنده درخصوص گمانه‌زنی تغییر در چاپ‌های مجدد سه جلد کتاب دارو دسته «دارعلی» توضیح داد: در چاپ مجدد تغییری در این سه جلد اعمال نمی‌کنیم، اما جلد چهار را اتود خواهیم زد. در حوزه دفاع مقدس کار طنز کم است، اما سعی کردیم در حوزه داستان کوتاه راه را باز کنیم و فکر نمی‌کنم در این چهار جلد تغییر زیادی ایجاد کنیم.

    انتهای پیام/

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه سی ام مهر 1392 و ساعت 11:30 قبل از ظهر |
    در شصت و هفتمین نشست «دگر خند» ۶۴ مطرح شد:

    سرهنگی: داستان نویسی به سمت ساده نویسی برود/ در مجموعه كتاب طنز "دار و دسته دارعلی" اطلاعات زیادی درباره جنگ آمده است

                       

    شصت و هفتمین نشست «دگر خند» با نقد و بررسی مجموعه كتاب "دار و دسته دارعلی" با اجرای مهدی فرج الهی و با حضور اكبر صحرایی نویسنده و مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت و مدیر مركز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری حوزه هنری ساعت 17 دوشنبه 29 مهر برگزار شد.                

    به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، در ابتدای این نشست اكبر صحرایی نویسنده مجموعه "دار و دسته دار علی" با بیان اینكه فضای جبهه ها مالامال از نشاط و طنز و زندگی بود و این دلیل نوشتن كتابی با مضمون طنزشد، گفت: بعد از انتشار كتاب خمپاره خواب آلود و استقبالی كه از آن شد تصمیم به نوشتن مجموعه كتاب دارودسته دار علی گرفتم. دارو دسته دار علی نماد گروهی است كه در گردان های مختلف در دوران جنگ حضور داشتند.
    صحرایی اضافه كرد: برای نگارش این مجموعه آثار طنز مختلف ایران و جهان را خوانده و از كتاب های دهخدا و عمران صلاحی نیز كمك گرفتم. این مجموعه از یك جلد به سه جلد تبدیل شد و اكنون نیز در حال نگارش جلد چهارم این مجموعه هستم.
    وی یكی از مشكلات گریبانگیر در آثار دفاع مقدس را كم توجهی به عنصر داستان دانست و ادامه داد: در مجموعه "دار و دسته دارعلی" سعی شد قصه نوشته و داستان گفته شود. در ادبیات داستانی جنگ یك پایه عمده جذابیت یعنی عشق وجود ندارد و به دلیل این محدودیت قدرت نویسنده انقلابی كم می شود اما در این كتاب سعی شد عشقی به نام "هوری" با تعلیق تا پایان داستان حضور دارد.
    صحرایی افزود: اغراق های سوژه های واقعی در كتاب باعث شكل گیری طنز شده است و در كنار آن شخصیت های مختلفی شكل می گیرد. در كنار طنز صحنه های آنی جنگ، ایثار و شهادت هم آمده است.
    در ادامه این جلسه مرتضی سرهنگی مدیر مركز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری كه به عنوان منتقد در این جلسه حضور داشت، جبهه را در دوران جنگ جوان و پرشور و پرتحرك دانست و گفت: روحیه طنز در رزمندگان در زمان جنگیدن و اسارت وجود داشت. در موارد متعددی سربازان عراقی رزمندگان ما را به خاطر خندیدن تنبیه می كردند.
    سرهنگی حضور صحرایی را در جبهه باعث بخشی از موفقیت كتاب دانست و افزود: داستان نویسی در كتاب دلیل دیگر موفقیت كتاب "دار و دسته دار علی" است. در این كتاب چند شخصیت ثابت حضور دارند كه هویت قومی شیرازی را به همراه  گفتگوها و ضرب المثل های شیرازی بیان می كند و این هنر اكبر صحرایی محسوب می شود.
    وی اضافه كرد: شخصیت های آشنا و كارتونی كه همه ما آنها را می شناسیم در كتاب آمده است و از اطلاعتی كه در كتاب وجود دارد با روابط دوستانه رزمندگان، جغرافیای جنگ و ادوات جنگی آشنا می شویم.
    سرهنگی اظهار داشت: شادی كه در جبهه ها وجود دارد، شادی غیردائمی و مقطعی است اما می توان خنده و شادی را یكی از سوغاتی ها و مانده های جنگ دانست.
    مدیر مركز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری با اشاره به اینكه در صورت داستان نویس نبودن صحرایی موفقیتی برای كتاب حاصل نمی شد، گفت: داستان ساختاری دارد كه فراموش نمی شود و بسیاری از خاطرات جنگ كه روایت اول شخص است به داستان نزدیك می شود.
    وی با بیان اینكه ما در جنگ با طنز روبرو بودیم، افزود: حاشیه جنگ بسیار جذاب و پر كشش بود و گاهی در حین حملات دشمن اتفاقات طنز شكل می گرفت در عین حال جنگ و اسارت دارای شرایط سختی بود كه روحیه خاصی می طلبید.
    سرهنگی خاطر نشان كرد: عناصر داستانی به ما كمك می كند تا متن ها و حوادث را به ذهن بسپاریم و این به یاد سپاری باعث ماندگاری داستان می شود.
    وی با پیشنهاد اینكه جلد چهارم كتاب نیز به صورت داستان های كوتاه آورده شود، اضافه كرد: آدم امروز گرفتار است و حوصله خواندن داستان های بلند ندارد. داستان بایستی به سمت ساده نویسی برود. خواندن رمان بلند شرایط خاصی را می طلبد اما داستان كوتاه را در هر جایی كه فرصت خواندن پیش بیاید می توان خواند و با این كار روحیه مطالعه نیز شكل می كیرد. با توجه به عجول بودن انسان از داستان های كوتاه به دلیل نتیجه گیی سریع استقبال می شود.
    سرهنگی ادامه داد: پیشنهاد من برای نگارش جلد چهارم كتاب آشنایی زدایی كردن است به این معنی كه از آوردن كلمات تكراری در قصه پرهیز شود و از عبارات و ضرب المثل های تازه تری كه باعث جذابیت در كار می شود، استفاده گردد.
    سرهنگی در پایان سخنان خود با جدی گرفتن شادی و خنده در زندگی ها گفت: ما همیشه نمی توانیم غصه های خود را به زبان جدی بیان كنیم و گاهی آن را با زبان طنز مطرح می كنیم. با خندیدن به نیروی منفی غلبه می شود اما امروز به آن اهمیت نمی دهیم. باید جایی به غم پشت كرد و خندید و امیدوارم صحرایی قسمتی از عاطفه جنگ را كه در این سه جلد جدی گرفته است در نگارش جلد چهارم نیز انجام دهد.
    اكبر صحرایی نویسنده كتاب "دار و دسته دارعلی" در ادامه این جلسه نقد و بررسی به تصویر سازی خوب كتاب اشاره كرد و گفت: من با تصویر گر كتاب به طور دائم در ارتباط بودم و در ابتدا از او خواستم كه تمام كتاب را مطالعه كند و او با خواندن كتاب شخصیت ها را كامل شناخت و به قول خودش با آنها زندگی كرد.
    وی درخصوص ایجاد تغییرات برای چاپ مجدد  مجموعه كتاب "دار و دسته دارعلی" گفت: برای چاپ مجدد سه كتاب «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانكارد دربستی«  هیچ تغییراتی را اعمال نمی كنم و جلد چهارم را با همین فضا تا پایان سال به نگارش در می آورم.
    این نویسنده شیرازی درباره اصطلاحات موجود در این مجموعه خاطر نشان كرد: «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانكارد دربستی» اصطلاحاتی بود كه بعضا در زمان جنگ نیز استفاده می شد و من هم سعی كردم در این كتاب از اسامی با محتوا استفاده نمایم.

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 و ساعت 4:22 بعد از ظهر |
    توجه به ادبیات داستانی، آثار دفاع مقدس را جهانی می‌کند
    اکبر صحرایی
    اکبر صحرایی
    خبرنگار : شیما دنیادار رستمی
    28 مهر 1392 ساعت 15:46
    اکبر صحرایی، نویسنده حوزه دفاع مقدس حاضر در نمایشگاه کتاب فرانکفورت بر ضرورت توجه به توزیع آثاری به زبان فارسی در کشور‌های دیگر و برای فارسی‌زبانان در جهت جهانی‌شدن این آثار تاکید کرد./

    اکبر صحرایی به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره نگاه بازدیدکنندگان خارجی به آثار حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی گفت: باهمکاری مسوولان موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی،  معرفی چکیده‌ای از آثارم  به زبان انگلیسی در این نمایشگاه ارایه شد. البته آثار دیگری هم در حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی ارایه شده بودند که با همکاری مترجمان و غرفه‌داران به خوبی معرفی شدند.

    وی با بیان این‌که بازدیدکنندگان نمایشگاه فرانکفورت از تعدد آثار این حوزه‌ها اظهار تعجب کرده بودند، افزود: مهم‌ترین نکته‌ای‌ که در طول برگزاری این نمایشگاه به آن پی بردیم، علاقه‌ ایرانیان مقیم کشور‌های دیگر برای مطالعه آثاری به زبان فارسی بود. معتقدم  با وجود ضعف‌هایی که از نظر توزیع در داخل کشور داریم، باید به جای توجه صِرف به موضوع ترجمه و کپی‌رایت، به موضوع ترویج زبان فارسی و توزیع کتاب‌های فارسی در کشور‌های دیگر نیز توجه کنیم.

    خالق «کانال مهتاب» در پاسخ به این سوال که با توجه به تفاوت فرهنگی موجود میان جامعه اروپایی و ایرانی،

    با وجود ضعف‌هایی که از نظر توزیع در داخل کشور داریم، باید به جای توجه صِرف به موضوع ترجمه و کپی‌رایت، به موضوع ترویج زبان فارسی و توزیع کتاب‌های فارسی در کشور‌های دیگر نیز توجه کنیم.
    آیا آثار ایرانیِ حوزه دفاع مقدس، از نظر محتوایی چنین قابلیتی دارند؟ توضیح داد: مهم این است که در این آثار به محور مشترک پرداخته شده باشد و آن محور، «ادبیات داستانی» است. وقتی کشور‌های دیگر متون کهن ما را ترجمه می‌کنند، می‌توان امیدوار بود که هر قدر به سمت قصه‌پردازی و ادبیات داستانی پیش برویم، مخاطبان بیشتری را در آن سوی مرز‌ها به سمت این آثار جلب می‌کنیم.

    وی در این‌باره ادامه داد: زمانی که سوژه ما دفاع مقدس و انقلاب اسلامی است، ریختن این موضوع‌ها که بُعد انسانی داشته‌اند، در قالب قصه و ادبیات داستانی از اهمیت بالاتری برخوردار خواهد بود. همان‌گونه که ما به قصه‌ها و فیلم‌های آنان (دیگر کشور‌ها) علاقه‌مند می‌شویم، برای ایرانیان مقیم دیگر کشور‌ها هم داستان‌های سرزمین اجدادی‌شان جالب خواهد بود. البته کتاب‌های حوزه تاریخ شفاهی مانند «دا» نیز مخاطبان و علاقه‌مندان بسیاری در کشور‌های دیگر می‌توانند داشته باشند.

    صحرایی درباره زمینه‌هایی که می‌تواند مخاطبان خارجی را به آثار حوزه دفاع مقدس کشورمان جلب کند، گفت: دفاع مقدس ما به دلیل ویژگی‌های انسانی و الهی که دارد، با دیگر نبرد‌های دنیا متفاوت است. در گفت‌وگو‌هایی که با مراجعان خارجی به غرفه ایران داشتم، بیان موضوع‌هایی مانند داوطلبی، ایثار، شهادت‌طلبی و از همه مهم‌تر شیوه زندگی ما در دوران دفاع مقدس، بسیار مورد علاقه آنان بود.

    نویسنده «هزار و
    نمایشگاه کتاب فرانکفورت نباید برای ما نقطه پایان باشد. به این مفهوم که باید از فردای روز پایان نمایشگاه به فکر توسعه روابط با کشور‌های دیگر باشیم و برای سال آینده برنامه ریزی کنیم. نتایج گفت‌و گو‌های این دوره را هم می‌توانیم در سال آینده شاهد باشیم.
    نه» درباره دستاورد‌های نمایشگاه کتاب فرانکفورت توضیح داد: در این نمایشگاه، دو کتاب «معمای کانال ماهی» و «کاش کمی بزرگ‌تر بودم» من که در ایران به زبان انگلیسی ترجمه شده بود مورد استقبال قرار گرفت. رایزنی‌هایی با ناشران آمریکایی، آلمانی، تاجیک، کویتی، عربستانی و ... درباره آثار حوزه دفاع مقدس داشتیم. ناشر تاجیک که کتاب «خیابان پیر» من را خوانده بود از متن  آن تعریف کرد و یک ناشر آمریکایی نیز تحت تاثیر تصویرگری جذاب «دار و دسته دارعلی» قرار گرفته بود.

    وی ادامه داد: گمان می‌کنم که نمایشگاه کتاب فرانکفورت نباید برای ما نقطه پایان باشد. به این مفهوم که باید از فردای روز پایان نمایشگاه به فکر توسعه روابط با کشور‌های دیگر باشیم و برای سال آینده برنامه ریزی کنیم. نتایج گفت‌و گو‌های این دوره را هم می‌توانیم در سال آینده شاهد باشیم.

    صحرایی در ارزیابی آثار حوزه ادبیات جنگ کشور‌های دیگر  در نمایشگاه فرانکفورت  گفت: بیشتر کشور‌ها بر موضوع جنگ‌های مدرن تمرکز داشته‌اند. بسیاری از آثار شاخص ارایه شده در حوزه جنگ نیز به زبان فارسی ترجمه شده‌اند. البته در این زمینه گفت‌وگویی میان ایران و دیگر کشور‌ها انجام نشد، اما امیدوارم در نمایشگاه سال بعد، به این موضوع در گام نخست توجه شود.

    وی بر ضرورت توجه بیشتر ناشران به موضوع تبلیغ کتاب‌ها تاکید و اظهار کرد: ناشران با قراردادن معرفی کتاب‌های خود به دیگر زبان‌ها در سایت انتشاراتشان می‌توانند زمینه تعاملی بهتری با کشور‌های دیگر را فراهم کنند.

    نمایشگاه فرانکفورت در روزهای ۹ تا 13 اکتبر (۱۷ تا 21 مهر) در فرانکفورت آلمان برگزار شد.

    کد مطلب : 183325
    ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه بیست و هفتم مهر 1392 و ساعت 11:19 بعد از ظهر |
    كد مطلب: 11170
    23 مهر 1392 ساعت 09:56

    حافظ هفت

    حسن این مجموعه نسبت به نمونه های مشابه نگاه بی طرفانه ای است كه توسط شخصیت ارمنی « پانوسیان » به مخاطب القا می شود و باعث می شود تا خواننده از پیش داوری درباره ی اثر پرهیز كند و منتظر باشد ببیند بالاخره راوی « پانوسیان » به چه قضاوت و نگاهی در مورد آقا می رسد.

    شخصیت های اصلی این رمان را پانوسیان و نویسنده ای از دوران جنگ به نام جعفر تشكیل داده اند. پانوسیان شخصیتی ارمنی و دوست جعفر است كه به اصرار وی در نخستین روز حضور مقام معظم رهبری در شیراز به میان مردم می آید، اما بعد به دلیل اتفاقاتی كه برای جعفر پیش می آید او را به بیمارستان برده و مجبور می شود كه تمام این 9 روز را در شیراز بماند. او در بیمارستان با دفترچه خاطرات جعفر روبرو می شود. یادآوری این خاطرات باعث برگشت به گذشته و سال های حضور رهبری در جبهه می شود. دو شخصیت كه در داستان حضور دارند گرچه خیالی هستند ولی آنچه می بینند مستند است. بنابراین ما در رمان با دو شخصیت تخیلی ( پانوسیان و جعفر ) روبرو هستیم كه در معرض و درگیری اتفاقات و حوادث واقعی قرار می گیرند. این جا است كه پارادوكس و تضاد هم شكل می گیرد. التزام و اعتقاد به مستندات و حضور این دو شخصیت در متن مستندات، به رمان شكلی جذاب داده است. عنوان « حافظ هفت » برای این كتاب اشاره ای است به ترور نافرجام مقام معظم رهبری در تاریخ 6 تیر ماه 60 در مسجد ابوذر تهران كه با این كد، محافظان رهبری خبر را اعلام كردند. همچنین اشاره ای به حافظ شیراز و عرفان عطار دارد.تلفیق فضاهای مدرن و امروزین با نمادهای رمزی و عرفانی، بر جذابیت « حافظ هفت » افزوده است.
    حسن این مجموعه نسبت به نمونه های مشابه نگاه بی طرفانه ای است كه توسط شخصیت ارمنی « پانوسیان » به مخاطب القا می شود و باعث می شود تا خواننده از پیش داوری درباره ی اثر پرهیز كند و منتظر باشد ببیند بالاخره راوی « پانوسیان » به چه قضاوت و نگاهی در مورد آقا می رسد.در سفرنامه های كه به چاپ رسیده است، راوی و نویسنده متن یكی است و در ضمن از نگاه یك شیفته به آریالا و وقایع نگاه می كند كه این نگاه و تكرار آن برای خواننده عادی شده بود. برای خواننده جذابتر است كه ببیند و بداند نگاه یك نفر غیر شیفته و حتی غیر مسلمان نسبت به رهبر و رویدادها چگونه است. گفتنی است این مجموعه برگزیده بخش داستان پنجمین جایزه ی ادبی جلال آل احمد شده است و از نظر بسیاری از منتقدین از نمونه های موفق سفرنامه به شمار می رود.


    نظر بگذارید

    نام و نام خانوادگی:
    پست الکترونیکی :
    وب سایت:
    * متن نظر:
      
    تصاویر

    آخرین اخبار
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه بیست و هفتم مهر 1392 و ساعت 11:19 بعد از ظهر |
    كد مطلب: 11170
    23 مهر 1392 ساعت 09:56

    حافظ هفت

    حسن این مجموعه نسبت به نمونه های مشابه نگاه بی طرفانه ای است كه توسط شخصیت ارمنی « پانوسیان » به مخاطب القا می شود و باعث می شود تا خواننده از پیش داوری درباره ی اثر پرهیز كند و منتظر باشد ببیند بالاخره راوی « پانوسیان » به چه قضاوت و نگاهی در مورد آقا می رسد.

    شخصیت های اصلی این رمان را پانوسیان و نویسنده ای از دوران جنگ به نام جعفر تشكیل داده اند. پانوسیان شخصیتی ارمنی و دوست جعفر است كه به اصرار وی در نخستین روز حضور مقام معظم رهبری در شیراز به میان مردم می آید، اما بعد به دلیل اتفاقاتی كه برای جعفر پیش می آید او را به بیمارستان برده و مجبور می شود كه تمام این 9 روز را در شیراز بماند. او در بیمارستان با دفترچه خاطرات جعفر روبرو می شود. یادآوری این خاطرات باعث برگشت به گذشته و سال های حضور رهبری در جبهه می شود. دو شخصیت كه در داستان حضور دارند گرچه خیالی هستند ولی آنچه می بینند مستند است. بنابراین ما در رمان با دو شخصیت تخیلی ( پانوسیان و جعفر ) روبرو هستیم كه در معرض و درگیری اتفاقات و حوادث واقعی قرار می گیرند. این جا است كه پارادوكس و تضاد هم شكل می گیرد. التزام و اعتقاد به مستندات و حضور این دو شخصیت در متن مستندات، به رمان شكلی جذاب داده است. عنوان « حافظ هفت » برای این كتاب اشاره ای است به ترور نافرجام مقام معظم رهبری در تاریخ 6 تیر ماه 60 در مسجد ابوذر تهران كه با این كد، محافظان رهبری خبر را اعلام كردند. همچنین اشاره ای به حافظ شیراز و عرفان عطار دارد.تلفیق فضاهای مدرن و امروزین با نمادهای رمزی و عرفانی، بر جذابیت « حافظ هفت » افزوده است.
    حسن این مجموعه نسبت به نمونه های مشابه نگاه بی طرفانه ای است كه توسط شخصیت ارمنی « پانوسیان » به مخاطب القا می شود و باعث می شود تا خواننده از پیش داوری درباره ی اثر پرهیز كند و منتظر باشد ببیند بالاخره راوی « پانوسیان » به چه قضاوت و نگاهی در مورد آقا می رسد.در سفرنامه های كه به چاپ رسیده است، راوی و نویسنده متن یكی است و در ضمن از نگاه یك شیفته به آریالا و وقایع نگاه می كند كه این نگاه و تكرار آن برای خواننده عادی شده بود. برای خواننده جذابتر است كه ببیند و بداند نگاه یك نفر غیر شیفته و حتی غیر مسلمان نسبت به رهبر و رویدادها چگونه است. گفتنی است این مجموعه برگزیده بخش داستان پنجمین جایزه ی ادبی جلال آل احمد شده است و از نظر بسیاری از منتقدین از نمونه های موفق سفرنامه به شمار می رود.


     
     

    نام و نام خانوادگی:                                                  
    پست الکترونیکی :                                                                           
    وب سایت:                                                  
    * متن نظر:                                                                           
                                                                                           
    تصاویر

    آخرین اخبار
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه بیست و هفتم مهر 1392 و ساعت 2:0 بعد از ظهر |
    نسخه چاپيارسال به دوستان
    ارزیابی اکبر صحرایی از نمایشگاه کتاب فرانکفورت
    برای ارتباط با مخاطب خارجی مشکل داریم/ بیشتر مخاطبان ما ایرانی‌ها بودند

    اکبر صحرایی گفت: شاید نقطه ضعفی را که ما باید بپوشانیم قسمت ارتباط با مخاطبان خارجی است که اتفاقا با بسیاری از این افراد مواجه شدیم و در غرفه ایران حضور می‌یافتند، اما از کتاب چیزی متوجه نمی‌شدند.

    خبرگزاری فارس: برای ارتباط با مخاطب خارجی مشکل داریم/ بیشتر مخاطبان ما ایرانی‌ها بودند

    اکبر صحرایی نویسنده در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، درباره سفر به شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت و اینکه این قبیل سفرها به نویسنده سوژه می‌دهد، اظهار داشت: تا سال‌های گذشته مساحت غرفه ایران نیمی از مساحت غرفه امسال را داشت اما مساحت غرفه ایران امسال دو برابر شده بود، ناشران دو قسمت بودند، عمدتا چند ناشران  خصوصی در غرفه‌ای در بخش کودک و نوجوان حضور یافته بودند و در کنار سایر کشورها فعالیت می‌کردند، بنده هم دیداری از این بخش داشتم؛ اما در غرفه اصلی هم ناشران حضور داشتند، فضایی اختصاص به آثار دفاع مقدس و انقلاب داشت.

    این مولف ادامه داد: شاید بتوان گفت 80 عنوان کتاب دفاع مقدس در این بخش حضور داشت که تعداد کمی از این آثار به لاتین ترجمه شده بود، مشکل عمده ما در همین بخش است که بایستی طی کار یک ساله و پیش از اینکه سال آینده زمان آغاز نمایشگاه فرانکفورت برسد کارهایمان را به زبان بین‌المللی ترجمه کنیم، لزوما نیاز به کپی رایت نیست، معتقدم حتی اگر روی جلد کتاب‌ها خلاصه‌ای از داستان و رمان را به انگلیسی ترجمه کنیم و به کتاب اضافه کنیم می‌تواند در معرفی موثر باشد، یعنی عمده کارهای ما به زبان فارسی بود، این مسئله باعث شده بود بیشتر مراجعان ایرانی‌های مقیم آلمان یا اروپا باشند، که می‌توانستند ارتباط برقرار کنند، در حوزه دفاع مقدس این اتفاق افتاد، به ایرانی‌های بسیاری برخوردیم که از اروپا و آلمان حضور داشتند و به شدت مشتاق ادبیات انقلاب و دفاع مقدس بودند.

    صحرایی ابراز داشت: شاید نقطه ضعفی را که ما باید بپوشانیم قسمت ارتباط با مخاطبان خارجی است که اتفاقا با بسیاری از این افراد مواجه شدیم و در غرفه ایران حضور می‌یافتند، اما از کتاب چیزی متوجه نمی‌شدند.

    این نویسنده با بیان اینکه نقاط قوت هم وجود داشت، اضافه کرد: یکی از کارهای مثبت جزوه یا کتابچه‌ای بود که در آن حدود 20 کتاب ترجمه شده بود و به همراه شناسنامه و خلاصه اثر در آن درج شده بود، در کنار آن زندگینامه و هدف نویسنده هم آمده بود، البته سی دی هم تهیه شده بود که همین موارد را در برداشت، اتفاقا از این بخش بسیار استقبال شد. می‌شود همین کار را به کلیه آثار حوزه انقلاب، دفاع مقدس و ادبیات معاصر تعمیم داد.

    نویسنده «دارو دسته علی» تاکید کرد: موضوع دیگر آشنایی با ناشران ایرانی و خارجی مقیم آلمان بود که این موضوع اتفاق افتاد، گپ و گفت‌هایی هم با ناشران داشتیم و با افراد مترجم و ناشر صحبت‌هایی داشتیم، این ارتباطات فکر می‌کنم کمک کرد تا برای نمایشگاه‌های سال آینده برنامه‌ریزی کنیم، اشاره کردم که این چند روز برگزاری نمایشگاه باید زمان برداشت آنچه طی یک سال کاشته شده باشد، فکر می‌کنم امسال برای اولین بار تجربه وسعت غرفه، معرفی آثار عمده انقلاب و دفاع مقدس و بعضا نویسنده بود و در حدی که آشنایی صورت گیرد، حتی آثار در اختیار برخی ناشران قرار گرفت اما این کارها قطعا از امروز باید آغاز شود تا سال آینده محصول آن را ببینیم.

    صحرایی در پاسخ به اینکه نفس وجود غرفه موضوعی و فعالیت با کیفیت‌تر موضوع مهمتری است، آیا نباید از کمیت کاسته و به کیفیت پرداخته شود، بیان کرد: من به سایر غرفه‌ها هم رفتم، به دقت در غرفه امارات، عربستان و بحرین، ژاپن رفتم اما غرفه‌های آنها هم در همین ابعاد بود، فکر می‌کنم بحث روی فضای غرفه موضوع را به انحراف می‌برد و اصل ماجرا فراموش می‌شود، بحث من در کیفیت است، غرفه ایران تقریبا متعارف بود، اما موضوع این است که معمولا برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده ممکن است نداشته باشیم.

    به گفته وی، معتقدم امسال در کلیت فضای مثبتی درباره با ارتباط با مخاطبان ایرانی و خارجی و ناشران دیدم، اما اینکه غرفه چگونه باید باشد باید تخصصی مورد بررسی قرار گیرد. مشکل ما این است که آسیب و آفت شناسی نمی‌کنیم تا ببینیم مشکلات از دوره اول حضور تاکنون چه بوده است.

    انتهای پیام/و

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در جمعه بیست و ششم مهر 1392 و ساعت 8:38 بعد از ظهر |

    گفت‌و‌گو با نویسنده حاضر در نمایشگاه کتاب فرانکفورت/

    اکبر صحرایی: داستان‌های دفاع مقدس از علائق کمیاب ایرانیان خارج از کشورند

    نمایشگاه کتاب فرانکفورتسینما پرس - گروه هفت هنر/ اکبر صحرایی نویسنده ادبیات دفاع مقدس امسال با 20 عنوان کتاب به عنوان نماینده ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشت و نظراتش را در ارتباط با این نمایشگاه بیان کرده است.

    به گزارش خبرنگار سینما پرس،نمایشگاه کتاب فرانکفورت در حالی كه شصت‌وپنجمین سال برگزاری خود را پشت سر گذاشت دیگر به عنوان یکي از بزرگترين رویدادهاي بین‌المللی در عرصه چاپ و نشر شناخته شده است، هر سال در این نمایشگاه ناشران بسیاری از سراسر جهان در این رویداد فرهنگی شرکت کرده و به تبادل دستاوردهای خود در حوزه نشر و کتاب با کشورهای دیگری از سراسر جهان می‌پردازند،شصت و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، طی ۵ روز برگزاری با ۲۷۵هزار و ۳۴۲بازدید‌کننده ۲۱مهرماه به‌کار خود پایان داد.

     

     جمهوری اسلامی ایران امسال برای چهاردهمین بار با شرکت350 ناشر در سالن کشورها در این نمایشگاه حضور پیدا کرد. عرفان نظرآهاری، اکبر صحرایی و ابراهیم حسن‌بیگی سه نویسنده‌ حاضر در این رویداد فرهنگی بودند که به صورت مستقل و از سوی موسسه نمایشگاه های فرهنگی در این نمایشگاه حاضر شدند. خبرنگار سینما پرس، با اکبر صحرایی در رابطه با ویژگی های این رویداد فرهنگی و کیفیت حضور ایران در این نمایشگاه به گفت و گو پرداخته است.

     

    وی با بیان اینکه امسال برای اولین بار است که در این رویداد عظیم فرهنگی حضور یافته است، اظهار داشت: من امسال با 20 عنوان از کتاب هایم در این نمایشگاه حاضر شده بودم که خوشبختانه این کتاب ها مورد استقبال برخی از ناشران تاجیک و امریکایی و همچنین ایرانی های مقیم آلمان قرار گرفت.

     

    وی در رابطه با استقبال از غرفه ایران در نمایشگاه فرانکفورت گفت: البته در رابطه با آمار نهایی باید مسئولان اعلام نظر کنند اما برداشت من این بود که کتاب های ما مورد استقبال قرار گرفته بود به خصوص کتاب هایی که در رابطه با ادبیات دفاع مقدس در آنجا حضور داشتند و خیلی از ایرانی ها که به بازدید از غرفه ایران می آمدند نظرشان این بود که این حوزه از کتاب ها در آلمان بسیار کمیاب هستند در حالی که آنها دوست دارند فرزندانشان به مطالعه آنها روی بیاورند.

     

    نماشگاه کتاب فرانکفورت با نمایشگاه کتاب تهران غیر قابل مقایسه است

     

    وی در رابطه با نمایشگاه کتاب فرانکفورت در مقایسه با نمایشگاه کتاب تهران گفت: ما باید از نمایشگاه کتاب فرانکفورت درس بگیریم زیرا این دو نمایشگاه و شیوه برگزاری آنها با یکدیگر کاملا متفاوت و غیر قابل مقایسه است.

     

    این نویسنده تصریح کرد: 95 در صد فعالیت ها در نمایشگاه کتاب فرانکفورت مربوط به معرفی کتاب ها، دعوت از نویسنده ها و تعامل آنها با مخاطبان و برگزاری کنفرانس ها مربوط می شود در حالی که در نمایشگاه ایران کاملا برعکس است و 95 در صد از فعالیت ها به فروش کتاب ها معطوف می شود و نویسندگان در نمایشگاه کتاب تهران به هیچ وجه جایگاه خاصی ندارد.

     

    صحرایی عنوان کرد: سالن های کنفرانس در نمایشگاه فرانکفورت تجهیزات کاملی دارد و همینطور نویسندگان و مولفان از عناصر اصلی نمایشگاه محسوب می شوند و فروش در این نمایشگاه تنها به روز آخر آن هم به شکل سمبلیک محدود می شود اما متاسفانه نمایشگاه کتاب تهران به یک بازار بزرگ برای فروش تبدیل شده است و این یک مشکل و یا بهتر است بگویم آفت بزرگ تبدیل شده است.

     

    کپی رایت باید در کشورمان رعایت شود

     

    صحرایی با بیان اینکه مبحث کپی رایت یکی از جدی ترین اقداماتی است که در نماشگاه فرانکفورت صورت می گیرد، گفت: قصه کپی رایت در ایران سر دراز دارد در حالی که در بسیاری از کشور ها موضوعی حل شده است، کپی رایت در این نمایشگاه نقش اساسی را بر عهده داشت در حالی که ما در این رابطه هنوز اقدامات جدی را صورت نداده ایم و قطعا این مسئله به سیایت های کلان فرهنگی ما باز می گردد که باید اصلاح شود.

     

    نویسنده کتاب «خمپاره خواب آلود» ادامه داد: حضور ایران در این نمایشگاه فرصت خوبی برای معرفی ادبیات ایران به خصوص ادبیات ذفاع مقدس است و با توجه به اینکه امسال حضور جدی تری  از سال های گذشته در این نمایشگاه را برای ایران شاهد بودیم امیدوارم که بتوانیم در سال های آینده اقدامات موثرتری را در زمینه کپی رایت و همچنین معرفی فرهنگ ایرانی را داشته باشیم.

     

    انتهای پیام/ع

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در جمعه بیست و ششم مهر 1392 و ساعت 8:27 بعد از ظهر |
    توفیقات برخی مدیران عرصه ادبیات داستانی

    نویسنده متعهد باید کار خودش را انجام دهد. باید مؤمنانه به هدف‌اش بیاندیشد و اسیر رویکردهای انتقادی اومانیستی و فضای شبه روشنفکری نشود. نویسندگی در جریان ادبیات متعهد حقیقتا با زندگی زاهدانه ممکن می‌شود.
    به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، سال ۹۱ با همه خوبی‌ها و خوشی‌هایش و با همه ناخوشی‌هایش در حال پایان است و روزهای پایانی آن را در پیش داریم.
    خبرگزاری فارس در سلسله مصاحبه‌هایی سؤال‌های مشخصی را از اهل قلم و شعر پرسیده است و آنها به این سؤال‌ها پاسخ داده‌اند. «احمد شاکری» یکی از پاسخگویان سؤال‌های ما بود.
    ۱-ارزیابی و ویژگی سال ۹۱ به صورت خلاصه بیان کنید؟
    در تولید داستان و رمان، سالی نسبتا راکد را پشت سر گذاشتیم. البته گرانی کاغذ و رکود نشر نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده است. اما در مجموع معتقدم در طول چند سال گذشته ادبیات داستانی چندان به لحاظ تولید اثار خلاقه پر فروغ نبوده است.
    ۲-مهمترین اتفاق ادبی سال چیست؟
    هر اتفاقی در حوزه سیاست گذاری، نشر، تولید، آموزش و پژوهش در ساحت خود می‌تواند واجد اهمیت باشد. برخی از اتفاقات ادبیات داستانی مدتها بعد به بار می‌نشینند و اهمیت شان در دوره‌ای که واقع شده‌اند درک نمی‌شود. با این وجود، در سیاست‌های کلی ادبیات داستانی که توسط برخی نهادها و موسسه‌ها دنبال می شود تغییر و رشد چشمگیری ندیدم. در حوزه نقد، انتشار ماهنامه «اقلیم نقد» از جمله اتفاقات خوب در حوزه ادبیات داستانی متعهد است و واقعا جای خالی چنین مجله ای سالها بود که مشاهده می‌شد.
    ۳-بهترین نویسنده یا شاعر سال ۹۱ از منظر شما کدام است؟
    پاسخ به این پرسش نیازمند به جامعیت مطالعاتی است، اما برخی نویسندگان آثار قابل قبولی را عرضه کردند یا به چاپ رساندند. از جمله: اقای اکبر صحرایی با کتاب «حافظ هفت»، آقای هدایت الله بهبودی با کتاب «شرح اسم»، آقای مجید پورولی کلشتری با کتاب «اقیانوس مشرق»، آقای سرشار با کتاب «ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب»، مرحوم گلابدره‌ای با بازنشر کتاب «لحظه‌های انقلاب».

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در جمعه بیست و ششم مهر 1392 و ساعت 3:39 بعد از ظهر |

    گفت‌و‌گو با نویسنده حاضر در نمایشگاه کتاب فرانکفورت/

    اکبر صحرایی: داستان‌های دفاع مقدس از علائق کمیاب ایرانیان خارج از کشورند

    نمایشگاه کتاب فرانکفورتسینما پرس - گروه هفت هنر/ اکبر صحرایی نویسنده ادبیات دفاع مقدس امسال با 20 عنوان کتاب به عنوان نماینده ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشت و نظراتش را در ارتباط با این نمایشگاه بیان کرده است.

    به گزارش خبرنگار سینما پرس،نمایشگاه کتاب فرانکفورت در حالی كه شصت‌وپنجمین سال برگزاری خود را پشت سر گذاشت دیگر به عنوان یکي از بزرگترين رویدادهاي بین‌المللی در عرصه چاپ و نشر شناخته شده است، هر سال در این نمایشگاه ناشران بسیاری از سراسر جهان در این رویداد فرهنگی شرکت کرده و به تبادل دستاوردهای خود در حوزه نشر و کتاب با کشورهای دیگری از سراسر جهان می‌پردازند،شصت و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، طی ۵ روز برگزاری با ۲۷۵هزار و ۳۴۲بازدید‌کننده ۲۱مهرماه به‌کار خود پایان داد.

     

     جمهوری اسلامی ایران امسال برای چهاردهمین بار با شرکت350 ناشر در سالن کشورها در این نمایشگاه حضور پیدا کرد. عرفان نظرآهاری، اکبر صحرایی و ابراهیم حسن‌بیگی سه نویسنده‌ حاضر در این رویداد فرهنگی بودند که به صورت مستقل و از سوی موسسه نمایشگاه های فرهنگی در این نمایشگاه حاضر شدند. خبرنگار سینما پرس، با اکبر صحرایی در رابطه با ویژگی های این رویداد فرهنگی و کیفیت حضور ایران در این نمایشگاه به گفت و گو پرداخته است.

     

    وی با بیان اینکه امسال برای اولین بار است که در این رویداد عظیم فرهنگی حضور یافته است، اظهار داشت: من امسال با 20 عنوان از کتاب هایم در این نمایشگاه حاضر شده بودم که خوشبختانه این کتاب ها مورد استقبال برخی از ناشران تاجیک و امریکایی و همچنین ایرانی های مقیم آلمان قرار گرفت.

     

    وی در رابطه با استقبال از غرفه ایران در نمایشگاه فرانکفورت گفت: البته در رابطه با آمار نهایی باید مسئولان اعلام نظر کنند اما برداشت من این بود که کتاب های ما مورد استقبال قرار گرفته بود به خصوص کتاب هایی که در رابطه با ادبیات دفاع مقدس در آنجا حضور داشتند و خیلی از ایرانی ها که به بازدید از غرفه ایران می آمدند نظرشان این بود که این حوزه از کتاب ها در آلمان بسیار کمیاب هستند در حالی که آنها دوست دارند فرزندانشان به مطالعه آنها روی بیاورند.

     

    نماشگاه کتاب فرانکفورت با نمایشگاه کتاب تهران غیر قابل مقایسه است

     

    وی در رابطه با نمایشگاه کتاب فرانکفورت در مقایسه با نمایشگاه کتاب تهران گفت: ما باید از نمایشگاه کتاب فرانکفورت درس بگیریم زیرا این دو نمایشگاه و شیوه برگزاری آنها با یکدیگر کاملا متفاوت و غیر قابل مقایسه است.

     

    این نویسنده تصریح کرد: 95 در صد فعالیت ها در نمایشگاه کتاب فرانکفورت مربوط به معرفی کتاب ها، دعوت از نویسنده ها و تعامل آنها با مخاطبان و برگزاری کنفرانس ها مربوط می شود در حالی که در نمایشگاه ایران کاملا برعکس است و 95 در صد از فعالیت ها به فروش کتاب ها معطوف می شود و نویسندگان در نمایشگاه کتاب تهران به هیچ وجه جایگاه خاصی ندارد.

     

    صحرایی عنوان کرد: سالن های کنفرانس در نمایشگاه فرانکفورت تجهیزات کاملی دارد و همینطور نویسندگان و مولفان از عناصر اصلی نمایشگاه محسوب می شوند و فروش در این نمایشگاه تنها به روز آخر آن هم به شکل سمبلیک محدود می شود اما متاسفانه نمایشگاه کتاب تهران به یک بازار بزرگ برای فروش تبدیل شده است و این یک مشکل و یا بهتر است بگویم آفت بزرگ تبدیل شده است.

     

    کپی رایت باید در کشورمان رعایت شود

     

    صحرایی با بیان اینکه مبحث کپی رایت یکی از جدی ترین اقداماتی است که در نماشگاه فرانکفورت صورت می گیرد، گفت: قصه کپی رایت در ایران سر دراز دارد در حالی که در بسیاری از کشور ها موضوعی حل شده است، کپی رایت در این نمایشگاه نقش اساسی را بر عهده داشت در حالی که ما در این رابطه هنوز اقدامات جدی را صورت نداده ایم و قطعا این مسئله به سیایت های کلان فرهنگی ما باز می گردد که باید اصلاح شود.

     

    نویسنده کتاب «خمپاره خواب آلود» ادامه داد: حضور ایران در این نمایشگاه فرصت خوبی برای معرفی ادبیات ایران به خصوص ادبیات ذفاع مقدس است و با توجه به اینکه امسال حضور جدی تری  از سال های گذشته در این نمایشگاه را برای ایران شاهد بودیم امیدوارم که بتوانیم در سال های آینده اقدامات موثرتری را در زمینه کپی رایت و همچنین معرفی فرهنگ ایرانی را داشته باشیم.

     

    انتهای پیام/ع

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 و ساعت 12:54 بعد از ظهر |
    92/07/21 - 12:34
    شماره: 13920721000645
    نسخه چاپيارسال به دوستان
    با حضور سرهنگی و صحرایی
    «دار و دسته دارعلی» به دگرخند می‌آیند

    مجموعه سه جلدی «دار و دسته دارعلی» دوشنبه 29 مهر در نشست دگرخند نقد و بررسی می‌شود.

    خبرگزاری فارس: «دار و دسته دارعلی» به دگرخند می‌آیند

    به گزارش خبرگزاری فارس، شصت و هفتمین نشست نقد و بررسی کتاب‌های منتشر شده در حوزه طنز «دگر خند» ساعت 17 دوشنبه 29 مهر در سالن شماره 2 تالار اندیشه حوزه هنری برگزار خواهد شد.

    در این نشست، سه کتاب «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانکارد دربستی» با اجرای مهدی فرج الهی و با حضور اکبر صحرایی نویسنده آثار و مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت و رییس مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری حوزه هنری مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

    سه گانه اکبر صحرایی مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه طنز است که با موضوع دفاع مقدس به رشته تحریر در آمده است. مخاطبان کم حوصله از هر کجای کتاب که دلشان بخواهد می‌توانند داستانی را انتخاب کرده و بخوانند و مخاطبان پر حوصله با خواندن تمامی داستان‌ها به ماجراهایی تو در تو راه پیدا می‌کنند.

    این مجموعه سه جلدی به همت دفتر طنز حوزه هنری و توسط انتشارات سوره مهر در سال 92 منتشر شده است.

    علاقه مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند به حوزه هنری واقع در خیابان سمیه نرسیده به خیابان حافظ مراجعه کنند

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در دوشنبه پانزدهم مهر 1392 و ساعت 10:51 قبل از ظهر |
    داخلی خبر نمایشکاه کتاب فرانکفورت

      ویژه‌نامه «اکبر صحرایی» بدون نویسنده به فرانکفورت رفت

    15 مهر 1392 ساعت 10:28
    ویزای اکبر صحرایی نویسنده دفاع مقدس برای حضور در نمایشگاه فرانکفورت صادر نشد و وی از سفر به فرانکفورت بازماند.

    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اکبر صحرایی نویسنده دفاع مقدس و تقدیر شده در پنجمین دوره جایزه جلال آل‌احمد از رسیدن به دلیل آماده نشدن ویزا از سفر به فرانکفورت باز ماند.

    این اتفاق در حالی رخ داد که از مدت‌ها پیش مسوولان موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی تلاش‌های زیادی برای آماده شدن ویزای این نویسنده انجام داده بودند. این موسسه قصد داشت در شصت‌و‌پنجمین دوره نمایشگاه فرانکفورت با سه نویسنده حضور پیدا کند. عرفان نظر آهاری، ابراهیم حسن بیگی و اکبر صحرایی نویسندگانی بودند که قرار بود در این رویداد فرهنگی حضور داشته باشند، اما با این اتفاق اکبر صحرایی قادر نخواهد بود در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشته باشد.


    موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی برای معرفی این نویسنده، ویژه‌نامه‌ای 19 صفحه‌ای را که به معرفی وی و آثارش می‌پرداخت برای این نمایشگاه منتشر کرده بود. بر روی جلد این ویژه‌نامه آمده بود: «اکبر صحرایی: نویسنده و رمان‌نویس» در زیر این عنوان نقل قولی از اکبر صحرایی درباره نویسندگی آمده است: «من به امید روزی می‌نویسم که جنگی در جهان رخ ندهد».

    بر اساس برنامه‌های اعلام شده موسسه نمایشگاه‌هاي فرهنگي ايران، قرار بود اکبر صحرایی  با حضور در فرانکفورت به معرفی آثار خود و دیگر آثار دفاع مقدس و نویسندگان آن‌ها بپردازد.

    کد مطلب : 182189
    ارسال اين مطلب به دوستان
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 و ساعت 10:35 بعد از ظهر |

    حافظ هفت

    نویسنده : منتظر سه شنبه 15 مرداد 1392 06:20 ب.ظ  •    ارسال شده در: کتاب

    کتاب حافظ هفت کتابی است درباره سفر مقام معظم رهبری به استان فارس در سال 87. نویسنده کتاب اکبر صحرایی 
    نویسنده کتاب های دیگری همچون تپه جاویدی و راز اشلو و آنا هنوز می خندد و  ... است. این کتاب بر خلاف دیگر 
    کتب که در مورد سفرهای استانی امام خامنه ای نوشته شده حالت سفرنامه ای ندارد بلکه قالب آن رمان می باشد. 
    کتاب، بسیار جالب و روان می باشد و خواندن آن خستگی نمی آورد. به علاوه در نظرسنجی اخیر رجانیوز به عنوان
     بهترین کتاب سال91 انتخاب شد و جایزه پنجمین دوره جشنواره جلال آل احمد که در سال 91 برگزار شد را نیز به 
    ارمغان آورد. راستی ناشر آن انشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی می باشد. 
    داستان در مورد دو دوست نویسنده که یکی جانباز جنگ است و مسلمان و دیگری مسیحیاست می باشد. شخصی که 
    جانباز جنگ می باشد مامور به نوشتن سفرنامه سفر مقام معظم رهبری می شود. او از دوست نویسنده مسیحی خود
    می خواهد او را در این سفر همراهی کند و ...
    امیدوارم و توصیه می کنم حتما این کتاب را بخوانید. مطمئنا تجربه تازه ای است ...
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در جمعه یازدهم مرداد 1392 و ساعت 11:6 بعد از ظهر |
    00-223.jpg
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه نهم مرداد 1392 و ساعت 9:42 قبل از ظهر |
     
     
     
    کد خبر: 2107106
    بازدید:
    نظرات :
    تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۵/۹ - ۱۰:۳۹
    فرهنگ و ادب > ادیبات ایران
    اکبر صحرایی در گفتگو با مهر:
    زبان طنز، روشنفکران را هم به سوی ادبیات دفاع مقدس می‌کشاند
    اکبر صحرایی می‌گوید: استفاده از زبان طنز در ادبیات دفاع مقدس می‌تواند مخاطبان این ادبیات را با آن آشتی دهد و حتی مخاطبان طبقه‌ روشنفکر را نیز به آن بیفزاید.

    اکبر صحرایی، نویسنده تقدیر شده در جایزه ادبی جلال‌آل احمد در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به مجموعه سه‌جلدی منتشر شده از خود با عنوان «دار و دسته دارعلی» اظهار داشت: شنیده‌ام که برخی می‌گویند این اثر با توجه به شکل روایت آن داستان نیست. من این موضوع را نمی‌پذیرم. مارکز هم درباره رمان صد سال تنهایی خود گفته بود که همه این کتاب ساخته ذهن و تخیل او نبوده است و بسیاری از بخش‌های آن را از قصه‌هایی که مادربزرگش گفته بود، برداشته است. من هم در «دار و دسته دار علی« همین کار را انجام داده‌ام؛ یعنی بخشی از واقعیت را برای پرداخت داستانی مورد استفاده قرار داده‌ام.

    وی افزود: هر داستانی به هر شکل انعکاس یک واقعیت بیرونی است. دوستانی که می‌گویند داستان می‌بایست تخیل محض باشد به طور قطع با همه واقعیت آشنایی ندارند.

    صحرایی ادامه داد: جنگ تحمیلی در کشور ما اتفاقی بود که اگر تمام دنیا را نیز بگردیم مانند آن تکرار نشده و طبیعی است که تا این جنگ توسط فردی دیده نمی‌شد، نمی‌توان انتظار خلق داستانی درباره آن را توسط وی داشت. جنگ ما اگر 100 سال هم از آن زمان بگذرد، برای روایت و داستان شدن حرف دارد و الان نیز پس از گذشت زمانی مشخص از آن تازه می‌توان درباره‌اش حرف زد و داستان به معنی واقعی نوشت.

    این نویسنده با اشاره به ساختار خاطره‌گوی کتابش اظهار داشت: من متن این سه‌جلد را خاطره محض نمی‌دانم. خاطرات منبع نگارش این کتاب با تغییراتی اساسی تبدیل به متنی شدند که شما الان می‌خوانید. من این سه مجلد را در یک نگاه کلی نه خاطره که یک رمان می‌دانم. رمانی که خط روایی مشترک آن پیوند یک عشق آسمانی و زمینی است و در این میان نام دار علی به عنوان شخصیت محوری تنها یک اسم است که در این کتاب باقی مانده است.

    نویسنده تقدیرشده در جایزه ادبی جلال‌آل احمد در پاسخ به این سئوال که آیا زبان طنز منجر به کم‌‌مایه شدن محتوا و تاثیرگذاری آن نمی‌شود نیز گفت: ادبیات جنگ ما الان مخاطبی جز بچه‌های مذهبی و حزب‌اللهی ندارد و کمتر فردی جز این افراد به آن توجه می‌کنند. داستان‌های جنگی امروزه هم برای ما چیزی جز خاطرات و حوادثی پر از کشتار  تعریف نشده است. به نظر من طنز می‌تواند خلاء موجود درباره این داستان‌ها را پر کند و خوانندگانی حرفه‌ای‌تر و حتی روشنفکر را به آن بیفزاید.

    صحرایی ادامه داد: آنچه دفاع مقدس را از جنگ جدا می‌کرد، شوخی طبعی موجود در بطن آن بود و به نظر من پررنگ کردن همین مسئله باعث می‌شود میان این گونه ادبی و مخاطبانش نوعی آشتی به وجود آید. البته من باور دارم که کار طنز لودگی نیست و در این مجموعه هم سعی کردم چنین کارکردی به طنز ندهم و از آن به عنوان عامل پیونددهنده برای جذب مخاطبان بیشتر استفاده کنم.

    وی تاکید کرد: برای نوشتن «دار و دسته دار علی» هر آنچه از متون طنز ایران و جهان در دسترس بود را مطالعه کردم و همه تلاشم را به کار بردم تا زبانی خلق شود تا مخاطب ادبیات دفاع مقدس با آن به نوعی آشتی کند و بسیار راحت آن را بخواند. این کار به واقع حاصل بازخورد مثبتی بود که مخاطبان کتاب «خمپاره خواب‌آلود» به من دادند و مرا متوجه گیرایی زبان طنز برای روایت از دفاع مقدس کردند. باور من این است که اگر به اندازه یکصدم کاری که روی تاریخ شفاهی جنگ انجام شده، روی ادبیات طنز دفاع مقدس کار کنیم می‌توانیم شاهد تحولی بزرگ در این ادبیات باشیم.

    صحرایی در پایان گفت: این مجموعه مجلدات چهارم و پنجمی هم خواهد داشت که فعلا در دست تالیف است.

    کلید واژه های مطلب:
    اکبر صحرایی
    |
    دار و دسته دار علی
    |
    انتشارات سوره مهر
    |
    $.post('../../ajax/newsview', { NewsId: '2107106' }); function OpenSendTo(url) { document.getElementById('DisabledPanel').style.display = 'block'; window.showModalDialog(url, '', 'dialogHeight:235px;dialogwidth:335px;center: Yes; help: No; resizable: No; status: No;') document.getElementById('DisabledPanel').style.display = 'none'; } $('.imgDetail').fancybox({ openEffect: 'elastic', closeEffect: 'elastic', nextEffect: 'fade', prevEffect: 'fade' }); if ($(".BodyHolder .inlineplayer").length > 0) { var mWidth = 400; var mHeight = 300; $(".BodyHolder .inlineplayer").each(function () { $(this).attr("href", $(this).attr("src")); if ($(this).attr("href").toLowerCase().indexOf('.mp3') != -1) mHeight = 20; if ($.trim($(this).attr('width')) != '') mWidth = $(this).attr("width"); if ($.trim($(this).attr('height')) != '') mHeight = $(this).attr("height"); }); $(".BodyHolder .inlineplayer").css("width", mWidth); $(".BodyHolder .inlineplayer").css("height", mHeight); $(".BodyHolder .inlineplayer").css("display", "inline-block"); $(".inlineplayer").flowplayer("../../Scripts/flowplayer-3.2.7.swf", { clip: { autoPlay: false } }); }
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه بیست و دوم تیر 1392 و ساعت 9:48 قبل از ظهر |
    گفت‌وگوی فارس با اکبر صحرایی به بهانه انتشار کتاب «دار و دسته دارعلی»
    ۱۰۰ سال هم از دفاع‌مقدس بنویسند چیزی از آن کم نمی‌شود/ نشاط و زندگی جبهه‌ها را نشان دادم

    نویسنده کتاب‌ «دار و دسته دارعلی» گفت: اگر ۱۰۰ نویسنده حرفه‌ای ۱۰۰ سال پُرکار از هشت سال دفاع مقدس بنویسند ذره‌ای از این حوزه کاسته نمی‌شود بلکه رویش و تکثیر می‌شود. نویسنده هر چه بیشتر به عمق اقیانوس دفاع مقدس نفوذ کند، سوژه‌های بکر و ناب‌تری نصیبش می‌شود.

    خبرگزاری فارس: ۱۰۰ سال هم از دفاع‌مقدس بنویسند چیزی از آن کم نمی‌شود/ نشاط و زندگی جبهه‌ها را نشان دادم

    خبرگزاری فارس- علی الله سلیمی: حرف‌های نویسنده سه‌گانه طنز «دار و دسته دارعلی» از آن جهت قابل توجه است که می‌گوید برای نوشتن این مجموعه سه سال وقت گذاشته و در این مدت از نظرات بسیاری از نویسندگان طراز اول کشور و کارشناسان ادبی بهره برده است.

    جدیدترین اثر اکبر صحرایی، داستان نویس نام آشنای کشورمان با عنوان «دار و دسته دارعلی» که مجموعه سه‌گانه طنز با موضوع دفاع مقدس و به قلم این نویسنده شیرازی است با عناوین «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین‌ها»، «برانکارد دربستی» اخیراً از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

    جلدهای اول و دوم این مجموعه هر کدام شامل 20 داستان و جلد سوم دارای 24 داستان است که در مجموع 64 داستان کوتاه دفاع مقدس، مجزا و مستقل در این مجموعه سه جلدی ارائه شده است.

    به بهانه انتشار این مجموعه پای صحبت های این نویسنده نشستیم تا از مراحل نوشتن و انتشار آن بگوید و این که با چه اهدافی سراغ این مجموعه سه جلدی طنز برای نوجوانان رفته است.

     

    * دارعلی نماد زندگی و پویایی دفاع مقدس است

    قبل از هر چیزی برویم سراغ عنوان کتاب جدید شما چرا «دار و دسته دارعلی»؟

    دارعلی شخصیتی حقیقی و زنده‌ایی است که نماد زندگی و پویایی دفاع مقدس است. دارعلی با شوخ طبعی و نشاط، رزمندگان و نیروهایش را تشویق به دفاع از کشور می‌کند. کاری که در طول جنگ‌های دفاعی جهان بی نظیر و استثنا است. دارعلی فرهنگ دفاع مقدس است.

    یعنی دارعلی و رفقایش شخصیت خیالی نیستند؟

    درست گفتید. دارعلی شخصیتی حقیقی است. حتی دارو دسته او هم  وجو د دارند. اما نه به این شکلی که در مجموعه طنز می‌آیند.

    اگر در عالم واقع این گونه نیستند، پس به چه شکلی حضور دارند؟

    ببینید. قطعا شخصیت هر نویسنده‌ایی در رمان و داستانش، یک نمود واقعی دارد. اما نه عین شخصیتی که در جهان امروز وجود دارد. منطور با تغییرات. مثلا شخصیت دارعلی از اعمال و رفتار چند رزمنده واقعی و بعضا ساختۀ خیال نویسنده به وجود آمده است. یا مثلا مش رجب تدارکات‌چی گردان، شاپور رفیق و شفیق صمیمی دارعلی، مراد پیک گردان و حاج صلواتی و بقیه. به شکل فعلی وجود خارجی ندارند.

    یعنی می توان شخصیت‌های معروف شما در  مجموعه «دار و دستۀ دارعلی» را چیزی بین خیال و واقعیت در نظر گرفت؟

    بله!

    سوژه‌ها چطور؟

    سوژه‌ها هم عین شخصیت‌ها تلفیقی از خیال و واقعیت است.

    برویم سر اصل کتاب. چرا مجموعه سه جلد شد؟

    فرم کار می‌طلبید که کار سه جلدی شود. هر چند امکان دارد به جلدهای  این مجموعه اضافه شود.

     

    *100سال هم از دفاع مقدس بنویسند چیزی از آن کم نمی‌شود

    آقای صحرایی به نظر می‌رسد که این مجموعه در حوزۀ دفاع مقدس کاری است متفاوت و نو. حالا چه از نظر نگاه طنز و چه از نظر فرم. نظر خودتان چیست؟

    ببینید در حوزه طنز دفاع مقدس تالیفات کم است. به خصوص در ژانر داستانی نوجوان. البته  دوست عزیزم داود امیریان چند کار طنز خواندنی در این حوزه دارند. مثل داستان «رفاقت به سبک تانک» که به نوع خود کارهای ستودنی است.  ارزش دیگر تالیفات امیریان این است که در کار خاطره و طنز دفاع مقدس پیشگام بوده است. اما حوزه دفاع مقدس به قدری گسترده است که پتانسیل بسیار قوی برای خلق آثار داستانی دارد. این حوزه اقیانوسی است که تا به حال ما توانسته‌ایم قطره‌ایی از آن را به خوانندگان بچشانیم.

    من جایی گفتم اگر 100 نویسنده حرفه‌ایی 100 سال پُرکار از سوژۀ و اتفاقات هشت ساله دفاع مقدس بنویسند. ذره‌ایی از این حوزه کاسته نمی‌شود بلکه رویش و تکثیر هم پیدا می‌کند. نویسنده هر چه بیشتر به عمق اقیانوس  دفاع مقدس نفوذ کند، سوژه‌های بکر و ناب‌تر نصیبش می‌شود.

    کشف و رویش حوزه دفاع مقدس مثل خود آدم‌های جنگ تمام شدنی نیست. نقب‌زدن به این حوزه مثل نقب زدن ذهن و فکر است. این را گفتم تا برسم به این نکته که صحرایی رسیده است به منبع بکر و عظیم سوژه و وقایع  ناب دفاع مقدس. اوج این اتفاقات زندگی پُر نشاط رزمندها است در جنگ. رمز و رازی که تفاوت اساسی بین جنگ‌های متداول جهان  و دفاع مقدس هشت سال ایران است. این زندگی درونش طنز است و در عین حال در این زندگی پُرنشاط و امید و طنازانه، شهادت، جانبازی، اسارت، از دست دادن رفقا و سختی های فراوان است. این جا بین زندگی و طنز با کشتن و کشته شدن و دفاع از مکتب و کشور تقابل و تضاد شکل می گیرد. و جمع بین این دو واژۀ متضاد، طنز تراژدی و طنز شکل می‌گیرد.

    ضمن این که با ابزار خیلی راحت‌تر می توان اتفاقات و حوادث و رفتارهای جوراجور آدم‌ها را نقد و تجربه کسب کرد. غیر از این طنز و شوخ طبعی خوانش اتقاقات را برای خواننده تلطیف‌تر و راحت‌تر می‌کند. می‌خواستم این را بگویم که نویسندگان از ابزار طنز کمتر استفاده کردند. لااقل در حوزه دفاع مقدس. در کتاب سه جلدی دارو دستۀ دارعلی سعی شده از پتانسیل طنز بیشتر استفاده شود.

    در فرم داستانی چه‌طور؟

    پکیج سه جلدی از سه جهت قابل خوانش است. خواننده در «دار و دسته‌دار علی» هم تک خوانی دارد. هم جلد خوانی و هم مجموعه خوانی.

    اگر ممکن است در این باره بیشتر توضیح دهید؟

    خواننده از هر جای این سه مجموعه می‌تواند داستان بخواند. یا هر جلدی را می تواند مستقل بخواند. اما در عین حال با خواندن ترتیبی و کامل سه جلد می‌تواند به لایه‌های دوم مجموعه هم پی ببرد.

    مثلا چه لایه‌هایی؟

    ابتدا تعلیق‌ها و اتفاقات و معمای مجموعه را کشف کند و دوم از نظر شخصیتی آدم‌هایی مجموعه به مرور و قصه به قصه کامل و تکمیل‌تر می شوند.

    در نام کتاب‌ها  نوعی تضاد و ایهام است. مثلا «آمبولانس شتری» جلد اول. در کارهای قبلی شما هم همین ظرافت و نکته نهفته. مثل مجموعه داستان «آدم هم پوست می‌اندازد» یا «حافظ هفت» و یا «آنا هنوز هم می‌خندد» در داستان و کتاب‌های تان چگونه به انتخاب اسم می‌رسید.

    اسم کتاب مهم است. من روی آنها حساس هستم. و معمولا اسامی کتاب باید شناسنامۀ کتاب باشد و چکیده یا به قول امروزی‌ها mp3.

    مثلا روی  اسم جلد دوم دارو و دستۀ دارعلی، «گردان بلدرچی‌‌ها»؟ یا جلد سوم «برانکارد دربستی»؟ یا همان جلد اول «آمبولانس شُتری»؟

    بله! بعضی اسامی طنزآلود و جمع اضداد هستند. بعضی تجانس و بعضی اسامی کتاب کلید و رمز کتاب است. مثلا گردان بلدرچین‌ها از این جنس هستند. یا آمبولاتس شُتری و همچنین برانکارد دربستی  یا حتی کتاب دیگر من تپه جاوید وراز اشلو، و ...

    برویم سر شخصیت دارعلی، دوست داشتنی و بهلول مانند است. و در عین دوست داشتنی، سیگار می‌کشد، جاهایی شیطنت می‌کند. یعنی شخصیت دارعلی سفید سفید نیست.

    آدم‌ها مختلف هستند. جمع بین خصلت‌های خوب و بد. چربش‌ها متفاوت هستند. بعضی شیطتت و گناه شان و بعضی خوبی‌هایشان می چربد. گمانم سفید و سیاه بودن مطلق با واقعیت‌های زندگی تطبیق ندارد. هر چند جاهایی بعضی شخصیت‌ها بسیار نزدیک کی شوند به سفید یا سیاه بودن.

    آیا دارعلی می‌تواند، شصیت خلق شده مثلا گُل آقا، دخو، بهلول، شوایک سرباز ساده دل، ملانصرالدین، و... باشد؟

    به نوعی بله. دارعلی، دارعلی است؟ مثل خیلی از شخصیت‌های طنازی که در طول تاریخ ساخته و پرداختۀ نویسندگان و شاعران بوده است.

    یعنی باید بگوییم اکبر صحرایی شخصیتی دارعلی را در داستان‌هایش خلق کرده است.

    بله!

    اتفاقا دارعلی در کتاب و رمان‌های دیگر شما هم حضور دارد. مثلا در «حافظ هفت»، «آنا هنوز هم می‌خندد»، یا «خمپارۀ خواب‌آلود». این حضور عمدی بوده است؟

    بله!   

    از مش رجب دار و دستۀ دارعلی بگویید؟ به نظر شما خیلی خسیس به نظر نمی‌رسد؟ تا حدی که خواننده از دست مش رجب حرص و جوش می‌خورد. اما در عین حالا به نظر می‌رسد مش رجب هم فکورانه و زیرکانه می‌خواهد چیزی را به دارو دستل دارعلی تفهیم کند.

    راه شکل گرفتن طنز، غلو و بزرگ کردن شخصیت و بعضا حوادث است، مش رجب با اعمال و رفتارش روزها و زمان‌های سخت و دشوار جنگ را برای دارو دستۀ دارعلی تلطیف‌تر می‌کند. مش رجب نقشی دارد و پازل یا دارو دستۀ دارعلی را تکمیل می‌کند.

    برویم سراغ روایت قصه دارو و دسته دارعلی، در طول سه جلد یک عشق زمینی هم شکل می‌گیرد. کاری که در کارهای دفاع مقدس کمتر شکل گرفته و داستان کتاب را چند منظوره می‌کند. منظورم دختری به نام حوری یا خواهر شاپور. همین اتفاق عشق زمینی هم در ابهام و تغلیق می‌ماند، همینطور است؟

    درست گفتید، عمدا شروع داستان اول از همین عشق زمینی شروع می‌شود. داستان خمپارۀ خواب آلود. و این تعلیق تا آخر مجموعه ادامه پیدا می‌کند. داستانی که به نحوی تک درونی اول شخص شکل می‌گیرد.

    بالاخره حوری زمینی است هوایی است یا دریایی؟ نکته‌ای که دارعلی می گوید. بالاخره شاپور خواهری دارد به نام حوری یا نه؟

    حوری زمینی یا بهشتی بودنش در ابهام می ماند و شاید تکلیفش در جلدهای بعدی دار و دستۀ دارعلی روشن شود.

    مراد پیک گردان شخصیت نمکی و طناز دیگر از مجموعه است.  این شخصیت‌ها و سوژه‌ها چگونه پیدا کردید؟

    حضور تجربی در جنگ، مصاحبه‌ها، تحقیق و خوانش کتاب‌های متعدد و البته استفاده از تخیل.

    اصولا طنز در دو لایه شکل می‌گیرد، هم پنهان و هم ظاهر. به نطرم جاهایی از متون تاریخ طنز استفاده شده و در شخصیت دارعلی و دیگران تنیده شده، همین طور است؟

    من برای نوشتن «دار و دستۀ دارعلی» کتاب‌های طنزهای مختلف ایرانی و خارجی را خواندم. از چرند و پرند دهخدا گرفته تا کارهای عمران صلاحی، بهلول، عبید ذاکانی، مصدق و شوایک سرباز ساده دل...تقریبا هر داستان و رمان طنزی را که گیر آوردم خواندم.

    نثر کتاب سلیس روان و ساده است و با مخاطب ارتباط خوبی برقرار می‌کند.

    شاید باورتان نشود، این مجموعه پکیج سه جلدی سه سال شاید بیشتر طول کشید. بارها بازنویسی و تراش خورد. افراد متعدد خواندند و نظر دادند و تراش دادم.

    مثلا چه کسانی؟

    از منتقدان حرفی گرفته تا نویسندگان حرفه‌ای. نزدیک به ده نفر!

    امکان دارد چند نفر را نام ببرید؟

    رضا امیرخانی، داوود امیریان، بابک طیبی، محمد محمودی، دکتر سانا مجرد، حمید اکبرپور، مهندس پورابراهیمی و...

    به نظر می‌رسد شما از نویسندگانی هستید که پیش از چاپ  کارتان آن را در معرض نقد و چالش قرار می‌دهید؟

    دقیقا! از چاپ اولین کتابم همین رویه را انجام داده‌ام.

    داستان‌های شما خیلی ایجاز و بدون اضافه گویی هستند. مثل مجموعه داستان کوتاهتان «آنا هنوز هم می‌خندد» و بقیه کارها آیا این شیوۀ نثرتان است؟

    اعتقاد دارم نباید کلمۀ اضافه و زائدی در داستان باشد. داستان کوتاه به قدری باید کوتاه و ایجاز باشد که اگر یک جمله یا کلمه را برداری داستان فرو بریزد و معنایش را از دست بدهد. درست مثل قالیچه کوچکی که تا یک گره‌اش را باز کنی تا آخر شکافته شود. یادم است وقتی دوست نویسنده خوبم امیریان مجموعه را خواند گفت: اکبر بابا این داستان‌های چند صفحه را می توان تبدیل کرد به ده ـ دوازده صفحه. نظر داوود امیریان درست بود. اما شیوۀ من در نثر در این است که بعد از نوشتن داستان یا متنی می‌نشینم ببینم چه کلمه و جملاتی در کارم اضافه است و می‌توان آن را حذف کرد بدون این که به داستان ضربه زد. به اعتقادم حذف غیر ضروری سرعت داستان را بالا می‌برد.

     

    * در زمینه آشنایی نسل جوان با دفاع مقدس فقط شعار داده می‌شود

    به نظر می رسد لحن و گفتار شخصیت‌ها عمدا متفاوت و مناسب هر شخصیت مثل مش رجب، دایی بلال، کاظم و شاپور و...انتخاب شده است.

    معمولا یکی از ضعف‌های رمان‌نویسان ما در لحن شخصیت‌هاست. یعنی لحن یکسان و مشابهی که در همۀ شخصیت‌های یک رمان استفاده می‌شود. به طوری که اگر در یک داستان. اگر نویسنده دیالوگ و گفتگوها را بدون اسامی بیاورد لحن و کنش و لهجه همه یکی است و انگار همه یک نفر هستند  و در اصل نویسنده نمی‌تواند شخصیت‌ها و لحن متفاوت بسازد. در حالی که شما در نمایش رادیویی از روی صدا و لحن افراد را می‌شناسید. اصولا داستان هم باید اگر خواننده دیالوگی را خواند از آن بفهمد که این لهجه مش رجب است و میان سال است و مثلا قدیمی حرف می‌زند اگر این اتفاق بیفتد می‌شود گفت این از نقاط قوت و امتیاز یک داستان خوب است.

    مثل قربون گفتن دارعلی، خارخاسک مش رجب و لکنت زبان کاظم و اجازه گفتن های مراد و...

    دقیقا!

    حرف اکبر صحرایی در مجموعه «دار و و دسته دار علی» برای خواننده  چیست؟

    آشنایی نسل جدید با مفهوم دفاع مقدس. مدام شعار داده می‌شود جبهه یعنی زندگی، نشاط و پویایی، ایثار و گذشت! اما کمتر توانسته‌ایم این لحظات ناب زندگی و ایثار را در متن داستان به رشتۀ تحریر در آوریم. «دار و دستۀ دار علی» سعی دارد قطره‌ای از این دریای نشاط و زندگی را برای مخاطب نوجوان و جوان‌ها به تصویر بکشد. همین.

    انتهای پیام/و

    + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه هجدهم تیر 1392 و ساعت 11:25 قبل از ظهر |
    گفنگو با «اکبر صحرایی»، نویسنده

    طنز می‌تواند نسل امروز را با ادبیات جنگ آشتی دهد

    «اهووی ملت، رد شدن هر نوع خواننده از داستان‌های دار و دسته من قدغنه، شرایط واسه هر دو دسته، خواننده کم حوصله و پرحوصله، حسابی جفت و جوره، کم حوصله‌ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته پرحوصله‌ها با خوندن کل مجموعه اجازه ورود به ماجراهای تو در تو پیدا می‌کنن قربون.»

    امروزی ها: اکبر صحرایی متولد 1339 در شیراز است. وی تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی رشته مدیریت ادامه داده است. با پایان جنگ با نوشتن خاطرات خود و دوستانش از آن دوران، نویسندگی را به صورت حرفه‌ای تجربه کرد تا آنجا که خاطرات و بعدها داستان‌هایش در مجلات تخصصی به چاپ رسید. مجموعه داستان جنگ به نام «کانال مهتاب» اولین کتاب صحرایی است که در سال‌١٣٧٨ به چاپ رسید. یک سال بعد از انتشار این کتاب، مجموعه داستان «هزار و نه» را منتشر کرد. کتاب بعدی وی نیز مجموعه داستانی با عنوان «خمپاره خواب آلود» بود که موضوعی طنز داشت و در سال ١٣٨٢ به چاپ رسید و مورد استقبال علاقه‌مندان ادبیات قرار گرفت. کتاب «خمپاره‌ خواب آلود» توانست جوایز زیادی را برای این نویسنده بگیرد. از دیگر آثار این نویسنده می‌توان به رمان «پرونده‌ ٣١٢»، مجموعه داستان «آنا هنوز هم می‌خندد»، مجموعه داستان «خیابان پیر»، رمان «کاش کمی بزرگ‌تر بودم»، رمان جنگ «شمشاد و آرزوی چهارم» و... اشاره کرد. یکی از آثار این نویسنده شیرازی «حافظ هفت» است کتابی که بر اساس سفر مقام معظم رهبری به شیراز در سال 1387 نوشته شده است.

    این سفرنامه به‌عنوان پنجمین سفرنامه به نگارش درآمده حول محور سفرهای استانی مقام معظم رهبری نوشته شده، به گفته بسیاری از منتقدان ادبی صحرایی در این کتاب کوشیده تا از کلیشه‌های معمول ضمن حفظ مستندات تاریخی این سفرها فرار کند و به گفته خودش در برخی از شخصیت‌ها رگه‌هایی از طنز وجود داشته و از تخیلات خود نیز استفاده کرده، صحرایی بر خلاف دیگر نویسندگان معتقد است سفارش‌نویسی کار اشتباهی نیست و می‌تواند یک امتیاز برای نویسنده محسوب شود. وی می‌گوید «حافظ هفت» را به سفارش‌نوشته اما پولی پیشی دریافت نکرده بلکه خود کتاب باعث شده که چاپ‌های متعدد داشته باشد. این نویسنده همچنین زبان طنز را راهی برای آشتی دادن مخاطب امروز با ادبیات دفاع‌مقدس می‌داند و تصمیم دارد تا شخصیت کتاب «دارعلی» را به یکی از شخصیت‌های ماندگار داستانی تبدیل کند.

    در مجموعه داستانی که به تازگی از شما به چاپ رسیده، به صورت مستقیم به ادبیات طنز در حوزه دفاع‌مقدس روی آوردید، با توجه به اینکه طنز در دیگر آثار شما نیز دیده می‌شد، چطور شد که صرفا مجموعه داستانی نوشتید که ادبیات طنز داشته باشد؟

    از همان ابتدا که کار نویسندگی را شروع کردم در تک‌داستان‌هایم نیز رگه‌هایی از طنز دیده می‌شد، وقتی برای نگارش کتابم به‌دنبال سوژه هستم، حس می‌کنم که طنز می‌تواند در حوزه دفاع‌مقدس پیام را بهتر برساند و از خشونتی که در جنگ بوده و جوانان نسل امروز آن را حس می‌کنند، بکاهد. در حال حاضر نسل جوان ما زمانی می‌تواند با ادبیات دفاع‌مقدس آشتی کند که کتاب‌های موجود در این زمینه را بخواند. تاریخ نشان داده بسیاری از نویسندگان برای بیان برخی از نظرات و داستان‌هایشان از طنز استفاده کرده‌اند و از این‌رو طنز بیشتر مورد استقبال مخاطبان است. بعد از اینکه کتاب «خمپاره خواب‌آلود» به چاپ رسید و توانست تا به امروز چندین چاپ را به خود اختصاص دهد، متوجه شدم در حوزه دفاع‌مقدس ادبیات طنز خواهان دارد و این تجربه‌ای شد که در کنار کارهای جدی‌ام به این مقوله به‌صورت گسترده بپردازم. شروع به آغاز نگارش کتاب کردم داستان‌ها پی در پی می‌آمد هدفم چاپ چند مجموعه داستان در جلدهای مختلف نبود، بلکه داستان‌ها آمدند و کار به چاپ چند مجموعه کشید.

    به نظرم در حوزه ادبیات جنگ یا همان دفاع‌مقدس، نویسندگان بیشتر به خاطره‌نویسی و زندگینامه‌نویسی دفاع‌مقدس روی می‌آورند و کمتر نویسنده‌ای است که همت کند رمان بنویسد، نظرتان چیست؟

    نگارش رمان بسیار سخت‌تر از زندگینامه و خاطره‌نویسی است چرا که در نگارش رمان باید به ذهنیت و تخیل نویسنده اتکا کرد. کمتر نویسنده‌ای است که در حال حاضر تمام هم و غم خود را صرف نگارش رمان کند و ترجیح می‌دهد زندگینامه بنویسند و به چند نوار و مصاحبه بسنده می‌کند. معتقدم نوشتن در حوزه رمان کار سختی است بخصوص با توجه به شرایطی که در ایران وجود دارد اگر کسی هم رمانی بنویسند رمانش در چاپ اول می‌ماند، چه برسد به رمان‌هایی که در حوزه دفاع‌مقدس نوشته می‌شود و متولیان امر به آن توجه دارند.

    فکر نمی‌کنید سختی نگارش رمان به دلیل این است که حمایتی وجود ندارد و نویسندگان ما بیشتر دغدغه معیشت دارند؟

    این یکی از دلایل عدم توجه به نگارش رمان است. اما معتقدم نویسنده‌ای که بخواهد کار کند و بنویسد، می‌تواند اثر خود را به ناشر تحمیل کند و با نگارش و چاپ کتاب،‌ به‌طور حتم مخاطب نیز پیدا می‌شود و کتاب هم فروش خوبی خواهد داشت. هنگامی که «حافظ هفت» را نوشتم اصرارم در نگارش اثر باعث شد که کتاب مخاطبان زیادی داشته باشد و کتاب به چاپ‌های متعدد برسد. این کتاب درباره رهبر معظم انقلاب بود و سختی‌های خاص خود را داشت که درباره‌اش نوشتم اما تلاشم را کردم و کار خوبی از آب درآمد.

    درست است این کتاب توانست موفق باشد و حتی جایزه هم ببرد اما باز هم شما در نوشتن کتاب مطمئن بودید کسی از شما حمایت می‌کند و دغدغه‌ای نداشتید؟

    بله، درست است کتاب سفارشی بود، «حافظ هفت» را به من سفارش دادند اما از قبل وعده پول ندادند خودم شروع به نگارش کردم و آنها خواندند و خوششان آمد چنانچه جایزه برد و به چاپ‌های متعدد رسید.

    همین را می‌گویم نکته مورد نظر این است که نویسندگانی که می‌خواهند کتابی بنویسند باید وقت بگذارند و با پژوهش که زمانبر است اثری بنویسند اما آنها دغدغه حمایت دارند اینکه بدون دغدغه امرار معاش کار کنند به همین دلیل بسیاری از نویسندگان کار سفارشی قبول می‌کنند؟

    این درست است اما من با سفارش‌نویسی موافق هستم، معتقدم سفارش‌نویسی نیز یک نوع امتیاز برای نویسنده محسوب می‌شود چرا که نویسنده را می‌شناسند که کارش خوب است و آن وقت سفارش می‌دهند. من با احترام به نظر خیلی‌ها که سفارش‌نویسی را محکوم می‌کنند می‌گویم این افراد شناخت کمی از ادبیات دارند چرا که ماندگارترین آثار در طول تاریخ سفارشی بودند.

    آثار ماندگار ادبی سفارشی هستند؟

    خیلی‌ از آنها سفارشی بودند.

    شما در این 22 کتابی که نوشته‌اید چند کار سفارشی کرده‌اید؟

    در کارهایی که انجام دادم سه یا چهار کار سفارشی بود و مابقی آثار را خودم نوشته‌ و برای نشر به ناشران پیشنهاد دادم. به نظرم بهتر است بازگردیم به ادبیات طنز در حوزه دفاع‌مقدس.

    برخی بر این اعتقاد هستند که حوزه طنز در ادبیات دفاع‌مقدس دچار کلیشه شده، این موضوع را قبول دارید؟

    بله، قبول دارم، متاسفانه طنز در دفاع‌مقدس یک کارنامه اجرایی دارد در این مدت آثار زیادی در این حوزه خلق شدند که نوعی کلیشه شدن را به‌دنبال داشت اما معتقدم در حال حاضر بهترین ابزار برای اینکه مخاطب امروز و نسل امروز با ادبیات جنگ آشتی کند، طنز است و این تجربه را در طول 20 اثری که در این سال‌ها نوشته‌ام کسب کردم.

    نگارش سه جلد مجموعه داستانی«برانکارد دربستی»، «گردان بلدرچین‌ها» و «آمبولانس شتری» چقدر طول کشید؟

    نگارش این سه مجموعه سه سال به طول انجامید.

    آیا قرار است جلد چهارم این مجموعه داستان طنز را هم وارد بازار کتاب کنید؟

    در حال حاضر روی جلد چهارم کار می‌کنم، همانطور که گفتم از ابتدا هم هدفی نداشتم که مجموعه داستان را در سه یا چهار جلد چاپ کنم، همینطور به نگارش داستان‌هایم ادامه می‌دهم تا ببینم چقدر خواهد بود. در نوشتن این مجموعه‌ها عجله‌ای ندارم. در کنار نگارش این مجموعه داستان‌ها، یکی، دو کار دیگر هم در دست دارم. می‌خواهم ببینم بازخورد جامعه درباره سه مجموعه کتاب چیست و سپس جلد چهارم را به دست ناشر بسپارم.

    تمام داستان‌ها را گویا بر اساس شخصیتی به نام «دارعلی» در این مجموعه نوشته‌اید؟

    هنگامی که شروع به نگارش داستان کردم، فکر نمی‌کردم بیست داستان تبدیل به 64 داستان شود. به نظرم کاراکتر «دارعلی» ظرفیت پرورش زیادی دارد که می‌تواند ادامه یابد و به یک شخصیت ماندگار تبدیل شود. اتفاقات طنز این کتاب نیز از زبان «دارعلی» نقد می‌شود. شخصیت «دارعلی» به اتفاقاتی که در جبهه رخ داده به نوعی انسجام بخشیده است و حس کردم در کنار این حوادث شخصیت «دارعلی» می‌تواند کمک کند.

    برخی بر این باورند که نویسندگانی که نمی‌توانند حرف‌شان را به راحتی بزنند، به طنز روی می‌آورند، موافق این صحبت هستید؟

    نه زیاد، من طنز را ابزار می‌دانم برای ارتباط بهتر و در این سه مجموعه نیز می‌خواستم نشان دهم که جبهه‌های جنگ تنها خون و کشتار نبود یا اینکه افراد صبح تا شب نماز بخوانند بلکه محیط جبهه فراتر از این بود. همه می‌آمدند با هر تفکر و رفتار و کنار هم خانواده‌ای می‌شدند و آنقدر به هم وابسته بودند که دوری از همدیگر را تحمل نمی‌کردند. همیشه در ذهن مخاطب این چرایی وجود دارد که چرا فردی که به جبهه می‌رفت دیگر بر نمی‌گشت و ماندگار می‌شد و تا آخرین لحظه در جبهه بود. سعی کردم به این چراها در این مجموعه کتاب پاسخ دهم.سبک زندگی در جبهه‌ها متفاوت بود.

    چطور شد که با نشر سوره مهر کار کردید؟

    اکثر کتاب‌هایم را سوره مهر به چاپ رسانده و معتقدم بهتر است آثار یک نویسنده در یک نشر جمع شود، بعد از پایان نگارش کتاب، این کار را به دفتر طنز حوزه هنری دادم و تصمیم به چاپ آن گرفتند.

    در ایران تصویرگری کتاب همیشه یکی از مشکلات نویسندگان و ناشران بوده، با این حال این کتاب از تصویرگری خوبی برخوردار است، آیا با مسعود کشمیری آشنایی داشتید؟

    خیر، اما الان با هم بسیار دوست هستیم، من به‌دنبال تصویرگر برای کتاب بودم اما در نهایت موفق نشدم تا جایی‌که تصمیم گرفتم بدون تصویر کتاب چاپ شود اما حوزه هنری این تصویرگر را معرفی کرد، وی کتاب «رفاقت به سبک تانک» را نیز تصویرگری کرده بود و از کارش خوشم آمد چند اتود زد نتوانستم قبول کنم از او خواستم کتاب را چند مرتبه بخواند با داستان و شخصیت‌ها آشنا شود و برایش ملموس باشند این کار را کرد و اتود زد،‌به نظرم خیلی مناسب آمد و کتاب منتشر شد.

     

    انتهای خبر/ سایت خبری امروزی ها / کد خبر: ۳۲۳۳۱
    + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه چهارم تیر 1392 و ساعت 2:57 بعد از ظهر |

    دار و دسته «دار علی» از جبهه به «سوره مهر» رفتند

    کتاب دارو دسته دار علی سینما پرس-گروه هفت هنر/ «دارو دسته دار علی» عنوان مجموعه طنز دفاع مقدس نوشته اکبر صحرایی است که به تازگی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

    به گزارش خبرنگارکتاب سینما پرس مجموعه طنز«دار و دسته دار علی » نوشته اکبر صحرایی در سه جلد با نام های «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانکارد دربستی»  به تازگی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

     

    این مجموعه طنز خاطرات مستندی از حضور رزمندگان در دفاع مقدس است که در سه جلد و در مجموع 64 داستان به مخاطبان عرضه شده است، «دار علی» شخصیت اصلی این داستان ها است که در واقعیت نیز حضور دارد و هم اکنون در شیراز زنگی می کند.

     

    «خمپاره خواب آلود»، شیپورچی جنگ»، «شعبده باز»، «کمپوت گیلاس»، «گربه براق حنایی»، «آتش بس»، «باری غنیمتی»، «زیلوی خنده»، «روح مش رجب»، «طلسم»، «برانکارد در بستی»، «قایق توالت»، «اورژانس قاطری»، «شام آخر»، «جنگ بازی» و ... عنوان برخی از داستان های این مجموعه طنز هستند.

     

    نویسنده در مقدمه هر سه جلد این مجموعه آورده است:

     

    هووی ملت ! رد شدن هر نوع خواننده از داستان های دارو دسته من قدغنه! شرایط واسه هر دو دسته، خواننده کم حوصله و پر حوصله، حسابی جفت و جوره. کم حوصله ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته، پر حوصله ها با خوندن کل مجموعه اجازه ورود به ماجراهای تو در تو رو پیدا می کنن.

     

    در یکی از داستان های این مجموعه با نام «الف بچه» می خوانیم:

     

    روی جاده شنی شلمچه، سوار بر تویتا، تخته گاز می تازم سمت آبادان. «دار علی، میری آبادان، مقر تاکتیکی، دستور مرحله بعد حمله رو می گیری.» آنی، از ردیف نقل های سوخته کنار جاده، یک دسته عراقی چاق و چله، با لباس زیتونی، می ریزند وسط جاده و برق از کلم می پر: «یا ابولفضل! این ها کجا بودن؟!»

     

    هول، پا می کوبم روی ترمز. جیغ تویوتای خرگوشی بلند می شود. ماشین به چ و راست کشیده می شود و کجی می افتد پایین شانه جاده و به تله می افتم. می خواهم بپرم پایین و بزنم به چاک، اما عراقی ها دوان دوان می دوند سمتم ...

     

    گفتنی است سه گانه طنز اکبر صحرایی با نام های «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها»و «برانکارد دستی» به تازگی با شمارگان 2500 نسخه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

    منوی اصلی
    آرشیو مطالب
    لوگوی دوستان
    ثامن تم شهدای کازرون بشارت110 پایگاه مقاومت شهید عرشی لوگوی شما لوگوی شما لوگوی شما لوگوی شما