اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
تماس با مدیر

نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيکي: 
                 
کتاب برتر
حافظ 7
اکبر صحرایی اکبر صحرایی کتاب حافظ 7 کتاب میشد آن شب نکشمش کتاب آدم هم پوست می اندازد کتاب خیلی خیلی محرمانه کتاب آنا هنوز هم میخندد

موسیقی وبگاه
درباره ما

این وبلاگ شامل داستان های کوتاه و نظرات نویسنده وبلاگ می باشد.
موضوعات مطالب
پیوندهای روزانه
لوگوی ما

راز اِشلو

دیگر امکانات
تماس با مدیر
+ نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 و ساعت 11:55 بعد از ظهر |
نگاهی بر تازه های نشر؛
سی مرد و سی مرغ
کتاب «سی مرد و سی مرغ» نوشته «اکبر صحرایی» روایت هفت خوان فتح خرمشهر برای نوجوانان است که از طرف انتشارات «عصر داستان» منتشر شده است.
 
تاريخ : شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۵۲

داستان «سی مرد و سیمرغ» تحول درونی شخصیت اصلی، کریم را روایت می‌کند که با رفتن به جبهه‌های نبرد از مرحله شعار به شعور می‌رسد و به قول معروف راه صد ساله را در یک شب طی می‌کند.

در صفحه‌ای پیش از شروع داستان از زبان نویسنده آمده است: «به خودم آمدم... داوطلب جنگ شده بودم و توی یم دستم اسلحه کلاشینکف بود و دست دیگرم دوربین یاشیکایی که با آن، تند و تند از رزمندگان و تجهیزات نظامی و خاکریزها عکس می‌انداختم. رفته‌رفته عکس‌ها کم شد و جایش را نوشته‌ها گرفت. جنگ که تمام شد، حس غریب آن ماند. حس مدیون بودن به دوستانی که در یک شب، در جزیره مجنون، دوازده نفرشان را از دست دادم. وقتی به آن را نوشتم، شد «سی مرد و سی مرغ» و کریم،‌ شخصیت نوجوان رمان که شاید خودم باشم یا یکی از همان دوازده نوجوان و جوان شهید که در جنگ با اژدهای متجاوز، افسانه جدیدی به افسانه‌های سی مرغ سرزمین ایران اضافه کردند.»

صحرایی در نگارش این کتاب از شیوه نقالی‌گری بهره برده است؛ موضوع هفت خوان شاهنامه را با روند آزادسازی خرمشهر در این کتاب تلفیق کرده و از این رو، داستان کتاب نزدیک به متن کهن ایرانی نوشته شده است.

در بخشی از خوان هفتم می‌خوانیم: «... رستم، خون را در چشمان کاووس شاه و همراهانش ریخت و همه بینا شدند. پس مدتی آسودند و سپس راه افتادند و دشمنان را در مازندران قلع و قمع مردند و آن‌قدر از جادوگران کشتند که خون روان شد. کاووس به لسکریان گفت: دیگر از کشتن دست بکشید. سپس به رستم گفت: باید مرد دانایی یافت که نزد سالار مازندران رود و اپ را روشن کند. رستم پذیرفت و کاووس نامه‌ای بر حریر سپید نوشت و در آن به شاه مازندران بیم و نوید داد و فرهاد را فرستاد تا نامه را به او برساند... آرام و قرار ندارم و روحم توی خرمشهر پرواز می‌کند. نه از حبیب خبری دارم و نه از فرمانده حسین. باید خودم را به خرمشهر برسانم. در فگر فراری دیگر هستم که تویوتایی جلویم ترمز می‌زند.»

صحرایی در مورد علت انتخاب عنوان کتابش هم می‌گوید: سی‌مرغ هم در شاهنامه و هم در اثر عطار نیشابوری دیده می‌شود که با وجود مشکلات زیاد به قله قاف می‌رسدو در این کتاب، قله قاف همان پیروزی در جبهه جنگ است و منظور از سی مرد، ۳۰ میلیون نفر از رزمندگان و خانوده‌ها و نسل‌اولی‌هایی هستند که برای رسیدن به قله قاف فداکاری کرده‌اند. موضوعی که باید مورد توجه همه جامعه ایرانی قرار بگیرد، درک این است که کسی که داوطلبانه به جنگ رفته، چه انگیزه‌ای داشته است.

صحرایی متولد ۱۳۳۹ شیراز است. وی تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی در رشته مدیریت ادامه داده است. صحرایی پیش از انقلاب مطالعه را به صورت جدی با داستان های محمود حکیمی، جلال آل احمد‏ و آثار کلاسیک جهان آغاز کرد. با پایان یافتن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نوشتن خاطرات خود و دوستانش را درباره جنگ پی گرفت؛ طوری که خاطرات و بعدها داستان‌هایش در مجله تخصصی کمان، روزنامه ایران، ماهنامه عصر پنجشنبه، خبر جنوب‏ و عصر به چاپ رسیدند.

داستان «سی مرد و سی مرغ» نوشته «اکبر صحرایی» روایت هفت خوان فتح خرمشهر برای نوجوانان است که در ۱۸۸ صفحه و تیراژ ۱۲۰۰ نسخه از طرف انتشارات «عصر داستان» منتشر شده است.

+ نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 و ساعت 1:51 بعد از ظهر |
24 تیر 1393

پایی که جا ماند، دا ،لشگر خوبان و دار و دستۀ دارعلی  آثار پرمخاطب سوره مهر در نمایشگاه قرآن

پنج اثر پرفروش سوره مهر در بیست و دومین نمایشگاه بین المللی قرآن مشخص شدند.


به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، بر این اساس آثاری چون «پایی که جا ماند»،«دا» ، «لشگر خوبان»، «رفاقت به سبک تانک»، «فرزندان ایرانیم» و همچنین آثار چهارگانه اکبر صحرایی به ترتیب به عنوان آثار پرفروش سوره مهر مشخص شدند.


انتشارات سوره مهر طبق سنوات گذشته در نمایشگاه بین المللی قرآن حضور فعالی داشته است. بر این اساس از ابتدای شروع نمایشگاه قرآن در باغ موزه دفاع مقدس آثار این انتشارات با استقبال دوستدارن کتاب مواجه گشته است.


پایی که جاماند با چاپ «چهل و نه»، «دا» با چاپ «صدو پنجاه و یک»، لشگر خوبان با چاپ«چهل و پنجم»،رفاقت به سبک تانک«با چاپ سی‌ام»، فرزندان ایرانیم با چاپ «بیست و دوم» و «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین»، «برانکارد دربستی» با دومین چاپ و تویوتای خرگوشی نیز که امسال به انتشار رسیده است نیز جزو پرفروش‌های سوره مهر نامیده شده است.

بیست و دومین نمایشگاه بین المللی قرآن از سوم تیرماه در باغ موزه دفاع مقدس با شعار «توسعه فرهنگ قرآنی با عزم ملی و مدیریت جهادی» آغاز به کار کرد و تا 25 تیرماه ادامه دارد.

+ نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه یازدهم تیر 1393 و ساعت 2:6 بعد از ظهر |

 هشتمین جشنواره سراسری طنز سوره/20

شاكری: كوته اندیشی در ادبیات طنز دیده می شود / "نور الدین پسر ایران" هم رگه هایی از طنز دارد

احمد شاكری درباره طنز در ادبیات دفاع مقدس گفت: به دلیل نزدیك بودن طنز به فرهنگ دفاع مقدس، حتی آثاری مانند "نورالدین پسر ایران" و "كوچه نقاش ها" هم رگه هایی از طنز دارند.

احمد شاكری نویسنده و منتقد ادبی در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری درباره قالب های موجود در حوزه ادبیات دفاع مقدس، اظهار كرد: برخی از قالب های ادبی به این واسطه كه بسترهای فرهنگی و ادبی مناسبی برای رشد و نمود آن ها وجود داشته، از توفیق بیشتری نسبت به قالب های دیگر برخوردارند.

ادبیات داستانی كشور، ماحصل واردات غربی ست
وی ادامه داد: در حوزه روایی ادبیات دفاع مقدس گونه مستند نگاری و به ویژه خاطرات پیش گام است. در دهه 80 شاهد بروز و ظهور آثار مستندنگاری بودیم كه این آثار با استقبال مخاطبان نیز مواجه شدند. البته حوزه ادبیات داستانی متفاوت از مستندنگاری است. ادبیات داستانی در كشور ما ماحصل نوعی واردات غربی است و پدیدآورندگان این ادبیات كاملا اندیشه غربی و غیر بومی داشته اند.
شاكری با بیان این كه به لحاظ فنی روایت داستانی دشوارتر و عمیق تر از مستندنگاری است، عنوان كرد: مهارت هایی كه برای روایت داستانی یك موضوع نیاز است بسیار دشوارتر از مهارت های لازم برای نگارش تاریخ شفاهی و خاطرات است و ارزش های ادبی كه از داستان انتظار می رود از كیفیت و سطح بالاتری برخوردار است.
این نویسنده اظهار كرد: در میان آثار مستند نگار دفاع مقدس آثار متعددی را می توان یاد كرد كه تم طنز نیز در آن ها دیده می شود. دفاع مقدس ما دفاع ارزشی و قدسی بود و به خصوص روحیه ایثارگرانه، شهادت طلبانه و فضایی كه افراد به صورت بسیجی و  داوطلب شركت كرده بودند فضا را برای شكل گیری طنز دفاع مقدس مهیا می كرد.
این منتقد ادبی افزود: در آثاری مانند "فرهنگ جبهه" می بینیم كه تكیه كلام ها و بسیاری از ارتباطات در دوران دفاع مقدس به طنز آمیخته بود و طنز به لحاظ ماهوی به فرهنگ دفاع مقدس نزدیك است. در آثاری مانند "نورالدین پسر ایران"، "بابانظر" و حتی "كوچه نقاش ها" كه اثری جدی تر است می توان رگه های طنز را دید.
وی خاطرنشان كرد: اگر برای شكل گیری ادبیات طنز نیازمند لوازمی همچون كاركتر و موقعیت باشیم، در دفاع مقدس این موقعیت ها و اشخاص زیاد بوده است. نوع ارتباط عاطفی و صمیمی كه بین نوجوانان، جوانان و رزمندگان وجود داشت باعث به وجود آمدن بسیاری از موقعیت های طنز می شد.

ادبیات سیاه جنگ نمی تواند تولید طنز كند
شاكری گفت: نگاه تلخ، تاریك، خشن و ویرانگری كه در ادبیات سیاه جنگ در دنیا و همچنین ادبیات سیاه دفاع مقدس كشورمان وجود دارد نمی تواند تولید طنز كند. به این مساله هم باید توجه داشت كه در رمان های دفاع مقدس دچار بحران جدی هستیم و در دهه 80 و 90 ركود قابل توجهی در انتشار رمان های دفاع مقدس داشته ایم و تعداد این رمان ها در طول یك دهه اخیر كاهش پیدا كرده است.
وی با اشاره به این كه در حوزه ادبیات داستانی با موضوع طنز دفاع مقدس كارهایی صورت گرفت است، اظهار كرد: نویسندگان شاخصی همچون داود امیریان و اكبر صحرایی در زمینه طنز دفاع مقدس داریم. البته برخی نویسندگان نیز در آثار طنز خود به دلیل قواعد داستانی موجب می شوند تحول معنایی صورت بگیرد. دفاع مقدس به لحاظ معنایی دفاعی قدسی با ارزش های والای انسانی و دینی است و نباید این ارزش ها زیر سوال برود.
این نویسنده اظهار داشت: طنز كشورمان به بازتعریف جدی نیاز دارد. طنز با هزل، هجو و لطیفه تفاوت بسیاری دارد. متاسفانه روند غلطی در طنز دفاع مقدس دیده می شود كه نه تنها تصویر واقعی جنگ تحمیلی ایران و عراق را نشان نمی دهد بلكه تصویری از جنگ ترسیم می كند كه باید در عقلانیت و دینی بودن آن تردید كرد. البته حوزه طنز حوزه بسیار حساسی است و باید كار نظری دقیق بر روی آن صورت بگیرد.

دیدگاه برخی آثار طنز دفاع مقدس، تناسبی با فرهنگ آن ندارد
شاكری با بیان این كه نوعی كوته اندیشی در ادبیات طنز ما دیده می شود، گفت: دیدگاه برخی آثار طنز به دفاع مقدس تطابق و یا تناسبی با فرهنگ آن ندارد. دفاع مقدس واجد ارزش های دینی بود و شهیدان جنگ تحمیلی به دنبال زنده كردن یاد سید الشهدا (ع) و فرمان حضرت امام (ره) بودند كه در برخی آثار طنز به این موضوعات توجه نمی شود.
وی در پایان گفت: ادبیات طنز در كشور ما پایگاه محكمی ندارد و این موضوع در چیزی كه شاهد آن هستیم موثر بوده است. اگر سنتی در ادبیات داستانی طنز داشتیم می توانستیم شاهد آثار بهتر و كامل تری در زمینه طنز دفاع مقدس باشیم.


نظر بگذارید

 

+ نوشته شده توسط حافظ هفت در جمعه نهم خرداد 1393 و ساعت 11:12 بعد از ظهر |
کوچک‌ترین رزمنده دفاع مقدس کیست؟
13920708000568_PhotoA

کوچک‌ترین رزمنده دفاع مقدس کیست؟

تاریخ هشت ساله حماسه و مقاومت پیروان حضرت روح الله(ره)، همواره شاهد، قاسم‌های کربلاهایی بوده است که درس بزرگی به بشریت داده‌اند. در تفحص این گنج عظیم، رزمنده نونهالی را می‌بینیم که در اوج شور و شوق بازی‌های کودکانه‌اش، بازی جنگ را به تمام بازی‌ها ارجحیت داده و در زیباترین لحظات زندگی در کره خاکی، همبازی شهدایی بوده است که تا به امروز محفوظ بودنش را از برکت همان، هم نفسی می‌داند. «جواد صحرایی» از اهالی رستم‌کلای بهشهر مازندران (اعزامی از لشکر همیشه پیروز ۲۵ کربلا)، همان نونهال نماز شب‌خوانی که خود را همراه با موج بلند روح‌الهیان قرار داده و پای بر عرصه مجاهدت در مسیر رب‌الارباب نهاد.

جواد، نونهال ۹ ساله‌ای که با قرائت‌های معروف وصیتنامه‌اش، همواره در آن ایام عاشقی، روحیه مضاعفی برای رزمندگان بود. اگر او را نشناختید، باید طور دیگری معرفی‌اش کنیم: (جواد صحرایی، فرزند سردار دلاور، فرمانده غیور محور عملیاتی لشکر ویژه ۲۵ کربلا «رمضانعلی صحرایی» است.) متنی که در ادامه می‌آید، ناگفته‌هایی از زبان این رزمنده ۹ ساله از اولین حضورش در جبهه است.

۹ ساله بودم که وصیتنامه‌ام را نوشتم. خیلی‌ها مرا به واسطه وصیتنامه‌ام می‌شناسند. وصیتنامه‌ای که بارها در جبهه‌ها و یک بار هم در نماز جمعه بهشهر در محضر آیت‌الله جباری خواندم: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ اینجانب، جواد صحرایی رستمی، فرزند رمضانعلی که در سن ۹ سالگی به جبهه‌های حق علیه باطل عزیمت کردم و … اگر به شهادت رسیدم، دوچرخه‌ام را به پسر شهیدی بدهید که پدرش را از دست داده … .»

خواهرها در شهرک (شهرک پایگاه شهید بهشتی اهواز، خانه‌های سازمانی فرماندهان دفاع مقدس) تعجب می‌کردند، مادرم چطور برای رفتن من به جبهه تقلی می‌کند؟ الآن مادرم آدم کم‌دل و جرأتی شده، ولی آن زمان همیشه دو گام جلوتر بود. دلِ شجاعی داشت. فضای اهواز هم طوری نبود که کودکیِ ما، از بازی‌ها و شیطنت‌ها سیر بشود. در محیط محصورِ جنگی پایگاه شهید بهشتی، اتفاق خاصی نمی‌افتاد؛ به همین خاطر برای رفتن به فضای مستقیم جبهه به مامان فشار می‌آوردم تا واسطه شود به بابا بگوید. بعضی وقت‌ها که خلوت می‌کنم با خودم می‌گویم:

- «چرا از بین این همه بچه‌های قد و نیم قد در کشور، من گلچین شده‌ام؟»

البته قصه تنبلی و درس نخواندن من فایده‌اش این بود که پدرم برای مراقبت بیشتر از من، مرا با خودش به جبهه ببرد.

به خاطر کمی سنم از مانعی به نام مرتضی قربانی (فرمانده لشکر ویژه ۲۵ کربلا) باید می‌گذشتم. باید از این سد بزرگ عبور می‌کردم. بعد از این که مشکل درس من حل شد، می‌ماند اجازه‌ی آقا مرتضی به عنوان فرمانده لشکر.

قرار شد بابا، غروب که از خط آمد، موضوع جبهه آمدن‌ام را با آقا مرتضی در میان بگذارد. این اولین باری بود که می‌خواستم بروم منطقه. مثل اسپند روی آتش، بالا و پایین می‌رفتم و لحظه شماری می‌کردم که بابا جواب مثبت را به من بدهد تا این که شب، چیزی را که منتظر شنیدنش بودم، از دهان بابا شنیدم: آقا مرتضی قبول کرد و گفت، مانعی ندارد.

بابا گفت: هفته بعد اگر موردی پیش نیامد، با هم می‌رویم.

برای رسیدنِ هفته بعد، لحظه شماری می‌کردم. تا این که روز موعود سر رسید. باید حرکت می‌کردیم. دل توی دلم نبود. رسیدن به فضای جبهه و جنگ برای من حکم درکِ بهشت بود. من هنوز جبهه را لمس نکرده بودم ولی احساس می‌کردم می‌خواهم به زمینی پا بگذارم که فقط بوی خوبی و نیکی می‌دهد. همه آدم‌هایش مهربانند. این‌ها را به وضوح درک می‌کردم؛ چون نمونه بچه‌های خطوط مقدم را هر روز در پایگاه شهید بهشتی، هفت تپه و پادگان شهید «بیگلو» می‌دیدم.

برای رفتن، حکم مأموریت و برگه تردد لازم بود. بابا تنها نمی‌رفت؛ بیشتر وقت‌ها دو سه نفر همراهش بودند. من هم چُپانده شدم لای جمعیتِ داخل ماشین.

کارهای اداری انجام شد و ما رفتیم سمت خرمشهر و آبادان. حدود دو ساعت فاصله راه بود. رسیدیم به دژبانیِ اول ارتش. طبق معمول از راننده، برگ تردد خواستند. یادم نیست آن روز، بابا راننده بود یا نه؟ دژبان، سرکی هم داخل ماشین کشید که افراد توی ماشین را بازدید کنند. یک بار سرک کشید، بعد ناباورانه دوباره سرش را آورد داخل و گفت: «بچه؟»

داشت شاخ درمی آورد. بعد از راننده پرسید:«آقا ببخشید، این بچه… ؟»

- «پسر من است.»

- «این جا چی کار می‌کند؟»

- «می‌خواهد برود جبهه.»

- «جبهه؟»

- «اجازه آقا مرتضی را دارد.»

- «مرتضی!؟ مرتضی کی هست؟»

- «مرتضی قربانی، فرمانده لشکر ۲۵ کربلا.»

- «ما که مرتضی نمی‌شناسیم. لطف کنید بچه را پیاده کنید!»

بابا دوباره با تأکید گفت: «مرتضی؛ مرتضی قربانی. چطور نمی‌شناسید؟»

- «نمی‌شناسم جناب! لطف کنید بچه را پیاده کنید. جبهه که بچه بازی نیست.»

بابا هر چه سعی کرد، نتوانست سرباز ارتشی را راضی کند. داشت گریه‌ام می‌گرفت. انگار دربان بهشت به من اذن دخول نداده بود. همه آرزوهای جبهه رفتنم داشت نقش بر آب می‌شد. دژبان ارتشی، خوش تیپ و خوش قیافه بود. خیلی محترمانه، اما سفت و سخت با ما برخورد کرد. پس از کلی کشمکش بالاخره بابا تسلیم شد و گفت:

- «جواد جان! شرمنده؛ باید پیاده بشوی.»

دلجویی‌اش برای‌ام تازگی داشت. مرا بوسید، وقتی متوجه شد که دلم شکست، گفت:

- «بابا! اشکال ندارد، یک وقت دیگر.»

بغض نمی‌گذاشت نفسم دربیاد. بدجوری خیط شده بودم. یاد مادرم و یکی دو نفر از خانم‌ها افتادم که مرا بدرقه کرده بودند. حس می‌کردم حتی مادرم احتمال شهادت مرا هم می‌داد؛ چون رفتن من واقعاً شوخی‌بردار نبود. خانم امانی را به خوبی به یاد دارم. خیلی اصرار داشت من نروم. اصفهانی بود. آقای امانی، جانشین آقا مرتضی بود. لباس‌هایم را انداخته بودم داخل یک پلاستیک و حالا باید همان طور برمی‌گشتم. این برگشتن بیش‌تر ناراحتم می کرد. بچه‌های ارتش هم فهمیدند، دل من خیلی شکست. همان سرباز خوش تیپ و بلندقامت گفت: «مرد کوچولو! بیا اینجا!»

خیلی لوطی‌منش و داش مشتی بود.

- «غصه نخور!»

دژبان‌های ارتشی داشتند توی آن هوای داغِ داغ، هندوانه می‌خوردند؛ وسط بیابان کنار جاده آسفالته. بابا به سرباز گفت:

- «از منطقه ماشین می‌فرستم، بچه را می‌برد اهواز.»

بابا رفت. دو سه ساعتی طول کشید که ماشین بیاید. این دو ساعت را کنار بچه‌های ارتش بودم. خیلی از من دلجویی کردند. صدایم در نمی‌آمد. منتظر وقتی بودم که گریه کنم. هندوانه را کنار آنها خوردم. بعد یکی از آنها گفت:

- «حالا که می‌خواهی بروی جبهه، بگو ببینم بلدی تفنگ باز و بسته کنی؟»

بعد یک «ژ.۳» داد دستم که از قد من بلندتر بود. کمی بعد دید، نمی‌توانم. کلاش را بیشتر تجربه کرده بودم. دست و پا شکسته باز و بسته کردن ژ.۳ را به من یاد داد. حس قشنگی؛ کنار آن دژبان‌ها داشتم. برخورد خوبی با من کردند، گرچه ته دلم از دست آنها عصبانی بودم. خُب چاره‌ای نبود؛ آنها موظف بودند به من بچه اجازه ورود ندهند. چند ساعت بعد یک ماشین تویوتا با هماهنگی بابا آمد و مرا دست از پا درازتر برگرداند اهواز و تحویل مامان داد.

وقتی مامان دید که چقدر زود برگشتم، ماتش برد. پرسید: «بابا کو؟ مگر قرار نبود بروی؟»

ماجرا را تعریف کردم، ولی هِی سعی می کردم خانم امانی را نبینم.

تا مرز بهشت رفته بودم و ناکام برگشتم. فشار بیشتری به بابا می‌آوردم. قول رفتن دوباره را از بابا گرفتم.

به دژبانی ارتش نزدیک می‌شدیم. قلبم تند می‌زد. بابا نقشه‌ای را که قبل از حرکت برایم کشیده بود، یادآور شد؛ وقتی رسیدیم به دژبانی، باید بروی زیر پا.

جثّه کوچکی داشتم. قرار شد زیر پای همراهان‌ام مخفی شوم. حساب که می‌کنم، با یازده بار رفتنم به جبهه در کل ۴۴ مرتبه زیرِ پای سرنشینان خودروهایی بودم که به طرف منطقه می‌رفت. اولین بار، زیر پاها و پوتین‌هایی خودم را مخفی کردم که از شدت بوی بدِ عرق خفه شده بودم. پانصد متر مانده به دژبانی، لوله می‌شدم زیر دست و پاها. دچار نفس تنگی می‌شدم. گرمایِ آن پایین سخت بود. دژبان‌ها هم هیچ وقت فکرش را نمی‌کردند که یک بچه در خودرو مخفی شده باشد.

اول کارت تردد، بعد حکم مأموریت و آخرسر بازدید جزییِ خودرو.

بابا برای استتارِ بیشتر، پرده خودرو را هم می‌کشید. در هر دژبانی، سه دقیقه‌ای معطل می‌شدیم. در این سه دقیقه گاهی اوقات به حدی به من فشار وارد می‌شد که می‌خواستم سرم را بیاورم بیرون ولی یکی از پوتین‌ها می‌آمد روی سرم.

به دژبانی دوم رسیدیم. دوباره همان جریان تکرار می‌شد. بعد از آن، جاده به منطقه‌ای منتهی می‌شد که مال بچه‌های لشکر بود. آنجا برای خودمان سالار بودیم. فرمانده، بابا بود و چه کسی جرأت می‌کرد به من بگوید بالای چشمت… .

حالا دیگر واقعاً به آن بهشت رسیده بودم.

آدم‌های بهشت مثل آدم‌های پایگاه شهید بهشتی بودند. چقدر به تصورات خودم نزدیک بودند. صفا و صمیمیت آنها مثل چشمه آب روانی از کنارمان می‌گذشت. خیلی‌هاشان با دیدن من تعجب می‌کردند. برای بعضی‌ها، حضور من قابل هضم نبود.

+ نوشته شده توسط حافظ هفت در جمعه دوم خرداد 1393 و ساعت 8:15 بعد از ظهر |
«عصرداستان» پاتوق اهالی کتاب و ادبیات شد یکشنبه, 21 ارديبهشت 1393 | بازدید ها : 33
    «عصرداستان» پاتوق اهالی کتاب و ادبیات شد              IFF-TIBF27th 23
    غرفه انتشارات عصرداستان در سومین سال متوالی حضور بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان در نمایشگاه کتاب تهران روزهای گرم و شلوغی را با حضور اهالی و علاقمندان ادبیات داستانی پشت سر گذاشت.
    به گزارش روابط عمومی بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان، جهانگیر خسروشاهی، رضا امیرخانی، صادق کرمیار، محمدرضا بایرامی، مجتبی رحماندوست، مریم بصیری، محمد حنیف، یاسر یسنا، اکبر صحرایی، مصطفی رحماندوست، عبدالمجید نجفی، احمد عربلو، محمدعلی علومی، مصطفی جمشیدی، فیروز زنوزی جلالی، محمدرضا گودرزی، محمود جوانبخت، علی‌اصغر عزتی‌پاک، محمدرضا شرفی خبوشان، حسین فتاحی، مجید پورولی، محمدمهدی سیار، علیرضا قزوه، شهرام اقبال‌زاده، قاسمعلی فراست، وحید شاکری، علی‌اکبر والایی، داوود امیریان، محمد عزیزی، مصطفی خرامان، نعمت‌ محمودزاده، احمد دهقان، حبیب احمدزاده، یوسفعلی میرشکاک، غلامرضا امامی، منصوره شریف‌زاده،  علی‌محمد مؤدب، مرتضا کربلایی‌لو، اکبر خلیلی، حمیدرضا داداشی، عبدالجبار کاکایی، محسن سلیمانی و احمدنادمی نویسندگان و اهالی ادبیاتی بودند که مهمان بنیاد در غرفه عصرداستان شدند.
    دکتر غلامعلی حداد عادل، دریادار حبیب‌الله سیاری، دکتر نجفعلی میرزایی، حجت‌الاسلام محمدرضا زائری، محسن مؤمنی شریف و وحید جلیلی، نیز مسئولان و شخصیت‌هایی بودند که از غرفه‌ی عصرداستان در راهروی 28 شبستان مصلای تهران بازدید کردند.
    بیست‌وهفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از 10 تا 20 اردیبهشت 1393 در مصلای تهران پذیرای علاقمندان به کتاب و مطالعه بود.


    + نوشته شده توسط حافظ هفت در دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 و ساعت 9:40 بعد از ظهر |
    سی‌مرد و سی‌مرغ | بازدید ها : 151
      سی‌مرد و سی‌مرغ

      کتاب داستان نوجوانی است که در شور جوان‎مردی ایام خود، باهزار ترفند سعی در  راه یافتن به میدان نبرد دارد تا دلیری و جنگ آوری خود را که همواره در ذهن و روحش، با قصه‎های شاهنامه گره خورده، ظهور بروز دهد. پسرکی که دل به قصه‎های دایی مرشدش که از شاهنامه نقل می‎کند بسته، آن‎طور که در هر صحنه‎ای فرازی متناسب با آن را به ذهن می‎آورد. اما جنگ‌آوری آنچنان که در خیال می‎پنداشته شیرین نیست، این را هنگامی که وارد صحنه‎ای واقعی از میدان نبرد می‎شود در می‌یابد، دلهره و ترسی دهشتناک از مرگ، طعم واقعی جنگ و خشونت بی حد و اندازه آن. نوجوانان این مرز و بوم بایستی چنین داستان‎هایی را بخوانند تا از مفهوم واقعی شجاعت با خبر شده و خواستگاه حقیقی خود را بیابند.

      + نوشته شده توسط حافظ هفت در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 و ساعت 8:29 بعد از ظهر |
      سوره مهر؛ «آه با شین»، «تویوتای خرگوشی»، «آن بیست و سه نفر» و «فستیوال خنجر»

       

      .دار و دسته دارعلی با «تویوتای خرگوشی»

      «تویوتای خرگوشی» عنوان داستان جدید «اکبر صحرایی» از مجموعه‌ی «دار و دسته دارعلی» برای گروه سنی کودک و نوجوان است که در نمایشگاه کتاب عرضه خواهد شد. راوی در این مجموعه‌ی داستانی، همان شخصیت دارعلی و اول شخص است که داستان بر محوریت دو شخصیت جدید به نام‌های داود و منصور قرار دارد.

      قابل ذکر است که سه جلد اول دار و دسته دارعلی(آمبولانس شتری ـ  گردان بلدرچین ها ـ برانکارد دربستی ) در نمایشگاه ۲۶ سال قبل اراده شد.

       

      + نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه شانزدهم فروردین 1393 و ساعت 2:57 بعد از ظهر |
      كد مطلب: 8318
      تاريخ انتشار: 16 فروردین 1393 ساعت 06:27
      تعداد بازدیدها: 5

      نگرانی اکبر صحرایی از بعضی نگاه‌ها به جنگ

      جایگاه ادبی در حوزه دفاع مقدس رها شده است

      چکیده: منانشر/«پراکنده نویسی، عامل ورود مولفان نا آشنا به حوزه دفاع مقدس است.»

                  

      دوستانی که طی این سالها تالیفاتی را انجام داده اند متاسفانه علیرغم همه تلاش هایشان، جان مایه و حرکتی که باید شکل می گرفت تا تاریخ شفاهی ما حفظ و براساس آن رمان ها و داستان های دفاع مقدس پایه ریزی شود، به دلیل عدم برنامه ریزی صورت نگرفت و انرژی این نویسنده ها تحلیل رفت.

      نویسندگان این عرصه طی سال های گذشته هرکدام در یک حوزه خاص قلم زدند و از آنجایی که کسی نبود تا حوزه نویسندگان دفاع مقدس را ساماندهی و در سمت و سویی هدایت شده قرار دهد، درنهایت قلم برخی از آنها به سمت حوزه های دیگر رفت.

      سازمان ها وارگان های زیادی وارد تالیف و انتشار آثار حوزه دفاع مقدس شدند ولی به دلیل عدم انسجام، تاثیرگذاری لازم را نداشتند. حالا سالها از دوران جنگ گذشته و نویسندگانی در این عرصه ظهور می کنند که جوان هستند و در این زمینه خطری وجود دارد . یعنی ممکن است تاثیر و برداشتی که آنها از 8 سال دفاع مقدس دارند، تاثیر واقعی نباشد و الهام گرفته از ذهنیت ها و سایرجنگ های جهان که معمولا برحوزه ادبیات ما تاثیرگذاراست، باشد و این خطا پیش آید که دوران دفاع مقدس ما نیز همانند جنگ های شکل گرفته در روسیه وآلمان و... است.

      متاسفانه تعدادی کتاب در حوزه روشنفکری شکل گرفته که نگاه دیگری به جنگ دارد. یعنی همان نگاه تلخ و سیاهی که بر اساس تجاوز شکل گرفته درحالیکه حوزه دفاع مقدس ما متفاوت از جنگ های دیگر در جهان بوده است. 8 سال دفاع مقدس ما حوزه جدیدی از ادبیات در جهان به نام دفاع مقدس شکل داده و برای رساندن پیام این حوزه لازم است، کسانی که در این زمینه استخوان خرد کرده اند، افرادی که درجنگ حضور داشته اند و جوان ها با تحقیق و تفحص، دست به قلم ببرند تا در نهایت حوزه ادبیات دفاع مقدس همان گونه ای دیده شود که شکل گرفت و خلق شد. جایگاه ادبی حوزه دفاع مقدس رها شده است.

      جایگاه ادبی در حوزه دفاع مقدس رها شده است و هرکسی از یک زاویه به این موضوع می پردازد. پراکنده نویسی درحوزه ادبیات دفاع مقدس باعث شده که کسانی دراین عرصه قلم بزنند که آشنایی و درک درستی از آن ندارند و ممکن است این جنگ را مانند جنگ های دیگر کشورها ببینند بنابراین خطر تحریف و آسیب در این حوزه به شدت احساس می شود.

      از طرف دیگر حرف خوب هم وقتی زیادی گفته و تکرار شود، می تواند مضر باشد. الان این موضوع احساس می‌شود که به دلیل عدم انسجام درآثار متولیان عرصه دفاع مقدس، هر ارگان و سازمانی به سمت انتشار کتاب در این زمینه به خصوص در حوزه تاریخ شفاهی رفته است و بعضا کتابی وارد بازار می شود که درصدد مقابله با کتاب دیگری است و در این زمینه بحث هایی ادبیاتی به راه می افتد. این جریان به دلیل عدم برنامه ریزی و سازماندهی متولیان شکل می گیرد درحالیکه هدایت درعرصه ادبیات دفاع مقدس می طلبد که حتی تاریخ شفاهی ما نیز کنترل شود.

      این نکته که تاریخ شفاهی را چه کسی بنویسد نیز مهم است. دراین زمینه این سوال مطرح است که آیا هر ناشری می تواند درحوزه تاریخ شفاهی کار کند و به مردم ارائه دهد؟ هرانتشاراتی با هر دیدگاهی می تواند وارد عرصه رمان و داستان شود و مشکلی هم پیش نیاید ولی عرصه تاریخ شفاهی این گونه نیست و حساسیت های خاص خودش را می طلبد به اعتقاد من باید تاریخ شفاهی ما را متولیان فرهنگ دفاع مقدس به سمت و سویی هدایت کنند که تاریخ کاملا مشخص باشد و بعد از انتشار به عنوان سند قابل استناد و اعتناء مطرح شود. متاسفانه درحال حاضر بعضا این طورنیست و هرکس به خود اجازه می دهد که تاریخ شفاهی بنویسد و بدون مستندات به خواننده ارائه بدهد. اصالت سوژه مورد تحریف و دستبرد قرار نگیرد.

      نسل چهارم بعد از انقلاب علاقه مند به فضای داستانی است اما در این زمینه نیزمشکلاتی وجود دارد. اگر ما بخواهیم خاطرات دوران جنگ را عینا و بدون تغییر تبدیل به داستان کنیم، دیگر قصه نمی شود اما اگر بخواهیم آنها را تبدیل به قصه کنیم، ذهن و قوه تخیل آن را تغییر می دهد این یکی ازسدهایی است که مقابل نویسندگان حوزه دفاع مقدس در بخش داستان نویسی وجود دارد.

      من سعی کردم در این حوزه به دو موضوع توجه کنم اول اینکه مخاطب و این حوزه را به سمت طنز ببرم ضمن اینکه اصل موضوع مورد تغییر و تحریف قرار نگیرد و در عین حال بیشتر به عناصر داستانی و مسائل حاشیه ای که بتواند برای مخاطب کودک و نوجوان جذاب باشد، بپردازم. من این کار را در کتاب «دارودسته دارعلی» که توسط «سوره مهر» منتشر و خوشبختانه با استقبال خوبی نیزمواجه شد، انجام داده ام که جلد چهارم آن نیز در دست چاپ است و با توجه به تنوع سوژه در این زمینه فکر می کنم «دارودسته دارعلی» به جلد دهم نیز برسد. بنابراین معتقدم اگر اصالت سوژه حفظ شود و مورد دستبرد و تحریف قرارنگیرد، با استفاده از عناصر داستانی ، پرداخت قصه ای و شخصیت های فرعی که وارد اصل داستان می شوند، می توان لحظات ناب و حتی تلخ دفاع مقدس را شیرین کرد و به مخاطب کودک و نوجوان به گونه ای جذاب ارائه داد.

      یکی از مشکلات ما در این زمینه است که در فرم دچار مشکل هستیم یعنی می خواهیم اتفاقی از آن دوران را عینا در این زمان و با همان جزئیات بنویسیم. قطعا اگر این فرم، بتواند 8 سال دفاع مقدس را به زمان حاضر گره بزند ، داستان ها راجذاب تر و قابل درک تر برای نسل امروز ما می کند. این نویسنده عرصه دفاع مقدس با تاکید بر این موضوع که می توان وصیت نامه شهداء را در قالب داستان برای مخاطب روایت کرد، گفت: یک زمانی شما تصمیم می گیرید صرفا وصیت نامه شهداء رادر قالب کتاب منتشر کنید که این کار را نشر «شاهد» انجام می دهد ولی یک وقت می خواهید این وصیت نامه گل یک کار قرار بگیرد که قطعا می تواند در حوزه داستان شکل بگیرد و لابه لای داستان از وصیت نامه شهدا استفاده کرد.

      + نوشته شده توسط حافظ هفت در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 و ساعت 3:25 بعد از ظهر |
      «سی‌مرد و سی‌مرغ» به نمایشگاه کتاب می‌رود دوشنبه, 26 اسفند 1392 | بازدید ها : 9
        «سی‌مرد و سی‌مرغ» به نمایشگاه کتاب می‌رود

        انتشارات عصر داستان ویراست نهایی رمان «سی‌مرد و ‌سی‌مرغ» نوشته اکبر صحرایی را در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌‌کند.

        به گزارش روابط عمومي بنياد ادبيات داستاني ايرانيان، این کتاب، داستان نوجوانی را در عملیات بیت‌المقدس و فتح خرمشهر روایت می­کند که با وجود سن و سال کم، با علاقه زیاد و به‌طورداوطلبانه به جبهه می‌رود و با تلاش‌های مکرر آنجا می‌ماند.
        به گفته نویسنده، نوجوان قهرمان این داستان که در فرم اصلی آن از متون ملی استفاده شده، از یک حرکت شعاری احساسی به شعور و درک خاصی از شرایط می‌رسد.
        صحرایی در مورد علت انتخاب عنوان کتابش هم می‌گوید: سی‌مرغ هم در شاهنامه و هم در اثر عطار نیشابوری دیده می‌شود که با وجود مشکلات زیاد به قله قاف می‌رسدو در این کتاب، قله قاف همان پیروزی در جبهه جنگ است و منظور از سی مرد، 30 میلیون نفر از رزمندگان و خانوده‌ها و نسل‌اولی‌هایی هستند که برای رسیدن به قله قاف فداکاری کرده‌اند. موضوعی که باید مورد توجه همه جامعه ایرانی قرار بگیرد، درک این است که کسی که داوطلبانه به جنگ رفته، چه انگیزه‌ای داشته است.
        «سی‌مرد و سی‌مرغ» در 188 صفحه‌ که شامل هفت فصل با برداشت از هفت‌خوان رستم می‌شود به‌زودی از سوی انتشارات عصرداستان وابسته به بنیاد ادبیات داستانی در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در پنجشنبه یکم اسفند 1392 و ساعت 7:33 بعد از ظهر |

        پژوهشی در طنز و شوخ‌طبعی دوران دفاع مقدسچُرتکۀ ترکشی                                                        اکبر صحرایی

        آتش توپخانۀ عراق روی خط دفاعی زبیدات شدید است و هر روز تعدادی از بچه ها ترکش ریز و درشت می‌خورند و درازکش می‌شوند. توی همین هین و ین، تا یکی ترکش توپ می‌خورد، مش رجب ترکش سرد شده را بَرمی‌دارد و توی کلاه گل و گشادی آهنی می‌اندازد که آویزان کرده است به سقف ورودی سنگر تدارکات و می‌گوید: «اینم افتاد تو کلاه!»

        غروب که می‌شود، مش رجب کلاه آهنی را پایین می‌آورد و ترکش های داخل آن را شمارش می‌زند و برای خودش حساب و کتاب می‌کند. هر چه آدم و عالم از مش رجب می‌پرسند: «مش رجب این کارا یعنی چه؟»

        او هم شعار معروف سرکاری بچه های جبهه را در مقابل ستون پنجم، تحویل مان می‌دهد.

        ـ گفتن نگین... گفتن نگین...گفتن نگین!

        وقتی هم خیلی پیله می‌شویم که فلسفه کلاه آهنی و ترکش انداختن داخلش چیست مش رجب؟ نهیب می‌زند: «فضول رو بردن جهنم، گفتن هیزمِش تره!»

        زیز زیز بین بر و بچه های دسته یکم پچپچه می‌شود:

        ـ مش رجب موجی شده؟!

        برای فهمیدن سّر و پِر کلاه آهنی، حاج صلواتی تبلیغات گردان را جلو می‌اندازم و می‌برم پیش مش رجب. اول خودم می‌پرسم:

        ـ قصۀ این کلاه آهنی و انداختن ترکش توش چیه؟

        مش رجب دست می‌زند به کمر باریکش و می‌گوید: «گفتن، نگین قندعلی!»

        ـ نا سلامتی فرمانده دسته ام و مَحرم اسرار!

        ـ هر کی می‌خوای باش قندعلی، گفتن نگین!

        تیر آخرم را رها می‌کنم و اشاره می‌کنم تا حاج صلواتی از مش رجب بخواهد.

        حاج صلواتی دستی به ریش یک دست سفیدش می‌کشد و می‌گوید: «برای ما هم، گفتن نگین مش رجب!»

        ـ شما می‌فرمایید بگم، به روی چشمم! این کلاه آهنی آویزون، چُرتکۀ منه!

        فرز می‌گویم: «چُرتکه؟! قربون!»

        ـ بعله قندعلی، همون ماشین حساب شما!

        ـ حالا این چُرتکه ترکشی چه استفاده ایی داره قربون!

        ـ  آمار و ارقام گردان رو دقیق محاسبه می‌کنم قندعلی!

        ـ چه جوری مشتی؟

        ـ آخر هر روز، ترکشای تو کلاه آهنی رو شمارش می‌زنم و از آمار بچه ها کسر می‌کنم.

        ـ عجب! گردان مسئول آمار داره!

        ـ قندعلی! آمار چُرتکۀ ترکشی من با آمار دَرپیتی اونا فرق داره!

        ـ چه فرقی قربون؟

        ـ آمار گردان هفته ایه و به درد من نمی‌خوره. من واسۀ حساب و کتاب و خورد و خوراک آدمای حُقه بازی مثل تو و مراد شکمو، آمار به ساعت، دقیقه و ثانیه نیاز دارم قندعلی! 

         بی اختیار می‌زنم زیر خنده و می‌گویم:«تو دیگه کی هسی قربون!»

        ـ همونی که جلو ریخت و پاش و اسراف امثال تو رو می‌گیره. چی خیال کردی قندعلی، تدارکات گردان حساب و کتاب داره!

        می‌گویم: «اومدیم یکی ترکش خورد، مداوا شد و برگشت تو جبهه!»

        نیش خند می‌زند.

        ـ فلفور، از کلاه آهنی می‌کشمش بیرون قندعلی!

        دیگر حرفم نمی‌آید و حریفش نمی‌شوم و راهم را می‌گیرم و می‌روم.

        ظهر روز بعد آمار و ارقام دسته یکم را بر می‌دارم و می‌روم تا سهم تنقلات اهدایی و خورد و خوراک دسته یکم را از چنگال مش رجب بیرون بکشم و سرگوشی هم به آب بدهم. تا می‌رسم به جلو در سنگر، اثری از مش رجب نمی‌بینم. اطراف سنگر تدارکات حاج صلواتی پرسه می‌زند. می‌پرسم: «مش رجب رو ندیدی قربون!»

        پیرمرد شب کلاه سفیدش را روی کله جا به جا می‌کند و با انگشت اشاره می‌کند به کلاه آهنی گشاد آویزان شده به ورودی سنگر تدارکات.

        ـ مش رجب هم افتاد تو کلاه آهنی!

        اکبر صحرایی

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 و ساعت 1:25 بعد از ظهر |
        نویسنده :ابوالفضل طاهرخانی
        تاریخ: جمعه یازدهم بهمن 1392 ساعت: 7

                    ابوالفضل طاهرخانی

        خلق شخصیتهای کمیک در فضای غیر کمیک

        نقدو بررسی  مجموعه سه جلدی «دارو دسته دارعلی» نوشته اکبر صحرایی

        مجموعه داستان طنز «دارو دسته دارعلی» در سه جلد، نوشته اکبر صحرایی، توسط انتشارات سوره مهردر سال 92چاپ و منتشرشده است . جلد اول این مجموعه با نام« آمبولانس شتری» ، در 124صفحه شامل 19 داستان  است . «خمپاره خواب آلود» ، « شیپورچی جنگ» ، «شعبده باز» ، «خمپاره انداز پیشانی سفید» ،«نسخةشهردار» ، «سیگاری ها لبخند»، «کمپوت گیلاس »، «سیگاردامادی»،« پل خرگیری»، «آمبولانس شتری»،« ندارکات»، «قوطی روحیه»، «شاخ جهنم» ، «نخ عمر»، «برانکارد خنده»، «شهرفرنگ»، «عصای انتقام»، «بیمة ننه»،و «دارعلی شوایک»، داستانهای مجموعه جلد اول را تشکیل می دهد.                       

        جلد دوم با عنوان «گردان بلدرچین ها»، در136صفحه ، شامل 20 داستان است . «گربه براق حنایی»، «آتش بس»،« دزدجوشن »،« باربی غنیمتی»،« گردان بلدرچین ها»، «مهر تبعید» ، «رقص دژ»، «سامورایی» «مجنون»، «پینوکیوهم آدم شد»، «جیش الایرانی»،« لب بشقابی» ، «یگان قاطرریزه»،«اسارت ساعتی» ، «دوقلوی سیامی»،« مسقطی»، «ریش نقره ای»، «زیلوی خنده»، «حرف حساب»، «تسویه حساب»، «کیسةخواب» و «روح مش رجب و طلسم» داستانهای این مجموعه است.                                        

        جلد سوم این مجموعه با عنوان «برانکارد دربستی»، در 142صفحه ، شامل 24 داستان است .« برانکارد دربستی» ، «شبح نفتی»، «اسیرکشی»، «مراد کلمب» ، «قتل بین امللی» ، «قایق توالت» ، «کمین مجنون» «یک شیفت جن، یک شیفت آدم» ، «الف بچه» ،« طعمة آبی و قرمز»، «تونل فرغون»، «نفرین نقلی»، «قبرکن»،« نمازشکن»، «کلاغ پر»، «رئیس دوقلی»، «شام آخر»، «اورژانس قاطری» ، «طایفه کشی»، «جنگ بازی»، «چاقوی بلال»، «ناشناس»، «واقعه» و «سه شرط حوری» داستانهای این مجموعه را تشکیل می دهد .

        «اکبر صحرایی»، متولد شیراز. لیسانس مدیریت، نویسندگی را با داستان های کوتاه جنگ در نشریات کشوری، دو هفته نامۀ کمان و عصر پنج شنبه و دیگر روزنامه های کثیر انتشار شروع کرد. اولین مجموع داستان کوتاه او " کانال و مهتاب" در سال 1378 به چاپ رسید.  مجموعه داستان کوتاه طنزش (خمپاره خواب الود1382) اولین تجربه موفق او در حوزه ی داستان کودک و نوجوان قرار دارد.                                              

        صحرایی بیش از 15 اثر داستانی منتشر کرده است . «هزار ونه» ، «پرونده »312، «آنا هنوز می خندد»،«حافظ هفت» و «کاش کمی بزرگتر بودم» ازجمله آثار وی به شمار می آید.                                                

        بعضی از آثار وی جوایزی بدست آورده اند . ر مان «حافظ هفت»  در سال 90،در پنجمین جایزه ادبی جلال آل احمد، داستان برگزیده شد.                                                                                            

        .

        ساختار                                                                                                                                           

        هرچند «اکبر صحرایی» نویسندة این مجموعه در مصاحبه ای گفته است : کسی که داستانی از این مجموعه را بخواند، برشی از لحظات دفاع مقدس را حس خواهدکرد، اما اگر خواننده ای تمامی داستانهای این مجموعه را مطالعه کند ، به لایه های زیرینی دست پیدا می کند.                                                             

        حال باید دید که آیا به راستی لازم است که خواننده  همة داستانهای این مجموعه را بخواند تا به لایه های زیرین آن پی ببرد. اگر کسی تنها به خواندن چند داستان اکتفا کند ، برداشتی از داستان نخواهد کرد؟ آنچه در وهله نخست به چشم می آید ، این است که تمامی داستانهای این مجموعه ساختار خاطره دارند و هر داستان یک الی دو خاطره را با پرداخت داستانی روایت می کند؛ به طوریکه ماجرای هر داستانی باداستانهای دیگر ارتباط ندارد . اما اگر خواننده ای تمامی داستانهای این مجموعه سه جلدی رامطالعه کند ،  به کلیت شخصیتهای شوخی که به گفتة «صحرایی»، در دفاع مقدس نیز حضور داشته اند ، پی می برد.                   

        ازآنجایی که پایانِ قریب به اتفاق داستانها، نتیجه و برآیند حوادث و رویدادهای ماقبل خود نیست ، لذا در گونه داستان خاطره قرار می گیرند ، داستانهایی که ساختارشان خاطره است . بنابر این خواندن خاطره ای که در زمان و مکانی خاص اتفاق افتاده است ، در پایان داستان ، خواننده دیگر انتظار ندارد دنبالة آن را در داستان دیگری بخواند. حال اگر داستان لایه زیرینی داشته باشد، از  هر داستانی که می خواند ، خواهد گرفت .      

         اما با مطالعة این داستانها می توان به صراحت اذعان کرد که هر داستان خاطره ، قصه ای مستقل دارد و به دیگر قصه های مجموعه وصل نیست ، به طوریکه اگر خاطره ای را از مجموعه حذف کنیم یا خاطره ای را به آن اضافه کنیم و یا اینکه ترتیب خاطرات را به هم بزنیم ، هیج خللی به مجموعه وارد نخواهدکرد.                                                             

        طنز                                                                                                                       

        پیرنگ                                                                                                                  

        پیرنگ داستانهای مجموعه سه جلدی «دارو دسته دارعلی» بر طنز استوار است . از آنحایی که طنز در داستان انواع گوناگونی دارد، ابتدا به تعریف طنز و انواع آن می پردازیم و در خلال آن پیرنگ داستان را نقد می کنیم .

         طنز                                                                                                                       

        در تعریف طنز آمده است: «اثری ادبی که با استفاده از بذله، برعکس کردن، خشم و نقیضه، ضعف ها و تعلیمات اجتماعی جوامع بشری را به نقد می کشد.»                                                                          

         داستانهای این مجموعه  در گونه طنز قرار می گیرند، هدف نویسنده  در وهله اول خنداندن نوجوانان است تا در لایة زیرین داستانها، آنهارا با فرهنگ دفاع مقدس  آشنا  کند،  نویسنده تلاش کرده که با استفاده از طنز، مخاطبین را به خواندن داستان جذب نماید.  «اکبر صحرایی»، سعی کرده است به مخاطب خود به طور غیر مستقیم بگوید که این بار نه با یک متن جدی و کلیشه ای در زمینه دفاع مقدس روبه رو است ، بلکه با داستانهای طنزی آمده ام که هم شما را بخندانم و هم با فرهنگ دفاع مقدس آشنا کنم.                       

        اهوی ملت ! رد شدن هر نوع خواننده از داستانهای دارو دستة من قدغنه ! شرایط واسة هر دو دسته ، خوانندة کم حوصله و پرحوسله ، حسابی جفت و جوره . کم حوسله ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته ، پرحوصله ها با خواندن کل مجموعه اجازة ورود به ماجراهای تودرتو رو پیدا می کنن قربون رفیق جبهه و جنگ شما ، دارعلی .( متن پشت و ابتدای کتاب)                                                           

        طنز معمولا به صورت یک نامه ، خاطره یا داستان گفته می شود. این گونه داستانها یا خاطره ها معمولا واقعیت ندارند و متناسب با موضوع مورد نظر نویسنده طراحی می شود اما ممکن است که رویدادی واقعا رخ داده باشد و نویسنده با ایجاد تغییرات و افزودن شاخ و برگای لازم ، آن را به صورت قالبی مناسب برای موضوع مورد نظر خویش در آورد.                                                                                                           

        اگر طنز به صورت نقل خاطره باشد راوی اصلی داستان گاهی خود نویسنده است و گاهی هم یک شخصیت خیالی که نویسنده او را به عنوان یک شخص واقعی معرفی می کند. در طنزهایی که به صورت داستان بیان می شوند دو یا چند شخصیت خیالی با نامهای مخصوص نقشهای اصلی را بازی می کنند. خود نویسنده نیز نامی طنز آمیز برای خود انتخاب می کند. ممکن است نامی که برای یک شخص در طنز انتخاب می شود از جهاتی با نام شخصی که مورد نظر نویسنده است شباهت داسته باشد تا خواننده بی درنگ آن شخص را به خاطر بیاورد.

        انواع طنز                                                                                                                   

        به طور کلی طنز ادبی را به دو دسته می توان تقسیم کرد : 1- طنز کلامی 2- طنز موقعیت                        

        طنز کلامی                                                                                                                 

        در «طنز کلامی» نویسنده با استفاده از عبارتهای خنده دار یا به کار بردن عبارتها در جایی که متناسب با موضوع نیستند، نوشته های طنز آمیز به وجود می آورد. گاهی نیز نویسنده با بازنویسی یک داستان قدیمی یا تقلید از یک سبک ادبی، طنز کلامی می آفریند. برای مثال ، تذکرة المقامات گل آقا نمونه ای از این طنز است که بر اساس شوخی با تذکرة الاولیای عطار نوشته شده است. گاهی در طنز کلامی نویسنده به شکل غیر مستقیم منظورش را به این مخاطب می رساند و در واقع خودش را به کوچه ی علی چپ می زند. در این شیوه ، نویسنده با بی طرفی درباره ی موضوع حرف می زند.                                                                 

        گاهی در طنز کلامی نویسنده از وارونه گویی استفاده می کند. برای مثال، از کسی تعریف می کند در حالی که منظورش انتقاد و بدگویی از اوست. گاهی نیز با طولانی کردن کلام و استفاده پشت سر هم ازجملات بی ربط و با ربط ، نوعی طنز کلامی شکل می گیرد. به طور کلی طنز کلامی در میان مردم بسیار رایج است و طنزهایی رادیویی و بسیاری از طنزهای مکتوب در نشریات نیز بر این اساس پدید آمده اند.                                 

        بیشتر داستانهای این مجموعه به شیوة طنز کلامی نوشته شده است ؛ بطوریکه نویسنده تا آنجا پیش می رود که  صحنه های جدی و غم انگیز را با طنز کلامی خود طنز آمیز می کند.                                               

        نویسنده با شیوة طنز کلامی هم پیرنگ داستانهایش راوسعت بخشیده ، هم از طریق آنها را به سوی طنز کشیده است.                                                                                                                      

        باروت و دود توی حلقم می پیچد. تا جنگ می خوابد ،چند زخمی روی دستم باد می کند ...(ص 18، ج 1)                       

        بازانوهای لق لق و صورت نشسته هل می خورم توی سنگر فرماندة گردان . مرتضی، برّ و برّ نگاهم می کند.(ص20،ج1)          

        اوهوی ملت ! نجس شدم . این سگ ماهی های بدترکیب چی می خوان از جونم ، قباحت داره . تا فیس باد می آد ، همة کون و مکان آدم معلوم می شه !(ص 35،ج 3 )                                                                                                               

        شوخی ، هجو و مسخره کردن گونه هایی از طنز کلامی است که به صورت شفاعی و کتبی به منظور تفریح و خنداندن دیگران بکار می رود. در این مجموعه در جای جای داستانها از این گونه های طنز کلامی به فور استفاده شده است.                                                                                                       

        حاج صلواتی هم به مأموریت دوم خود عمل می کنند و صبح و ظهر و غروب ، پیش از اذان ، داخل پادگان می چرخد و با بلندگوی دستی ، با لهچه و اصطلاحات ابتکاری ، برای واحدها ویگانها ، قوطی قوطی ، روحیه پرتاب می کند (ص16،ج2 )                     

         

        طنز موقعیت                                                                                                            

        تضاد بین دو پدیده یا بی تناسبی اتفاقی با آنچه معمول و مورد انتظار است، می تواند موقعیتی طنز آلود ایجاد کند. منظور از طنز موقعیت نیز شرایطی از این دست یا شرح حوادث و موقعیت هایی است که مخاطب را به خنده وا می دارد.در زندگی عادی نیز موقعیتهای طنز بسیار پیش می آیند. به عنوان مثال، زمانی که شاگردی به گفته های معلم و بحث جاری در کلاس توجه ندارد و در همین شرایط معلم چیزی از وی می پرسد.در نتیجه شاگرد حواس پرت ممکن است به سوالی که معلم پرسیده بی ربط پاسخ بگوید و با شلیک خنده ی دانش آموزان مواجه شود                                                                                                     .

        طنز موقعیت در داستانها و لطیفه ها بیشتر رواج دارد و معمولا تاثیر عمیق تری بر جای                              می گذارد و خلاقانه و هنرمندانه تر به نظر می آید. گاهی خواننده در مواجهه با طنز موقعیت مجبور می شود که توقف کند و اندکی بیاندیشد تا بتواند موضوع را در ذهنش حلاجی کند و بعد بخندد که این خنده لزوما از سر نشاط نیست ، بلکه گاهی نیشخندی ازسر تاسف است.                                                                  

        در مجموعه سه جلدی ف نویسنده ، به خلق موقعیت های طنز آمیز دست می زند .  اما این موقعیت ها را سعی کرده با طنز کلامی گسترش بدهد ، در صورتی که موقعیت طنز آمیز به وجود آمده آنقدر ظرفیت گسترش را ندارد و داستان را پر حجم کرده است به عنوان نمونه می توان به داستان «دارعلی شوایک » اشاره کرد. حشره ای توی گوشش می رود . او برای معالجه نزد دکتر صحرایی می رود ، و او با موقعیت بی ثمر و طنز آمیز سعی می کند که حشره را از گوش دارعلی در بیاورد ، اما موفق نمی شود ، در پایان داستان که به طور تصادفی حشره از گوش دارعلی بیرون می آید ، به او می گویند که طرف دکتر نبوده بلکه امدادگر بوده است . نمونه آن    در این سه مجموعه بسیار است ، در بعضی از داستانها دو خاطره یا چند تکه خاطره به صورت داستانی پرداخت شده است .در داستان« قوطی روحیه»  خاطره افتادن ماشین در چاله و ماجرای مش رجب که با بلندگویش دیگران رابرای نماز خواندن بیدار می کند،نمونه ای از این داستانهاست .                                                 

        داشتن پیرنگ منسجم و قصه های جذاب در داستان ، خواننده را به خواندن داستان ترغیب می کند . در این مجموعه سه جلدی کمبود قصه برای داستانها به شدت احساس می شود.                                              

        بیشتر داستانها یک یا دو موضوع یا خاطره  را محورداستان قرار داده اند ؛ عمدة این موضوعات و خاطره ها آنچان برد ندارد که تبدیل به داستان کوتاه شود. برخی از این داستانها در حد یک لطیفه است که نویسنده آنها راکش داده است .که بیشتر این داستانها پایان لطیفه واری نیز دارند.بعضی از این موضوعات حذابیتی داستانی ندارند و صرفاً گزارشی ازیک رویداد و ماجرای خنده آور است .                                                               

        برخی داستانهای مجموعه پایان نیمه تمامی دارند مثل داستان «قوطی روحیه»،«برانکارد خنده»و «بیمه ننه »

        برخی داستانهای این مجموعه مثل«سیگاریها لبخند» و «کمپوت گیلاس» گزارشی از یک موقعیت است و در آن هیچ اتفاق داستانی نمی افتد و مشکلی برای شخصیتها بوجود نمی آید تا آنها برای رفع موانع و مشکل تلاش کنند . این مسئله در خیلی از داستانهای این مجموعه دیده می شود .                                             

        پرداخت                                                                                                                  

        داستانهای مجموعه پرداخت ریز بافتی دارند، اما به نظر می رسد که زیادی حجیم شده اند ، هر چند  برخی داستانها جا داشت که مفصل تر پرداخت گردد. پرداخت داستانی مجموعه ها، بر طنز کلامی استوار است . به نظر می رسد نویسنده دشوارهایی زیادی را پشت سر گذاشته باشد تا توانسته مجموعه ای از داستانها را که در فضای دفاع مقدس به وقوع می پیوندد به داستانهای طنز تبدیل کند . هر چند اننتظارمی رفت که داستانهایی با طنز موقعیت در این مجموعه قرار بگیرد ، اما به حق باید گفت نوشتن چنین مجموعه ای که چندین بار بازنویسی شده است کار هر نویسنده ای نیست .صحرایی که سالها در صحنه های دفاع مقدس حضور داشته و خاطرات زیادی از آن دوران داشته است ، توانسته چنین مجموعه ای را به سر انجام برساند.                     

        تصاویر طراحی شده در مجموعه با موضوع داستانها نه تنها هماهنگی داشت ، بلکه به جذابیت طنز داستانها نیز  کمک زیادی کرده بود.                                                                                                   

        پرداخت و شیوة نوشتن داستانها نشان می دهدکه «اکبر صحرایی» سالها پیش به طنز نویسی علاقه مند بوده  است و تجربیات و توانمندی خوبی در این زمینه کسب کرده است.                                               

        مجموعه سه جلدی با صحنه ها و تصاویر کمیکی که دارد ، برای ساخت سریال تلویزیونی مناسب است .نویسنده   با الهام از خاطرات خود و دیگران و عبوردادن این موضوعات  از خلاقیت ذهن ، توانسته است شخصیتهای بدیع و نویی خلق کرده کند. شخصیتهای داستان در طول ماجراهایی که در مناطق مختلف دفاع مقدس می گذرد ، شکل می گیرند . شخصیت پردازی در این مجموعه به نوع خود تازه و مثال زدنی است . اگر نویسنده می توانست شوخی های عامی که فراگیر است و معمولاً کلیشه ای تلقی می شود از کردار و رفتار شخصیت ها حذف می کرد و به جای آن عمل و رفتار نوتری بکار می برد ، شاید شخصیتهای این مجموعه ماندگارتر از این می شدند.                                                                                                                    

        شخصیتهایی چون «دارعلی »، راوی داستان،« مش رجب»، «شاپور»،«حاجی صلواتی »،«بلال»،«کاظم » از جمله شخصیتهای هستند که با تدوین و مونتاژ چندین شخصیت بوجود آمده و سرانجام در تنور ذهن نویسنده پخته شده اند . این روند شخصیت پردازی باعث می شود که شخصیتها ماندگاری بیشتری در ذهن داشته باشند.

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 و ساعت 9:42 بعد از ظهر |

        دفاع مقدس و طنز بیگانه نیستند

         

        اکبر صحرایی، نویسندة مجموعه «دار و دستة دارعلی» با اشاره به اینکه این مجموعه کاری طنز است، گفت: اعتقاد دارم حوزة دفاع مقدس حوزة زندگی است که توأم با شادی و نشاط است.
        این نویسنده که در غرفة انتشارات سوره مهر در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حاضر شده بود، حوزة دفاع مقدس را حوزة زندگی دانست و ادامه داد: در دفاع مقدس ما زندگی جریان داشته و این زندگی شامل طنز و شوخ‌طبعی نیز می‌شده است، نباید محو مسائلی مانند اسارت‌ها، تیر و ترکش‌ها و مرگ‌ها شویم. در کتاب دار و دستة دارعلی سعی کرده‌ام به بخش دیگری از جنگ که همان طنز است توجه کنم.
        وی ادامه داد: برای نسل امروزی که ذهنیتش از دفاع مقدس فقط شوق برای کشته شدن است، باید نشان می‌دادیم که جبهه به تنهایی خانواده است و وقتی نوجوانی به جبهه می‌رود باید او را بعد از چند سال به زور به خانه بفرستند.
        صحرایی با اشاره به اینکه ادبیات داستانی بهترین ابزاری است که می‌تواند نشاط و زندگی را نشان دهد، گفت: ادبیات داستانی می‌تواند حتی بهتر از فیلم‌ها عمل کند، چون در فیلم‌ها گاهی غیر واقعی عمل می‌کنند. همچنین با شناختن ابزار و عناصر داستانی و ادبیات و استفاده از طنزی که با خلق و خوی ایرانی هماهنگ باشد، می‌توانیم به اهدافی که داریم برسیم. این نویسنده همچنین شکل‌گیری این مجموعه را این گونه توضیح داد: خاطرات مستندی از بچه‌هایی که خودشان در جنگ بوده‌اند، وجود داشت که تبدیل به 64 داستان در 3 مجموعه شد و تلاش کردم هر کدام به شکل مستقل باشد، اما به صورت نخی به هم بسته شده باشند و وحدت داشته باشند.
        وی شخصیت دارعلی در این مجموعه را واقعی معرفی کرد و گفت: دارعلی هم‌اکنون در شیراز زندگی می‌کند و مشغول شوخ‌طبعی‌های خودش با اطرافیان است و در انتظار کتاب به سر می‌برد.
        صحرایی یادآور شد: اتفاقاتی که در کتاب برای دارعلی و دوستانش می‌افتد شاید همه به این شکل نباشند، اما برای اینکه خواننده به شناخت برسد ما همه چیز را در دارعلی جمع کردیم تا بتواند قهرمانی برای نوجوان ایرانی باشد.
        این نویسنده در پایان با اشاره به تصویرگری‌های کتاب گفت: ارتباط خوبی با تصویرگر (مسعود کشمیری) برقرار شد و آقای کشمیری با خواندن چندین بارة داستان‌ها توانستند شخصیت‌ها را به گونه‌ای که من می‌خواستم طراحی کنندنند و به نظرم تصویرگری این کتاب تکمیل‌کنندة داستان‌های من شد

         

         

        » نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

         

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 و ساعت 7:4 بعد از ظهر |

        دوغ صلواتی                          اکبر صحرایی 

        ـ اوهووی خارخاسکا! بیان دوغ صلواتی!

        توی هوای داغ بعدازظهر جنوب، صدای بوق دار مش رجب از سنگر گرم و دَم گرفته شلمچه بیرونم می‌کشاند. پشت بندش، بقیه برو و بچه های دست یکم هم از سنگرهای شان بیرون می‌خزند. می‌خواهم هوار بکشم:

        ـ اوهووی ملت، تو خط جمع نشین خطرناکه!

        اما یادم می‌آید توی مرخصی درمانی هستم و فرمانده دسته هم شاپور است. سه سوت کوچک و بزرگ دور مش رجب و دیگ بزرگ دوغی حلقه می‌زنند. گوش شیطان کرّ، مش رجب مسئول تدارکات گردان دست به خیرات زده است. خودم را می‌رسانم به دیگ. مش رجب، پشت دیگ بزرگ رویی باد کرده و پارچ قرمز رنگ پلاستیکی را توی دست گرفته است. پارچ را هی توی دیگ می‌زند و دوغ را بهم می‌زند. گاه پارچ را بالا می‌آورد و دوباره می‌ریزد توی دیگ!

        ـ اوهووی خارخاسکا بیان دوغ خنک!

        داوود ریز و میزه می‌زند روی ران مش رجب و می‌گوید: «بابا بزرگ، چشم بصیرت داشته باشی منو زیر پات می‌بینی!»

        مش رجب چپ چپکی داوود را نگاه می‌کند و می‌گوید: «خارخاسک! ببخشین شب بود ندیدم!»

        ـ دقت کن بابابزرگ تو شب هم ببینی!

        ـ خارخاسک، انگار خدا جای قد و بالا، زبون بهت داده شصت متر! 

         می‌روم کنار مش رجب و می‌گویم: «آفتاب از کدوم طرف دراومده قربون!»

        بر می‌گردد و زُل می‌زند توی صورت من.

        ـ قندعلی، فضولی اش به تو نیومده!

        خُرد خُرد بقیۀ بچه های دستۀ یکم هم با ظرف و ظروف می‌آیند و دیگ بزرگ دوغ و مش رجب را محاصره می‌کنند.

        ـ مشتی آب گچ نباشه!

        ـ نه خارخاسکا!

         مش رجب دلش نمی‌آید دوغ توی ظرف بچه ها بریزد و جای آن، پارچ را توی دوغ می‌زند، بالا می‌آورد و دوباره توی دیگ برمی‌گرداند.

        داوود ول کن معرکه نیست.

        ـ بابا بزرگ، اینجوری دوغ رو دستت باد می‌کنه!

        ـ لا الله الا الله..شیطون می‌گه...

        صدای سوت خمپاره خرمگس معرکه می‌شود.

        ـ بچه ها زنبور اومد...دراز بکــــ...!»

        خمپاره گرومپ چند متر دورتر، روی خاکریز زمین می‌خورد و همۀ افراد و خودم پرش سه ثانیه که جای خود دارد، پرش بی ثانیه انجام می‌دهیم و شیرجه می‌زنیم که جای دندانم روی زمین می‌ماند! موج خمپاره را خاکریز می‌گیرد اما صدای فرّ و فرّ ترکش های مگسی، نمکی و یا حسینی را بالای سرم واضح می‌شنوم. خاک و دود که پَس می‌رود با احتیاط بلند می‌شوم. بقیه هم بر می‌خیزند و ازنو، دوربر دیگ دوغ جمع می‌شوند. مش رجب هم سینه صاف می‌کند و پارچ پلاستیکی را تا می‌زند توی دیگ، صدای آخ از توی دیگ بلند می‌شود و چشمم می‌دود توی دیگ! دوغ بهم می‌خورد و از وسطش  آدمی نیم وجبی و باریکی، دوغ چکان سر بلند می‌کند و تا کمر صاف توی داغ می‌ایستد و سلام می‌کند.

        ـ سلام مش رجب!

        صدای داوود را می‌شناسم. مش رجب هم که جا خورده و ترسیده، با تردید و دو دلی دستی به سر و روی داوود دوغ چکان می‌کشد.

         ـ خارخاسک، تو پاتیل دوغی چه می‌کنی؟! 

        بچه ها عین ساقه پیچک، به خودشان می پیچیدند، قی می کشیدند و خنده شان می روند هوا! داوود دوغ های روان شده از دو سوراخ دماغش را مُشت می‌کند و می‌ریزد توی دیگ و دل و روده ملت بالا می‌آورد. بچه ها پا پَس می‌کشند تا فلنگ را ببندند، مش رجب هوار می‌کشد: «فرار قدغن خارخاسکا! هرکی سهم دوغ اش رو نخوره، تا یه هفته از غذا خبری نیس.»

         

         

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در یکشنبه دهم آذر 1392 و ساعت 8:0 بعد از ظهر |

        خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

        محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

        حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

        خانه » اخبار » خبر

         

        سه‌گانه اکبر صحرایی در صدر فروش نمایشگاه یاد یارمهربان

        10 آذر 1392، ساعت 13:15

        پنج اثر پرفروش سوره مهر در نمایشگاه یاد یارمهربان مشخص شدند که بر این اساس سه گانه داستانی اکبر صحرایی برای نوجوانان تحت عنوان «دارو دسته دارعلی» به عنوان آثار پرفروش سوره مهر مشخص شدند.

        به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، به غیر از سه گانه طنز داستانی صحرایی، کتاب«گردان چهارنفره» احمد دهقان و قصه‌های غرب وحشی شهرام شفیعی نیز به ترتیب دیگر آثار پرمخاطب سوره مهر در نمایشگاه یار مهربان عنوان شدند.

        سه گانه طنز داستانی اکبر صحرایی؛«آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین»، «برانکارد دربستی» در حالی در نمایشگاه امسال یارمهربان به عنوان پرفروش‌های سوره مهر مشخص شدند که امسال در نمایشگاه بین‌المللی کتاب نیز در بدو چاپ جزو آثار پرمخاطب در حوزه ادبیات کودک ونوجوان قلمداد شدند.

        گردان چهار نفره احمد دهقان نیز که به چاپ نهم رسیده جزو کتاب‌های طلایی سوره مهر است.کتاب‌های طلایی به کتاب‌هایی گفته می‌شوند که در جوایز مختلف برگزیده می‌شوند.

        داستان‌های طنز غرب وحشی شهرام شفیعی «با تخم مرغ مهربان باش»،«گربه در جوراب زنانه» و«مرغ سوخاری» نیز همواره جزو آثار پرفروش سوره مهر در زمینه ادبیات کودک و نوجوان هستند.

        نمایشگاه یارمهربان دیروز نهم آذرماه به کار خود خاتمه داد

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه چهاردهم آبان 1392 و ساعت 1:41 بعد از ظهر |
        کد خبر : 57214 زمان انتشار : 14 آبان 1392 12:41:00
        اختصاصي// اكبر صحرايي:

        «سيد عباس صالحي» بايد نقشه راه تازه اي براي ادبيات ترسيم كند

        معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (سيد عباس صالحي) براي اعتلاي فرهنگ و ادبيات كشور بايد نقشه راه و استراتژي تازه اي را ارائه دهد.

        «سيد عباس صالحي» بايد نقشه راه تازه اي براي ادبيات ترسيم كند

        اكبر صحرايي نويسنده در گفتگو با خبرنگار سينما خبر در خصوص برنامه هاي معاونت فرهنگي براي اعتلاي فرهنگ كشور گفت :  برنامه هاي معاونت فرهنگي به عنوان استراتژيك ترين معاونت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد شامل دو قسمت بلند مدت و كوتاه مدت باشد و در برنامه هاي بلند مدت خود بايد به سمتي برود كه مشكل اساسي ادبيات و فرهنگ ما كه نداشتن نقشه راه و استراتژي است را حل كند.


        وي ادامه داد : معاون فرهنگي «سيد عباس صالحي» بايد قوانيني زيربنايي وضع كند كه حتي بتوانند آن را به مجلس شوراي اسلامي ببرند و همچنين بايد در آن قوانين ، تعريف جامعي از هنر به خصوص ادبيات قرار دهند و به نظر من اين اصولي ترين كاري است كه سرپرست معاونت فرهنگي پس از سالها كه كارهاي زيربنايي شكل نگرفته ، بايد انجام دهد.


        نويسنده كتاب «دار و دسته دارعلي» اظهار داشت : برنامه و قانون هايي كه در حال حاضر براي فرهنگ و هنر كشور است كهنه شده و مديران جديد بايد اين قوانين را به روز كنند و بايد يك استراتژي واضح و معيني را ارائه دهند تا آنها را بتوانيم تا چند سال آينده ب كار گيريم .


        صحرايي گفت : ساختار قالب برنامه هاي معاونت فرهنگي بايد برنامه ريزي در جهت حرفه اي كردن حوزه ادبيات باشدكه اين موضوع متأسفانه برمي گردد به قوانيني كه در اين راستا موجود نيست و بايد بررسي شود و در مرحله دوم معاون فرهنگي بايد از منتقدان و پيشكسوتان متعهد به انقلاب اسلامي براي اعتلاي فرهنگ و ادبيات كشور بهره بگيرد.

                                             
        + نوشته شده توسط حافظ هفت در یکشنبه دوازدهم آبان 1392 و ساعت 12:59 بعد از ظهر |

        گزارشی درباره غرفه سوره مهر نمایشگاه ملی دفاع مقدس؛

        ناشری که زینت بخش یک نمایشگاه است

        12 آبان 1392

        در اواسط روزهای پاییزی که شهر آرام آرام حال و هوای زمستانی به خود می‌گیرد، دریکی از روز نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس به غرفه سوره مهر می رویم. این نمایشگاه که با حضور 120 ناشر برگزار می شود به همت سپاه حضرت رسول الله (ص)، سازمان حفظ و نشر آثار دفاع مقدس بسیج و سپاه و معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران) تشکیل شده است. انتشارات سوره مهر نیز دراین نمایشگاه(نمایشگاه ملی دفاع مقدس) به سان بیشتر نمایشگاه‌های کتاب در کشورحضور فعال و چشمگیری داشته است، به طوریکه با ورود به صحن و سرای نمایشگاه مزبور با تبلیغات متنوع سوره مهر در زمینه ادبیات پایداری روبه‌رو می شویم. بی‌گمان سوره مهر در زمینه ادبیات دفاع مقدس در ژانرهای مختلف خاطره،ادبیات داستانی، شعر و آثار پژوهشی جنگ نیز دارای آثار در خور توجهی می‌باشد. با ورود به غرفه سوره مهر آثار مختلف سوره مهر در زمینه ادبیات پایداری به خوبی نظرها را به خود جلب می‌کند. 
        کمی آن طرف تر جوانی با صدای بلند کتاب «سفر به گرای 270درجه» احمد دهقان را از مسئولان غرفه خواستار می‌شود، پس از آنکه کتاب را در اختیار او قرار می‌دهند وی بدون فوت وقت این اثر را خریداری می‌کند، از این جوان که خود را مهندس متالوژی معرفی می‌کندعلل خرید کتاب را جویا شده، می‌گوید: «این کتاب را برای یکی از دوستانم خریداری می‌کنم در اصل بخشی از نوستالوژی دوران نوجوانی من با این اثر بوده است که باید گفت در آن دوران با این رمان انس ویژه‌ای را برقرار کرده بودم، نثر روان و نگاه واقع‌بینانه به جنگ به را باید از ویژیگی‌های این کتاب دانست.»
        سفر به گرای رمان «سفر به گرای ۲۷۰ درجه» عنوان اثری است از احمد دهقان با موضوع جنگ هشت‌ساله ایران و عراق. این رمان پس از انتشار خود توانست جایزه 20 سال داستان‌نویسی، جایزه چهارمین دوره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس و جایزه بیست سال ادبیات پایداری را به دست آورد.این اثر را باید یکی از زنده‌ترین و ملموس‌ترین و در عین حال منصفانه‌ترین آثار داستانی در توصیف صحنه‌های نبرد هشت ساله علیه دشمن بعثی به شمار آورد. رمانی که شخصیت‌پردازی ملموس آن در کنار بیان شفاف و قابل لمس صحنه‌های نبرد، این اثر را نه برای مخاطب ایرانی که برای تمام مردمانی است که دوست دارند روایتی انسانی و واقعی از جنگ بخوانند، به اثری قابل اعتنا و در خور توجه مبدل کرده است.دهقان با ادبیاتی تصویری و در عین ‌حال ساده، مخاطب خود را صفحه به صفحه، به دل صحنه‌های نبرد می‌برد و در حد و اندازه‌های یک فیلم مستند او را به هیجان می‌آورد.این کتاب به دلیل سبک خاص نوشته و روایت عمیق و ویژه جنگ اقبال زیادی به خود جلب داشت و مورد توجه جدی قرار گرفته است.رزمندگان در این کتاب انسان‌هایی زمینی معرفی می‌شوند با تمام ضعف‌ها و قوت‌های یک انسان عادی، انسان‌هایی عادی که در وقت نیاز کاری غیر عادی انجام دادند و با فداکاری کشور را حفظ کردند. اما افرادی را هم می‌بینیم که حتی در این موقعیت به چیزی جز راحتی خودشان فکر نمی‌کنند.

        گروهی از دانش آموزان با یونیفورم ثابت به غرفه سوره مهر آمده هر کدام به سمتی پراکنده می‌شوند، پس از مدتی هیاهو در داخل غرفه، کتاب «دارو دسته دار» علی اکبر صحرایی را بین خود دست به دست می‌چرخانند. نکته ای که قابل توجه بوده عکس‌های داخل مجموعه است که توانسته نظر دانش آموزان را به خود جلب کند که در این بین باید کار تصویرگر کتاب مسعود کشمیری را نیز ستود. این اثر یک مجموعه ادامه‌دار سه جلـدی است، که «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین‌ها»، «برانکارد دربستی» نام دارند و خمیر مایه آن‌ها طنز برای نوجوانان است. این مجموعه که در زمینه ادبیات پایداری است ویژگی آن‌ها در این است که هر کدام شامل داستان‌های کوتاه و مجزا از یکدیگر است، اما در مجموعِ سه جلد آن که 64 داستان کوتاه را شامل می‌شود پیوستاری دیده می‌شود که در آن خوانش خاصی دنبال می‌شود.

        سخن آخر، اینکه انتشارات سوره مهر با در نظر گرفتن ذائقه مخاطبان مختلف توانسته در راستای علاقه‌مندی‌های گروه‌های سنی آثار متنوعی را به زیور چاپ رسانده، بحق باید این ناشر را زینت بخش چهارمین نمایشگاه ملی دفاع مقدس نامید.

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در پنجشنبه نهم آبان 1392 و ساعت 2:47 بعد از ظهر |
        تاریخ انتشار : 1392-06-19 (08:24)
        معرفی یک سه جلدی باحال
        آمبولانس شتری
        محمد امین شرکت اول :

        یکی از موضوعات موفق در عرصه ادبیان کشورمان موضوع دفاع مقدس است. خوشبختانه در سال‌های اخیر تنوع در نوع نگارش آثار این زمینه بسیار بالا رفته است و مخاطبانش را در بین تمامی گروه‌های سنی پیدا کرده است.

        یکی از مجموعه آثاری که در این زمینه به رشته تحریر در آمده، مجموعه سه جلدی «دارو دسته‌ی دارعلی» است که با قلمی طنز توسط «علی اکبر صحرایی» نگاشته شده است. این مجموعه سه جلدی با نگاه و زبانی طنزآمیز به موضوع دفاع مقدس و حوادثی که در جبهه‌ها به وقوع می پیوست می‌پردازد.

         

        نویسنده خود در مورد این اثر سه جلدی می‌گوید: این اثر یک مجموعه ادامه‌دار سه جلدی به نام «دار و دسته‌ دار علی» است، که با سه کتاب «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین‌ها»، «برانکارد دربستی» همراه است، طنز خاطراتِ مستندی است از بچه‌هایی که خودشان در جنگ حضور داشته‌اند، که من با اقتباس از رشادت‌های آن‌ها در جنگ، این اثر را تبدیل به 64 داستان در 3 مجموعه کرده‌ام؛ در اصل تلاش داشته‌ام داستان‌ها در این سه مجلد، به شکل مستقل ولی به صورت ظریف با یکدیگر پیوند و وحدت داشته باشند.

         

        اوهمچنین درباره‌ شخصیت اول داستان یعنی «دارعلی» می‌گوید: دارعلی شخصیتی واقعی است و هم اکنون در شیراز زندگی می‌کند و همچنان شوخ طبعی‌های خودش با اطرافیان را دارد.

        نویسنده از قول شخصیت اول داستان‌هایش  در پشت جلد کتاب بندی را نوشته، که جلاب است:

        اهووی ملت! رد شدن هر نوع خواننده از داستا‌ن‌های دار و دسته من قدغنه! شرایط واسه هر دو دسته، خواننده کم حوصله و پر حوصله، حسابی جفت و جوره. کم حوصله‌ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته، پرحوصله‌ها با خوانده کل مجموعه اجازه ورود به ماجراهای تودرتو رو پیدا می‌کنن. 

        رفیق جبهه و جنگ شما، دارعلی!

         

        جلد اول این مجموعه به نام آمبولانس شتری در123 صفحه نگاشته و به قیمت69,000 ریال؛ جلد دوم آن به نام  گردان بلدرچین ها در 133 صفحه به قیمت 74,000 ریال و جلد سوم آن به نام برانکارد در بستی به قیمت 79,000 ریال در چاپ اولشان در قطع رقعی توسط نشر سوره مهر چاپ و بفروش می‌رسد.

        تعداد بازدید : 294
        تعداد نظرات : 24
        1392-06-19 (19:53)
        0
        سن جیمی : 4 ماه
        0
        خسته نباشی ممحمد امین جان، به محمد میگم بخره!!خخخخ
        امتیـــــاز
        4372
         
        1392-06-19 (20:00)
        0
        سن جیمی : 4 ماه
        0
        بنظر خیلی عالی مییاد و قیمتش هم خوبه...اگه دستم برسه حتما میخرمش :)...ممنون ماشا :)
        امتیـــــاز
        6426
         
        1392-06-19 (20:16)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        0
        خوندن داره این کتابها خیلی ممنون باید جالب باشه
        امتیـــــاز
        7058
         
        1392-06-19 (20:25)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        0
        خیلی به نظرم جالب اومد...از کجا میشه تهیه کرد؟
        امتیـــــاز
        14142
        0
        1392-06-19 (21:30)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        وحید جان کتاب آفتاب داره؛ من خودم از اونجا خریدم؛ حدفاصل میدون شهدا و چهار راه شهدا- پاساژ رحیم پور
        امتیـــــاز
        5915
         
        1392-06-19 (20:48)
        0
        کاربر ناشناس
        0
        ممنون برادر خوبم .. خیلی دوست دارم بخرم ..دفاع مقدس هم جز علایقمه:)
         
        1392-06-19 (21:07)
        0
        کاربر ناشناس
        0
        دارو دستۀ دازعلی را خوانده ام و لذت بردم. قلم نویسنده اکبر صحرایی محشر است.
         
        1392-06-19 (21:14)
        0
        سن جیمی : 1 سال و 1 ماه
        0
        اینجور کتابا خیلی جالبه این سبک کتابا در مورد جنگ:))مرسی مستر شرکت
        امتیـــــاز
        32401
         
        1392-06-19 (23:00)
        0
        سن جیمی : 6 ماه
        0
        من از این جور کتابا خیلی دوس دارم ممنونم:)
        امتیـــــاز
        5208
         
        1392-06-20 (01:45)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        0
        به ما هم قرض میدین کتاباتونو مستر ماشا؟
        امتیـــــاز
        3570
        0
        1392-06-20 (14:06)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        من تا جایی که بتونم به کسی کتاب قرض نمی دم؛ چون باس فرهنگ کتاب خریدن جا بیوفته !!!!!!!
        امتیـــــاز
        5915
        0
        1392-06-20 (21:18)
        0
        سن جیمی : 4 ماه
        حرفتون رو قبول دارم ها... اما گاهي كه آدم بين دو تا انتخاب ميمونه :(( اينكه كتاب رو به امانت نده و طرف هم دنبال خريدش نميره ، كتاب رو به امانت بده تا لااقل اگه نميخره و فرهنگ خريد كتاب جا نميفته، فرهنگ كتابخواني جا بيفته، )) ، ترجيح ميدم دومي رو انتخاب كنم...
        امتیـــــاز
        820
         
        1392-06-20 (01:59)
        0
        سن جیمی : 3 ماه
        0
        ممنون بابت معرفی این کتابها تو اولین فرصت تهیه میکنم و میخونمشون
        امتیـــــاز
        3704
         
        1392-06-20 (06:46)
        0
        سن جیمی : 7 ماه
        0
        این همون کتابیه که می گفتی؟؟ینی این همون آدمه که می گفتی با قمه می رفته اونارو می کشته و میومده؟:)
        امتیـــــاز
        15714
        0
        1392-06-20 (13:55)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        نع باوا !!!!! اون شخص شهید شاهرخ ضرغام است !!!!!!
        امتیـــــاز
        5915
         
        1392-06-20 (09:08)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        0
        متشکر و بسی ممنان ادمین ماشا....حتما میخرم مخصوصا الان که با کمبود کتاب مواجه شدم!!!
        امتیـــــاز
        10717
         
        1392-06-20 (09:46)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        0
        بايد كتاب جالبي باشه حتما تهيه ميكنم
        امتیـــــاز
        3990
         
        1392-06-20 (13:15)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        0
        ممنونم برای معرفی ، آقا اگر خریدی خوندی بگو منم بیا از شما بگیرم :))) خخخخ :)
        امتیـــــاز
        36046
        0
        1392-06-20 (13:53)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        :| :| :| :| به نظرت من چطور ممکنه که این کتاب رو نخریده باشو و نخونده باشم بعد بیام معرفیش کنم؟!؟!؟!؟! :|: | :|
        امتیـــــاز
        5915
        0
        1392-06-20 (15:00)
        0
        سن جیمی : 1 سال و 1 ماه
        اون طور!
        امتیـــــاز
        2906
         
        1392-06-20 (14:24)
        0
        کاربر ناشناس
        0
        بنظرخوندن داره!!!ممنون
         
        1392-06-20 (14:25)
        0
        سن جیمی : 4 ماه
        0
        کتاب های جالبی باید باشن؛ مخصوصاً اینکه انتشارات سوره ی مهر اونا رو چاپ کرده ! متشکر بابت معرفی
        امتیـــــاز
        104
         
        1392-06-20 (21:18)
        0
        سن جیمی : 4 ماه
        0
        من نخوندم. ممنون از معرفي
        امتیـــــاز
        820
         
        1392-06-21 (21:31)
        0
        سن جیمی : 0 سال
        0
        متشکر از معرفی
        + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه هشتم آبان 1392 و ساعت 11:53 بعد از ظهر |
        تعداد بازديد :
      • 100
      • شنبه 4/8/1392
      • تاريخ :
      • دار و دسته دارعلی


        نشست نقد و بررسی سه جلد کتاب از اکبر صحرایی با عناوین «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانکارد دربستی» که در قالب طنز به رشته تحریر درآمده است، با حضور نوینسده این مجموعه و مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری در این مرکز برگزار شد.

        «برانکارد دربستی»

        سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر و مقاومت در ابتدای این نشست درباره این کتاب‌ها گفت: آنچه در این سه کتاب آمده است، مدیون تجربه صحرایی و اتفاقاتی است که در جبهه برایش رخ داده است. صحرایی به این داستان‌ها هویت قومی داده و دیالوگ‌ها شیرازی است و حتی از شخصیت‌های انیمیشنی آشنا مثل لوبیای سحرآمیز و از دیگر کتاب‌ها به عنوان منبع استفاده کرده است. مطالعه نویسنده با هدف بوده و از منابعی همچون «جنگ دوست داشتنی» و «فرهنگ جبهه» هم استفاده کرده که اینها نشان دهنده اهمیت پژوهشی این کار است. ما در این کتاب‌ها را رفتار رزمندگان و ادوات جنگی آشنا می‌شویم.

        وی ادامه داد: شادی جنگ مقطعی و زودگذر است و به پای شادی دائمی نمی‌رسد. وقتی می‌گوییم جنگ آمیزه‌ای از استدلال و عاطفه است، در بخش عاطفی آن خنده و شادی نیز وجود دارد. جنگ فرصتی برای شعر، فرهنگ، ادب و بخش‌های گوناگون هنر است.

        سرهنگی تصریح کرد: اگر صحرایی داستان‌نویس نبود، کار موفق نمی‌شد. داستان یک معماری و ساختمانی دارد که در ذهنمان شکل می‌گیرد و فراموش نمی‌شود. در دنیای روزنامه‌نگاری بسیاری از گزارش ها ساختمان داستان دارند. بسیاری از قصه‌های جنگ که روایت اول شخص است، به داستان نزدیک است. آن قدر گزارش و داستان به یکدیگر نزدیک هستند که گفته می‌شود: «داستان، گزارش نیست». آنچه در جبهه‌ها به وجود می‌آمد به شرایط خاصی باز می‌گشت که با آن روبرو بودیم.

        وی افزود: ما چه می‌خواستیم و چه نمی خواستیم با مسائل طنز روبرو بودیم. روحیه طنز معمولاً وارد اسارت می‌شود و اگر بچه‌ها این روحیه را نداشتند، به سختی می‌توانستند مقابل عراقی‌های مخوف دوام بیاورند. نمی‌توانیم طنز جبهه را از طنز اسارت جدا کنیم و شکل آنها با موقعیتی که دارند تغییر می‌کند و بیشتر طنز موقعیت به وجود می‌آید.

        سرهنگی یادآور شد: جنگ تلخی های بسیاری دارد اما در حاشیه آن شما تبدیل به انسان دیگری می‌شوید و تغییر می‌کنید و احساس می‌کنید مرگ از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است. جنگ شرایط سختی دارد و خود اسارت روحیه خاصی می‌خواهد که بخشی از آن را باید خودمان به وجود بیاوریم. کار صحرایی در همین سه جلد این است که از تجربیات خودش، دیگران و داستانویسی برای نقل داستان استفاده کرده و به هم گره زده است. همه ما با قصه بزرگ شده‌ایم و حتی گزارش‌های سیاسی و اجتماعی در قالب داستان می‌گنجد تا خاطرات در ذهن بماند و قابل انتقال و ترویج باشد.

        مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری بیان کرد: به نظرم ساختار کتاب مناسب است چون با انسان‌های امروز گرفتار و دغدغه‌مند ساخته شده است. ما داستان‌های 55 کلمه ای داریم که از آنها با عنوان داستانک یاد می‌شود.  انسان امروز این قصه‌های کوتاه را راحت‌تر می‌خواند و می‌پذیرد چون زمان کمتری را باید برای قرائت آن صرف کند. کارهای کوتاه باعث می‌شود که روحیه مطالعه در ما منقطع نشود. همه ما عجولیم و به سرعت می‌خواهیم به نتیجه برسیم و کارهای کوتاه از این جهت برایمان لذت بخش می‌شود.

        سرهنگی با ارائه پیشنهادی در خصوص تألیف جلد چهارم، خطاب به صحرایی تشریح کرد: پیشنهاد می‌کنم که در متن‌های بعدی خودشان اصطلاحات و کلماتی که زیاد در این سه جلد به کار برده‌اند را کمتر استفاده کنند. در جلد بعدی باید از بعضی کلمات تکرارشونده مثل «انگشت سبابه» یا «گردن کشیدن» پرهیز و آشنایی‌زدایی کنند و از عبارات و ضرب المثل‌های تازه‌تر استفاده کنند که کار جذاب‌تر شود.

        وی تأکید کرد: وقتی می‌خندیم به شر غلبه می‌کنیم و برای خندیدن وقت نمی گذاریم. بیماری‌های جسمی از طریق خنده درمان می‌شود. رمان صحرایی این بخش از جنگ که خندیدن هم شامل عاطفه آن می‌شود در بر می گیرد.

        ما چه می‌خواستیم و چه نمی خواستیم با مسائل طنز روبرو بودیم. روحیه طنز معمولاً وارد اسارت می‌شود و اگر بچه‌ها این روحیه را نداشتند، به سختی می‌توانستند مقابل عراقی‌های مخوف دوام بیاورند.

        مدیر دفتر ادبیات و هنر و مقاومت در خصوص ترجمه اثر به زبان کشورهای منطقه و احتمال کم شدن مخاطب در پایان گفت: وقتی اثری جهانی می‌شود که ملی و قومی باشد. این کتاب‌ها به گونه ای نیست که آذری یا خراسانی متوجه آن نشود، بلکه از آن لذت می‌برد و با فرهنگ و روحیه قوم دیگری آشنا می‌شود. ممکن است که نوشتن کتاب به زبان یک قوم خاص باعث کم شدن تیراژ شود، اما از طرف دیگر این تصور خوب ایجاد می‌شود که هیچ قومی در یک کشور از خودش غافل نبوده و همه حاضر هستند. وحدت ملی برای ما اهمیت بیشتری دارد. تمام مشکلات جنگ ما با وحدت ملی برطرف شد.

        حضور کمرنگ طنز در ادبیات دفاع مقدس

        اکبرصحرایی نویسنده کتاب در ادامه سخنان سرهنگی گفت: من سعی کردم در این مجموعه، قصه شکل بگیرد. ما معمولاً در ادبیات جنگ یک پایه عمده ادبیات یعنی عشق زمینی را نداریم. به عنوان نویسنده‌های انقلابی کمی با محدودیت روبرو هستیم، چون افراد دیگر از ابزار عشق برای بیان روایت خود استفاده می‌کنند. در این کار سعی شده است که عشقی به نام «حوری» وارد متن شود که تلفیقی از زمینی بودن یا آسمانی بودن است. در واقع ترکیبی از عشق زمینی و معنوی در کار وجود دارد تا داستان‌ها به یکدیگر متصل شوند.

        نویسنده کتاب «دار و دسته دارعلی» ادامه داد: تلاشم خلق موقعیت‌های طنز با شخصیت‌های خاص مثل «مش رجب» بودم. معمولاً در طنز بزرگنمایی و اغراق وجود دارد و سعی کردیم این اغراق را از سوژه‌های واقعی در طنزمان بیاوریم. در این سه جلد سعی کردیم حرفی به نام داستان وجود داشته باشد تا متهم نشویم که فقط خاطره یا تاریخ شفاهی نقل می‌کنیم. تلاش کردیم کنار صحنه‌های طنز و خلق شخصیت‌های متنوع، ایثارها و شهادت ها را هم نشان دهیم.

        صحرایی در پاسخ به این پرسش که آیا داستان‌های این سه کتاب می تواند پیوسته باشد یا نه، گفت: به نظرم پیوسته است. ما قصه‌ای به نام «خمپاره انداز سفید» داریم که کارکرد انتقادی طنز دارد و مظلومیت بچه های اول جنگ را به تصویر می‌کشد.

        این نویسنده درخصوص گمانه‌زنی تغییر در چاپ‌های مجدد سه جلد کتاب دارو دسته «دارعلی» توضیح داد: در چاپ مجدد تغییری در این سه جلد اعمال نمی‌کنیم، اما جلد چهار را اتود خواهیم زد. در حوزه دفاع مقدس کار طنز کم است، اما سعی کردیم در حوزه داستان کوتاه راه را باز کنیم و فکر نمی‌کنم در این چهار جلد تغییر زیادی ایجاد کنیم.

        بخش کتاب و کتابخوانی

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه هشتم آبان 1392 و ساعت 6:58 بعد از ظهر |

        گزارشی از چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع‌مقدس

        «دار و دسته دارعلی» و «دوست شهیدم»

        » سرویس: فرهنگ حماسه - حماسه

        چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس در مصلای امام خمینی (ره) تهران دومین روز خود را سپری می‌کند.

        به گزارش خبرنگار ایسنا، در این نمایشگاه 600 میلیون ریال بن الکترونیکی خرید برای چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس در نظر گرفته شده است. سقف این مبلغ به صورت کلی سه میلیارد ریال است و قرار است به اقشار عادی یعنی دیپلمه 200 هزار ریال، فوق‌لیسانس، طلبه و بسیج فعال 400 هزار ریال، جانبازان، ایثارگران و خانواده‌های شهدا 500 هزار ریال و سایر نهادها و ارگان‌ها و موسساتی که می‌خواهند از این بن‌ها استفاده کنند پنج میلیون ریال اختصاص یابد.

        به گفته بعضی از غرفه‌داران در روز اولین بازدید عمومی خوب بوده و امیدوار بودند طی روزهای آینده مخاطبان زیادی از نمایشگاه بازدید کنند.

        تعداد قابل توجه بازدیدکنندگان از غرفه‌ها خواستار کتاب‌هایی با موضوع تحلیل جنگ، خاطره و داستان زندگی شهدا بودند. البته کتب اسنادی هم جزو درخواست‌ها بود.

        نکته جالب توجه در این نمایشگاه استقبال از غرفه‌های استانی بود و فروش قابل توجهی هم داشتند.

        غرفه‌های فروش کتاب‌ها هم تخفیف از 20 درصد تا 40 درصد را داشتند تا خریداران بیشتری را جذب کنند.

        عرضه آثار کودک و نوجوان هم در این نمایشگاه زیاد به چشم می‌خورد و نوجوانانی بودند که چنین کتاب‌هایی را می‌خریدند. به عنوان مثال مجموعه سه جلدی و طنز «دارو دسته دارعلی»، «من اهل درس نیستم» و خاطرات شهید بقایی طرفداران زیادی داشت.

        عرضه قلم‌های صوتی و تصویری مرتبط با دفاع مقدس هم دیگر بخش این نمایشگاه است. به این صورت که وقتی قلم خاص دارای صفحه ال سی دی وقتی بر روی واژه یا جمله‌ای همچون صوت،فیلم و غیره قرار می‌گیرد صوت و تصویر مربوطه را پخش می‌کند.

        غرفه لوازم‌التحریر هم دیگر بخش نمایشگاه است که تصاویر فرماندهان شهید چاپ شده بر روی جلد دفترچه‌های تحریر عرضه می‌شود.

        «دوست شهیدم» دیگر غرفه موجود در نمایشگاه کتاب دفاع مقدس است که سبک زندگی فرماندهان شهید را به نمایش گذاشته و قصد دارد جوانان امروز را با سبک زندگی شهدا از جمله انتخاب همسر و برخورد با مشکلات زندگی و ... آشنا کند. در این غرفه سفره عقدی هم به سیاق سال‌های جنگ چیده شده است و مسئول غرفه به شبهات و سوالات جوانان در مورد جنگ تحمیلی پاسخ می‌دهد.

        برای ایجاد تنوع در نمایشگاه همچنین نقالی دفاع مقدس و اجرای نمایش تک نفره هم در نظر گرفته شده است تا مخاطبان از این دو طریق هم با دفاع مقدس بیشتر آَشنا شوند.

        نخستین دوره نمایشگاه ملی کتاب دفاع‌مقدس مهرماه سال 89 و در شهر اصفهان برگزار شد که حدود 80 ناشر در آن شرکت کردند.

        دومین دوره این نمایشگاه مهرماه سال 90 در شهر مقدس مشهد برگزار شد و طبق آمار 103 ناشر در آن شرکت کردند.

        همچنین سومین دوره نمایشگاه، مهرماه سال 91 در شهر شیراز برگزار شد و تعداد ناشران شرکت‌کننده در آن به 120 ناشر رسید.

        روز گذشته هم نشست نقد و بررسی کتاب «روند جنگ ایران و عراق» نوشته سردار دکتر حسین علایی در چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع‌مقدس برگزار شد.

        نشست تخصصی «فرصت‌ها و چالش‌های جهانی شدن ادبیات دفاع مقدس» هم از ساعت 14:30 در محل چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس برگزار می‌شود.

        انتهای پیام

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در چهارشنبه هشتم آبان 1392 و ساعت 11:58 قبل از ظهر |

        معرفی ادبیات دفاع مقدس در نمایشگاه کتاب فرانکفورت

        اکبر صحرایی امسال به‌عنوان یکی از مهمانان ویژه شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت بود که با ۲۰ عنوان کتاب به‌عنوان نماینده ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشت.



        اکبر صحرایی امسال به‌عنوان یکی از مهمانان ویژه شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت بود که با ۲۰ عنوان کتاب به‌عنوان نماینده ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشت. وی متولد سال ۱۳۳۹ در شهر شیراز است که نوشتن را در جنگ و با جنگ آغاز کرد. او فارغ‌التحصیل رشته مدیریت دولتی و از سال ۶۵ مشغول به داستان‌نویسی جنگ است. این نویسنده مجموعه داستان های زیر را خلق کرده است: "کانال مهتاب"، "هزار و نه"، "خمپاره خواب آلود"، مجموعه داستان "ورود ممنوع"، "پرونده ۳۱۲"، "آنا هنوز هم می‌خندد"، "شمشاد و آرزوی چهارم"، "سامورائى جزیره مجنون"، رمان "کاش کمی بزرگتر بودم "و"خیابان پیر و ۱۹ داستان کوتاه". رمان "پرونده ۳۱۲" این نویسنده، توسط شورای اقتباس رمان مرکز سیما فیلم تصویب و حق اقتباس آن خریداری شده است.
        با او درباره شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت گفت و گو کردیم.

         

        - شما به‌عنوان یکی از نویسندگان ایرانی در شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشتید، کلیت آن را چگونه دیدید؟
        تا سال‌های گذشته مساحت غرفه ایران نیمی از مساحت غرفه امسال را داشت اما مساحت غرفه ایران امسال دو برابر شده بود، ناشران دو قسمت بودند، عمدتا چند ناشران خصوصی در غرفه‌ای در بخش کودک و نوجوان حضور یافته بودند و در کنار سایر کشورها فعالیت می‌کردند، بنده هم دیداری از این بخش داشتم؛ اما در غرفه اصلی هم ناشران حضور داشتند، فضایی اختصاص به آثار دفاع مقدس و انقلاب داشت.


        - شما امسال به‌عنوان یکی از نویسندگان فعال در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس در شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشتید، ارزیابی خودتان از حضور کتاب های دفاع مقدس در این رویداد بزرگ فرهنگی و جهانی چیست؟
        شاید بتوان گفت ۸۰ عنوان کتاب دفاع مقدس در این بخش حضور داشت که تعداد کمی از این آثار به لاتین ترجمه شده بود، مشکل عمده ما در همین بخش است که بایستی طی کار یک ساله و پیش از اینکه سال آینده زمان آغاز نمایشگاه فرانکفورت برسد کارهایمان را به زبان بین‌المللی ترجمه کنیم، لزوما نیاز به کپی رایت نیست، معتقدم حتی اگر روی جلد کتاب‌ها خلاصه‌ای از داستان و رمان را به انگلیسی ترجمه کنیم و به کتاب اضافه کنیم می‌تواند در معرفی موثر باشد، یعنی عمده کارهای ما به زبان فارسی بود، این مسئله باعث شده بود بیشتر مراجعان ایرانی‌های مقیم آلمان یا اروپا باشند، که می‌توانستند ارتباط برقرار کنند، در حوزه دفاع مقدس این اتفاق افتاد، به ایرانی‌های بسیاری برخوردیم که از اروپا و آلمان حضور داشتند و به شدت مشتاق ادبیات انقلاب و دفاع مقدس بودند.


        - قسمت ارتباط با مخاطبان خارجی را چطور دیدید؟ آیا نقاط ضعفی در این بخش دیدید که نیاز به توجه بیشتری داشته باشد؟
        شاید نقطه ضعفی را که ما باید بپوشانیم قسمت ارتباط با مخاطبان خارجی است که اتفاقا با بسیاری از این افراد مواجه شدیم و در غرفه ایران حضور می‌یافتند، اما از کتاب چیزی متوجه نمی‌شدند.


        - اگر بخواهید درباره نقاط قوت حضور ناشران ایرانی در نمایشگاه امسال فرانکفورت صحبت کیند به چه مواردی اشاره می‌کنید؟
        یکی از کارهای مثبت جزوه یا کتابچه‌ای بود که در آن حدود ۲۰ کتاب ترجمه شده بود و به همراه شناسنامه و خلاصه اثر در آن درج شده بود، در کنار آن زندگینامه و هدف نویسنده هم آمده بود، البته سی دی هم تهیه شده بود که همین موارد را در برداشت، اتفاقا از این بخش بسیار استقبال شد. می‌شود همین کار را به کلیه آثار حوزه انقلاب، دفاع مقدس و ادبیات معاصر تعمیم داد.


        - معمولا یکی از اتفاق های مثبت این گونه نمایشگاه ها دیدار نویسندگان کشورهای مختلف با همدیگر است. در این باره شما چه نظری دارید؟
        بله، موضوع دیگر آشنایی با ناشران ایرانی و خارجی مقیم آلمان بود که این موضوع اتفاق افتاد، گپ و گفت‌هایی هم با ناشران داشتیم و با افراد مترجم و ناشر صحبت‌هایی داشتیم، این ارتباطات فکر می‌کنم کمک کرد تا برای نمایشگاه‌های سال آینده برنامه‌ریزی کنیم، اشاره کردم که این چند روز برگزاری نمایشگاه باید زمان برداشت آنچه طی یک سال کاشته شده باشد، فکر می‌کنم امسال برای اولین بار تجربه وسعت غرفه، معرفی آثار عمده انقلاب و دفاع مقدس و بعضا نویسنده بود و در حدی که آشنایی صورت گیرد، حتی آثار در اختیار برخی ناشران قرار گرفت اما این کارها قطعا از امروز باید آغاز شود تا سال آینده محصول آن را ببینیم.


        - اصولا نفس وجود غرفه موضوعی و فعالیت با کیفیت‌تر موضوع مهمتری است، آیا به نظر شما نباید از کمیت کاسته و به کیفیت پرداخته شود؟
        من به سایر غرفه‌ها هم رفتم، به دقت در غرفه امارات، عربستان و بحرین، ژاپن رفتم اما غرفه‌های آنها هم در همین ابعاد بود، فکر می‌کنم بحث روی فضای غرفه موضوع را به انحراف می‌برد و اصل ماجرا فراموش می‌شود، بحث من در کیفیت است، غرفه ایران تقریبا متعارف بود، اما موضوع این است که معمولا برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده ممکن است نداشته باشیم. معتقدم امسال در کلیت فضای مثبتی درباره با ارتباط با مخاطبان ایرانی و خارجی و ناشران دیدم، اما اینکه غرفه چگونه باید باشد باید تخصصی مورد بررسی قرار گیرد. مشکل ما این است که آسیب و آفت شناسی نمی‌کنیم تا ببینیم مشکلات از دوره اول حضور تاکنون چه بوده است.


        - نحوه ارائه آثار حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی در نمایشگاه امسال فرانکفورت را چگونه بود؟
        باهمکاری مسئولان موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی، معرفی چکیده‌ای از آثارم به زبان انگلیسی در این نمایشگاه ارایه شد. البته آثار دیگری هم در حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی ارایه شده بودند که با همکاری مترجمان و غرفه‌داران به خوبی معرفی شدند.


        - در طول برگزاری نمایشگاه مهم ترین نکته ای که نظر شما را جلب کرد چه بود؟
        مهم‌ترین نکته‌ای‌ که در طول برگزاری این نمایشگاه به آن پی بردیم، علاقه‌ ایرانیان مقیم کشور‌های دیگر برای مطالعه آثاری به زبان فارسی بود. معتقدم با وجود ضعف‌هایی که از نظر توزیع در داخل کشور داریم، باید به جای توجه صِرف به موضوع ترجمه و کپی‌رایت، به موضوع ترویج زبان فارسی و توزیع کتاب‌های فارسی در کشور‌های دیگر نیز توجه کنیم.


        - با توجه به تفاوت فرهنگی موجود میان جامعه اروپایی و ایرانی، آیا آثار ایرانیِ حوزه دفاع مقدس، از نظر محتوایی چنین قابلیتی دارند که بتواند نظر مخاطبان غیر ایرانی را هم جلب کند؟
        مهم این است که در این آثار به محور مشترک پرداخته شده باشد و آن محور، «ادبیات داستانی» است. وقتی کشور‌های دیگر متون کهن ما را ترجمه می‌کنند، می‌توان امیدوار بود که هر قدر به سمت قصه‌ پردازی و ادبیات داستانی پیش برویم، مخاطبان بیشتری را در آن سوی مرز‌ها به سمت این آثار جلب می‌کنیم. زمانی که سوژه ما دفاع مقدس و انقلاب اسلامی است، ریختن این موضوع‌ها که بُعد انسانی داشته‌اند، در قالب قصه و ادبیات داستانی از اهمیت بالاتری برخوردار خواهد بود. همان‌گونه که ما به قصه‌ها و فیلم‌های آنان (دیگر کشور‌ها) علاقه‌مند می‌شویم، برای ایرانیان مقیم دیگر کشور‌ها هم داستان‌های سرزمین اجدادی‌شان جالب خواهد بود. البته کتاب‌های حوزه تاریخ شفاهی مانند «دا» نیز مخاطبان و علاقه‌مندان بسیاری در کشور‌های دیگر می‌توانند داشته باشند.


        - به نظر شما چه زمینه‌هایی می‌تواند مخاطبان خارجی را به آثار حوزه دفاع مقدس کشورمان جلب کند؟
        دفاع مقدس ما به دلیل ویژگی‌های انسانی و الهی که دارد، با دیگر نبرد‌های دنیا متفاوت است. در گفت ‌و گو‌هایی که با مراجعان خارجی به غرفه ایران داشتم، بیان موضوع‌هایی مانند داوطلبی، ایثار، شهادت ‌طلبی و از همه مهم‌تر شیوه زندگی ما در دوران دفاع مقدس، بسیار مورد علاقه آنان بود.


        - دستاورد‌های نمایشگاه کتاب فرانکفورت امسال را چگونه می بینید؟
        در این نمایشگاه، دو کتاب «معمای کانال ماهی» و «کاش کمی بزرگ‌تر بودم» من که در ایران به زبان انگلیسی ترجمه شده بود مورد استقبال قرار گرفت. رایزنی‌هایی با ناشران آمریکایی، آلمانی، تاجیک، کویتی، عربستانی و. .. درباره آثار حوزه دفاع مقدس داشتیم. ناشر تاجیک که کتاب «خیابان پیر» من را خوانده بود از متن آن تعریف کرد و یک ناشر آمریکایی نیز تحت تاثیر تصویرگری جذاب «دار و دسته دارعلی» قرار گرفته بود.


        - حالا که نمایشگاه به پایان رسیده است، به نظر شما و با توجه به تجاربی که از این نمایشگاه به دست آمده چه باید کرد؟
        گمان می‌کنم که نمایشگاه کتاب فرانکفورت نباید برای ما نقطه پایان باشد. به این مفهوم که باید از فردای روز پایان نمایشگاه به فکر توسعه روابط با کشور‌های دیگر باشیم و برای سال آینده برنامه ریزی کنیم. نتایج گفت‌و گو‌های این دوره را هم می‌توانیم در سال آینده شاهد باشیم.


        - ارزیابی شما از آثار حوزه ادبیات جنگ کشور‌های دیگر در نمایشگاه فرانکفورت چیست؟
        بیشتر کشور‌ها بر موضوع جنگ‌های مدرن تمرکز داشته‌اند. بسیاری از آثار شاخص ارایه شده در حوزه جنگ نیز به زبان فارسی ترجمه شده‌اند. البته در این زمینه گفت‌وگویی میان ایران و دیگر کشور‌ها انجام نشد، اما امیدوارم در نمایشگاه سال بعد، به این موضوع در گام نخست توجه شود.


        - تفاوت های نمایشگاه کتاب فرانکفورت با نمایشگاه کتاب تهران را چگونه دیدید؟
        ۹۵ در صد فعالیت ها در نمایشگاه کتاب فرانکفورت مربوط به معرفی کتاب ها، دعوت از نویسنده ها و تعامل آنها با مخاطبان و برگزاری کنفرانس ها مربوط می‌شود در حالی که در نمایشگاه ایران کاملا برعکس است و ۹۵ در صد از فعالیت ها به فروش کتاب ها معطوف می‌شود و نویسندگان در نمایشگاه کتاب تهران به هیچ وجه جایگاه خاصی ندارد.


        - از نظر امکانات این دو نمایشگاه بین المللی را چطور مقایسه می‌کنید؟
        سالن های کنفرانس در نمایشگاه فرانکفورت تجهیزات کاملی دارد و همینطور نویسندگان و مولفان از عناصر اصلی نمایشگاه محسوب می شوند و فروش در این نمایشگاه تنها به روز آخر آن هم به شکل سمبلیک محدود می‌شود اما متاسفانه نمایشگاه کتاب تهران به یک بازار بزرگ برای فروش تبدیل شده است و این یک مشکل و یا بهتر است بگویم آفت بزرگ تبدیل شده است.


        - بحث کپی رایت یکی از جدی ترین اقداماتی است که در نماشگاه فرانکفورت صورت می گیرد، در حالی که در نمایشگاه کتاب تهران وضعیت کاملا متفاوت است. در این باره توضیحی دارید؟
        بله، قصه کپی رایت در ایران سر دراز دارد در حالی که در بسیاری از کشور ها موضوعی حل شده است، کپی رایت در این نمایشگاه نقش اساسی را بر عهده داشت در حالی که ما در این رابطه هنوز اقدامات جدی را صورت نداده ایم و قطعا این مسئله به سیایت های کلان فرهنگی ما باز می‌گردد که باید اصلاح شود. در مجموع، حضور ایران در این نمایشگاه فرصت خوبی برای معرفی ادبیات ایران به خصوص ادبیات ذفاع مقدس است و با توجه به اینکه امسال حضور جدی تری از سال های گذشته در این نمایشگاه را برای ایران شاهد بودیم امیدوارم که بتوانیم در سال های آینده اقدامات موثرتری را در زمینه کپی رایت و همچنین معرفی فرهنگ ایرانی را داشته باشیم.

        سه شنبه ۱۳۹۲/۸/۷ @ ۱۰:۳۱
        علی الله سلیمی نویسنده و خبرنگار
        + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه سی ام مهر 1392 و ساعت 11:37 قبل از ظهر |
        مرتضی سرهنگی در نشست نقد «دار و دسته دارعلی»:

        آتش جنگ را وحدت ملی از بین برد/ از فرصت بیان هنری جنگ بهره ببریم                                

        خبرگزاری تسنیم: مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری با بیان اینکه طنز در جبهه دشواری‌های جنگ را راحت‌تر کرده بود، گفت: اگر بچه‌ها این روحیه را نداشتند، به سختی می‌توانستند مقابل عراقی‌های مخوف دوام بیاورند. در واقع آتش جنگ را وحدت ملی از بین برد.

        به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست نقد و بررسی سه جلد کتاب از اکبر صحرایی با عناوین «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانکارد دربستی» که در قالب طنز به رشته تحریر درآمده است، با حضور نوینسده این مجموعه و مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری در این مرکز برگزار شد.

        سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر و مقاومت در ابتدای این نشست در خصوص این کتاب‌ها گفت: آنچه در این سه کتاب آمده است، مدیون تجربه صحرایی و اتفاقاتی است که در جبهه برایش رخ داده است. صحرایی به این داستان‌ها هویت قومی داده و دیالوگ‌ها شیرازی است و حتی از شخصیت‌های انیمیشنی آشنا مثل لوبیای سحرآمیز و از دیگر کتاب‌ها به عنوان منبع استفاده کرده است. مطالعه نویسنده با هدف بوده و از منابعی همچون «جنگ دوست داشتنی» و «فرهنگ جبهه» هم استفاده کرده که اینها نشان دهنده اهمیت پژوهشی این کار است. ما در این کتاب‌ها را رفتار رزمندگان و ادوات جنگی آشنا می‌شویم.

        وی ادامه داد: شادی جنگ مقطعی و زودگذر است و به پای شادی دائمی نمی‌رسد. وقتی می‌گوییم جنگ آمیزه‌ای از استدلال و عاطفه است، در بخش عاطفی آن خنده و شادی نیز وجود دارد. جنگ فرصتی برای شعر، فرهنگ، ادب و بخش‌های گوناگون هنر است.

        سرهنگی تصریح کرد: اگر صحرایی داستان‌نویس نبود، کار موفق نمی‌شد. داستان یک معماری و ساختمانی دارد که در ذهنمان شکل می‌گیرد و فراموش نمی‌شود. در دنیای روزنامه‌نگاری بسیاری از گزارش ها ساختمان داستان دارند. بسیاری از قصه‌های جنگ که روایت اول شخص است، به داستان نزدیک است. آن قدر گزارش و داستان به یکدیگر نزدیک هستند که گفته می‌شود: «داستان، گزارش نیست». آنچه در جبهه‌ها به وجود می‌آمد به شرایط خاصی باز می‌گشت که با آن روبرو بودیم.

        وی افزود: ما چه می‌خواستیم و چه نمی خواستیم با مسائل طنز روبرو بودیم. روحیه طنز معمولاً وارد اسارت می‌شود و اگر بچه‌ها این روحیه را نداشتند، به سختی می‌توانستند مقابل عراقی‌های مخوف دوام بیاورند. نمی‌توانیم طنز جبهه را از طنز اسارت جدا کنیم و شکل آنها با موقعیتی که دارند تغییر می‌کند و بیشتر طنز موقعیت به وجود می‌آید.

        سرهنگی یادآور شد: جنگ تلخی های بسیاری دارد اما در حاشیه آن شما تبدیل به انسان دیگری می‌شوید و تغییر می‌کنید و احساس می‌کنید مرگ از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است. جنگ شرایط سختی دارد و خود اسارت روحیه خاصی می‌خواهد که بخشی از آن را باید خودمان به وجود بیاوریم. کار صحرایی در همین سه جلد این است که از تجربیات خودش، دیگران و داستانویسی برای نقل داستان استفاده کرده و به هم گره زده است. همه ما با قصه بزرگ شده‌ایم و حتی گزارش‌های سیاسی و اجتماعی در قالب داستان می‌گنجد تا خاطرات در ذهن بماند و قابل انتقال و ترویج باشد.

        مدیر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری بیان کرد: به نظرم ساختار کتاب مناسب است چون با انسان‌های امروز گرفتار و دغدغه‌مند ساخته شده است. ما داستان‌های 55 کلمه ای داریم که از آنها با عنوان داستانک یاد می‌شود.  انسان امروز این قصه‌های کوتاه را راحت‌تر می‌خواند و می‌پذیرد چون زمان کمتری را باید برای قرائت آن صرف کند. کارهای کوتاه باعث می‌شود که روحیه مطالعه در ما منقطع نشود. همه ما عجولیم و به سرعت می‌خواهیم به نتیجه برسیم و کارهای کوتاه از این جهت برایمان لذت بخش می‌شود.

        سرهنگی با ارائه پیشنهادی در خصوص تألیف جلد چهارم، خطاب به صحرایی تشریح کرد: پیشنهاد می‌کنم که در متن‌های بعدی خودشان اصطلاحات و کلماتی که زیاد در این سه جلد به کار برده‌اند را کمتر استفاده کنند. در جلد بعدی باید از بعضی کلمات تکرارشونده مثل «انگشت سبابه» یا «گردن کشیدن» پرهیز و آشنایی‌زدایی کنند و از عبارات و ضرب المثل‌های تازه‌تر استفاده کنند که کار جذاب‌تر شود.

        وی تأکید کرد: وقتی می‌خندیم به شر غلبه می‌کنیم و برای خندیدن وقت نمی گذاریم. بیماری‌های جسمی از طریق خنده درمان می‌شود. رمان صحرایی این بخش از جنگ که خندیدن هم شامل عاطفه آن می‌شود در بر می گیرد.

        مدیر دفتر ادبیات و هنر و مقاومت در خصوص ترجمه اثر به زبان کشورهای منطقه و احتمال کم شدن مخاطب در پایان گفت: وقتی اثری جهانی می‌شود که ملی و قومی باشد. این کتاب‌ها به گونه ای نیست که آذری یا خراسانی متوجه آن نشود، بلکه از آن لذت می‌برد و با فرهنگ و روحیه قوم دیگری آشنا می‌شود. ممکن است که نوشتن کتاب به زبان یک قوم خاص باعث کم شدن تیراژ شود، اما از طرف دیگر این تصور خوب ایجاد می‌شود که هیچ قومی در یک کشور از خودش غافل نبوده و همه حاضر هستند. وحدت ملی برای ما اهمیت بیشتری دارد. تمام مشکلات جنگ ما با وحدت ملی برطرف شد.

        حضور کمرنگ طنز در ادبیات دفاع مقدس

        اکبرصحرایی نویسنده کتاب در ادامه سخنان سرهنگی گفت: من سعی کردم در این مجموعه، قصه شکل بگیرد. ما معمولاً در ادبیات جنگ یک پایه عمده ادبیات یعنی عشق زمینی را نداریم. به عنوان نویسنده‌های انقلابی کمی با محدودیت روبرو هستیم، چون افراد دیگر از ابزار عشق برای بیان روایت خود استفاده می‌کنند. در این کار سعی شده است که عشقی به نام «حوری» وارد متن شود که تلفیقی از زمینی بودن یا آسمانی بودن است. در واقع ترکیبی از عشق زمینی و معنوی در کار وجود دارد تا داستان‌ها به یکدیگر متصل شوند.

        نویسنده کتاب «دار و دسته دارعلی» ادامه داد: تلاشم خلق موقعیت‌های طنز با شخصیت‌های خاص مثل «مش رجب» بودم. معمولاً در طنز بزرگنمایی و اغراق وجود دارد و سعی کردیم این اغراق را از سوژه‌های واقعی در طنزمان بیاوریم. در این سه جلد سعی کردیم حرفی به نام داستان وجود داشته باشد تا متهم نشویم که فقط خاطره یا تاریخ شفاهی نقل می‌کنیم. تلاش کردیم کنار صحنه‌های طنز و خلق شخصیت‌های متنوع، ایثارها و شهادت ها را هم نشان دهیم.

        صحرایی در پاسخ به این پرسش که آیا داستان‌های این سه کتاب می تواند پیوسته باشد یا نه، گفت: به نظرم پیوسته است. ما قصه‌ای به نام «خمپاره انداز سفید» داریم که کارکرد انتقادی طنز دارد و مظلومیت بچه های اول جنگ را به تصویر می‌کشد.

        این نویسنده درخصوص گمانه‌زنی تغییر در چاپ‌های مجدد سه جلد کتاب دارو دسته «دارعلی» توضیح داد: در چاپ مجدد تغییری در این سه جلد اعمال نمی‌کنیم، اما جلد چهار را اتود خواهیم زد. در حوزه دفاع مقدس کار طنز کم است، اما سعی کردیم در حوزه داستان کوتاه راه را باز کنیم و فکر نمی‌کنم در این چهار جلد تغییر زیادی ایجاد کنیم.

        انتهای پیام/

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در سه شنبه سی ام مهر 1392 و ساعت 11:30 قبل از ظهر |
        در شصت و هفتمین نشست «دگر خند» ۶۴ مطرح شد:

        سرهنگی: داستان نویسی به سمت ساده نویسی برود/ در مجموعه كتاب طنز "دار و دسته دارعلی" اطلاعات زیادی درباره جنگ آمده است

                           

        شصت و هفتمین نشست «دگر خند» با نقد و بررسی مجموعه كتاب "دار و دسته دارعلی" با اجرای مهدی فرج الهی و با حضور اكبر صحرایی نویسنده و مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت و مدیر مركز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری حوزه هنری ساعت 17 دوشنبه 29 مهر برگزار شد.                

        به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، در ابتدای این نشست اكبر صحرایی نویسنده مجموعه "دار و دسته دار علی" با بیان اینكه فضای جبهه ها مالامال از نشاط و طنز و زندگی بود و این دلیل نوشتن كتابی با مضمون طنزشد، گفت: بعد از انتشار كتاب خمپاره خواب آلود و استقبالی كه از آن شد تصمیم به نوشتن مجموعه كتاب دارودسته دار علی گرفتم. دارو دسته دار علی نماد گروهی است كه در گردان های مختلف در دوران جنگ حضور داشتند.
        صحرایی اضافه كرد: برای نگارش این مجموعه آثار طنز مختلف ایران و جهان را خوانده و از كتاب های دهخدا و عمران صلاحی نیز كمك گرفتم. این مجموعه از یك جلد به سه جلد تبدیل شد و اكنون نیز در حال نگارش جلد چهارم این مجموعه هستم.
        وی یكی از مشكلات گریبانگیر در آثار دفاع مقدس را كم توجهی به عنصر داستان دانست و ادامه داد: در مجموعه "دار و دسته دارعلی" سعی شد قصه نوشته و داستان گفته شود. در ادبیات داستانی جنگ یك پایه عمده جذابیت یعنی عشق وجود ندارد و به دلیل این محدودیت قدرت نویسنده انقلابی كم می شود اما در این كتاب سعی شد عشقی به نام "هوری" با تعلیق تا پایان داستان حضور دارد.
        صحرایی افزود: اغراق های سوژه های واقعی در كتاب باعث شكل گیری طنز شده است و در كنار آن شخصیت های مختلفی شكل می گیرد. در كنار طنز صحنه های آنی جنگ، ایثار و شهادت هم آمده است.
        در ادامه این جلسه مرتضی سرهنگی مدیر مركز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری كه به عنوان منتقد در این جلسه حضور داشت، جبهه را در دوران جنگ جوان و پرشور و پرتحرك دانست و گفت: روحیه طنز در رزمندگان در زمان جنگیدن و اسارت وجود داشت. در موارد متعددی سربازان عراقی رزمندگان ما را به خاطر خندیدن تنبیه می كردند.
        سرهنگی حضور صحرایی را در جبهه باعث بخشی از موفقیت كتاب دانست و افزود: داستان نویسی در كتاب دلیل دیگر موفقیت كتاب "دار و دسته دار علی" است. در این كتاب چند شخصیت ثابت حضور دارند كه هویت قومی شیرازی را به همراه  گفتگوها و ضرب المثل های شیرازی بیان می كند و این هنر اكبر صحرایی محسوب می شود.
        وی اضافه كرد: شخصیت های آشنا و كارتونی كه همه ما آنها را می شناسیم در كتاب آمده است و از اطلاعتی كه در كتاب وجود دارد با روابط دوستانه رزمندگان، جغرافیای جنگ و ادوات جنگی آشنا می شویم.
        سرهنگی اظهار داشت: شادی كه در جبهه ها وجود دارد، شادی غیردائمی و مقطعی است اما می توان خنده و شادی را یكی از سوغاتی ها و مانده های جنگ دانست.
        مدیر مركز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری با اشاره به اینكه در صورت داستان نویس نبودن صحرایی موفقیتی برای كتاب حاصل نمی شد، گفت: داستان ساختاری دارد كه فراموش نمی شود و بسیاری از خاطرات جنگ كه روایت اول شخص است به داستان نزدیك می شود.
        وی با بیان اینكه ما در جنگ با طنز روبرو بودیم، افزود: حاشیه جنگ بسیار جذاب و پر كشش بود و گاهی در حین حملات دشمن اتفاقات طنز شكل می گرفت در عین حال جنگ و اسارت دارای شرایط سختی بود كه روحیه خاصی می طلبید.
        سرهنگی خاطر نشان كرد: عناصر داستانی به ما كمك می كند تا متن ها و حوادث را به ذهن بسپاریم و این به یاد سپاری باعث ماندگاری داستان می شود.
        وی با پیشنهاد اینكه جلد چهارم كتاب نیز به صورت داستان های كوتاه آورده شود، اضافه كرد: آدم امروز گرفتار است و حوصله خواندن داستان های بلند ندارد. داستان بایستی به سمت ساده نویسی برود. خواندن رمان بلند شرایط خاصی را می طلبد اما داستان كوتاه را در هر جایی كه فرصت خواندن پیش بیاید می توان خواند و با این كار روحیه مطالعه نیز شكل می كیرد. با توجه به عجول بودن انسان از داستان های كوتاه به دلیل نتیجه گیی سریع استقبال می شود.
        سرهنگی ادامه داد: پیشنهاد من برای نگارش جلد چهارم كتاب آشنایی زدایی كردن است به این معنی كه از آوردن كلمات تكراری در قصه پرهیز شود و از عبارات و ضرب المثل های تازه تری كه باعث جذابیت در كار می شود، استفاده گردد.
        سرهنگی در پایان سخنان خود با جدی گرفتن شادی و خنده در زندگی ها گفت: ما همیشه نمی توانیم غصه های خود را به زبان جدی بیان كنیم و گاهی آن را با زبان طنز مطرح می كنیم. با خندیدن به نیروی منفی غلبه می شود اما امروز به آن اهمیت نمی دهیم. باید جایی به غم پشت كرد و خندید و امیدوارم صحرایی قسمتی از عاطفه جنگ را كه در این سه جلد جدی گرفته است در نگارش جلد چهارم نیز انجام دهد.
        اكبر صحرایی نویسنده كتاب "دار و دسته دارعلی" در ادامه این جلسه نقد و بررسی به تصویر سازی خوب كتاب اشاره كرد و گفت: من با تصویر گر كتاب به طور دائم در ارتباط بودم و در ابتدا از او خواستم كه تمام كتاب را مطالعه كند و او با خواندن كتاب شخصیت ها را كامل شناخت و به قول خودش با آنها زندگی كرد.
        وی درخصوص ایجاد تغییرات برای چاپ مجدد  مجموعه كتاب "دار و دسته دارعلی" گفت: برای چاپ مجدد سه كتاب «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانكارد دربستی«  هیچ تغییراتی را اعمال نمی كنم و جلد چهارم را با همین فضا تا پایان سال به نگارش در می آورم.
        این نویسنده شیرازی درباره اصطلاحات موجود در این مجموعه خاطر نشان كرد: «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانكارد دربستی» اصطلاحاتی بود كه بعضا در زمان جنگ نیز استفاده می شد و من هم سعی كردم در این كتاب از اسامی با محتوا استفاده نمایم.

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 و ساعت 4:22 بعد از ظهر |
        توجه به ادبیات داستانی، آثار دفاع مقدس را جهانی می‌کند
        اکبر صحرایی
        اکبر صحرایی
        خبرنگار : شیما دنیادار رستمی
        28 مهر 1392 ساعت 15:46
        اکبر صحرایی، نویسنده حوزه دفاع مقدس حاضر در نمایشگاه کتاب فرانکفورت بر ضرورت توجه به توزیع آثاری به زبان فارسی در کشور‌های دیگر و برای فارسی‌زبانان در جهت جهانی‌شدن این آثار تاکید کرد./

        اکبر صحرایی به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره نگاه بازدیدکنندگان خارجی به آثار حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی گفت: باهمکاری مسوولان موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی،  معرفی چکیده‌ای از آثارم  به زبان انگلیسی در این نمایشگاه ارایه شد. البته آثار دیگری هم در حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی ارایه شده بودند که با همکاری مترجمان و غرفه‌داران به خوبی معرفی شدند.

        وی با بیان این‌که بازدیدکنندگان نمایشگاه فرانکفورت از تعدد آثار این حوزه‌ها اظهار تعجب کرده بودند، افزود: مهم‌ترین نکته‌ای‌ که در طول برگزاری این نمایشگاه به آن پی بردیم، علاقه‌ ایرانیان مقیم کشور‌های دیگر برای مطالعه آثاری به زبان فارسی بود. معتقدم  با وجود ضعف‌هایی که از نظر توزیع در داخل کشور داریم، باید به جای توجه صِرف به موضوع ترجمه و کپی‌رایت، به موضوع ترویج زبان فارسی و توزیع کتاب‌های فارسی در کشور‌های دیگر نیز توجه کنیم.

        خالق «کانال مهتاب» در پاسخ به این سوال که با توجه به تفاوت فرهنگی موجود میان جامعه اروپایی و ایرانی،

        با وجود ضعف‌هایی که از نظر توزیع در داخل کشور داریم، باید به جای توجه صِرف به موضوع ترجمه و کپی‌رایت، به موضوع ترویج زبان فارسی و توزیع کتاب‌های فارسی در کشور‌های دیگر نیز توجه کنیم.
        آیا آثار ایرانیِ حوزه دفاع مقدس، از نظر محتوایی چنین قابلیتی دارند؟ توضیح داد: مهم این است که در این آثار به محور مشترک پرداخته شده باشد و آن محور، «ادبیات داستانی» است. وقتی کشور‌های دیگر متون کهن ما را ترجمه می‌کنند، می‌توان امیدوار بود که هر قدر به سمت قصه‌پردازی و ادبیات داستانی پیش برویم، مخاطبان بیشتری را در آن سوی مرز‌ها به سمت این آثار جلب می‌کنیم.

        وی در این‌باره ادامه داد: زمانی که سوژه ما دفاع مقدس و انقلاب اسلامی است، ریختن این موضوع‌ها که بُعد انسانی داشته‌اند، در قالب قصه و ادبیات داستانی از اهمیت بالاتری برخوردار خواهد بود. همان‌گونه که ما به قصه‌ها و فیلم‌های آنان (دیگر کشور‌ها) علاقه‌مند می‌شویم، برای ایرانیان مقیم دیگر کشور‌ها هم داستان‌های سرزمین اجدادی‌شان جالب خواهد بود. البته کتاب‌های حوزه تاریخ شفاهی مانند «دا» نیز مخاطبان و علاقه‌مندان بسیاری در کشور‌های دیگر می‌توانند داشته باشند.

        صحرایی درباره زمینه‌هایی که می‌تواند مخاطبان خارجی را به آثار حوزه دفاع مقدس کشورمان جلب کند، گفت: دفاع مقدس ما به دلیل ویژگی‌های انسانی و الهی که دارد، با دیگر نبرد‌های دنیا متفاوت است. در گفت‌وگو‌هایی که با مراجعان خارجی به غرفه ایران داشتم، بیان موضوع‌هایی مانند داوطلبی، ایثار، شهادت‌طلبی و از همه مهم‌تر شیوه زندگی ما در دوران دفاع مقدس، بسیار مورد علاقه آنان بود.

        نویسنده «هزار و
        نمایشگاه کتاب فرانکفورت نباید برای ما نقطه پایان باشد. به این مفهوم که باید از فردای روز پایان نمایشگاه به فکر توسعه روابط با کشور‌های دیگر باشیم و برای سال آینده برنامه ریزی کنیم. نتایج گفت‌و گو‌های این دوره را هم می‌توانیم در سال آینده شاهد باشیم.
        نه» درباره دستاورد‌های نمایشگاه کتاب فرانکفورت توضیح داد: در این نمایشگاه، دو کتاب «معمای کانال ماهی» و «کاش کمی بزرگ‌تر بودم» من که در ایران به زبان انگلیسی ترجمه شده بود مورد استقبال قرار گرفت. رایزنی‌هایی با ناشران آمریکایی، آلمانی، تاجیک، کویتی، عربستانی و ... درباره آثار حوزه دفاع مقدس داشتیم. ناشر تاجیک که کتاب «خیابان پیر» من را خوانده بود از متن  آن تعریف کرد و یک ناشر آمریکایی نیز تحت تاثیر تصویرگری جذاب «دار و دسته دارعلی» قرار گرفته بود.

        وی ادامه داد: گمان می‌کنم که نمایشگاه کتاب فرانکفورت نباید برای ما نقطه پایان باشد. به این مفهوم که باید از فردای روز پایان نمایشگاه به فکر توسعه روابط با کشور‌های دیگر باشیم و برای سال آینده برنامه ریزی کنیم. نتایج گفت‌و گو‌های این دوره را هم می‌توانیم در سال آینده شاهد باشیم.

        صحرایی در ارزیابی آثار حوزه ادبیات جنگ کشور‌های دیگر  در نمایشگاه فرانکفورت  گفت: بیشتر کشور‌ها بر موضوع جنگ‌های مدرن تمرکز داشته‌اند. بسیاری از آثار شاخص ارایه شده در حوزه جنگ نیز به زبان فارسی ترجمه شده‌اند. البته در این زمینه گفت‌وگویی میان ایران و دیگر کشور‌ها انجام نشد، اما امیدوارم در نمایشگاه سال بعد، به این موضوع در گام نخست توجه شود.

        وی بر ضرورت توجه بیشتر ناشران به موضوع تبلیغ کتاب‌ها تاکید و اظهار کرد: ناشران با قراردادن معرفی کتاب‌های خود به دیگر زبان‌ها در سایت انتشاراتشان می‌توانند زمینه تعاملی بهتری با کشور‌های دیگر را فراهم کنند.

        نمایشگاه فرانکفورت در روزهای ۹ تا 13 اکتبر (۱۷ تا 21 مهر) در فرانکفورت آلمان برگزار شد.

        کد مطلب : 183325
        ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب
        + نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه بیست و هفتم مهر 1392 و ساعت 11:19 بعد از ظهر |
        كد مطلب: 11170
        23 مهر 1392 ساعت 09:56

        حافظ هفت

        حسن این مجموعه نسبت به نمونه های مشابه نگاه بی طرفانه ای است كه توسط شخصیت ارمنی « پانوسیان » به مخاطب القا می شود و باعث می شود تا خواننده از پیش داوری درباره ی اثر پرهیز كند و منتظر باشد ببیند بالاخره راوی « پانوسیان » به چه قضاوت و نگاهی در مورد آقا می رسد.

        شخصیت های اصلی این رمان را پانوسیان و نویسنده ای از دوران جنگ به نام جعفر تشكیل داده اند. پانوسیان شخصیتی ارمنی و دوست جعفر است كه به اصرار وی در نخستین روز حضور مقام معظم رهبری در شیراز به میان مردم می آید، اما بعد به دلیل اتفاقاتی كه برای جعفر پیش می آید او را به بیمارستان برده و مجبور می شود كه تمام این 9 روز را در شیراز بماند. او در بیمارستان با دفترچه خاطرات جعفر روبرو می شود. یادآوری این خاطرات باعث برگشت به گذشته و سال های حضور رهبری در جبهه می شود. دو شخصیت كه در داستان حضور دارند گرچه خیالی هستند ولی آنچه می بینند مستند است. بنابراین ما در رمان با دو شخصیت تخیلی ( پانوسیان و جعفر ) روبرو هستیم كه در معرض و درگیری اتفاقات و حوادث واقعی قرار می گیرند. این جا است كه پارادوكس و تضاد هم شكل می گیرد. التزام و اعتقاد به مستندات و حضور این دو شخصیت در متن مستندات، به رمان شكلی جذاب داده است. عنوان « حافظ هفت » برای این كتاب اشاره ای است به ترور نافرجام مقام معظم رهبری در تاریخ 6 تیر ماه 60 در مسجد ابوذر تهران كه با این كد، محافظان رهبری خبر را اعلام كردند. همچنین اشاره ای به حافظ شیراز و عرفان عطار دارد.تلفیق فضاهای مدرن و امروزین با نمادهای رمزی و عرفانی، بر جذابیت « حافظ هفت » افزوده است.
        حسن این مجموعه نسبت به نمونه های مشابه نگاه بی طرفانه ای است كه توسط شخصیت ارمنی « پانوسیان » به مخاطب القا می شود و باعث می شود تا خواننده از پیش داوری درباره ی اثر پرهیز كند و منتظر باشد ببیند بالاخره راوی « پانوسیان » به چه قضاوت و نگاهی در مورد آقا می رسد.در سفرنامه های كه به چاپ رسیده است، راوی و نویسنده متن یكی است و در ضمن از نگاه یك شیفته به آریالا و وقایع نگاه می كند كه این نگاه و تكرار آن برای خواننده عادی شده بود. برای خواننده جذابتر است كه ببیند و بداند نگاه یك نفر غیر شیفته و حتی غیر مسلمان نسبت به رهبر و رویدادها چگونه است. گفتنی است این مجموعه برگزیده بخش داستان پنجمین جایزه ی ادبی جلال آل احمد شده است و از نظر بسیاری از منتقدین از نمونه های موفق سفرنامه به شمار می رود.


        نظر بگذارید

        نام و نام خانوادگی:
        پست الکترونیکی :
        وب سایت:
        * متن نظر:
          
        تصاویر

        آخرین اخبار
        + نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه بیست و هفتم مهر 1392 و ساعت 11:19 بعد از ظهر |
        كد مطلب: 11170
        23 مهر 1392 ساعت 09:56

        حافظ هفت

        حسن این مجموعه نسبت به نمونه های مشابه نگاه بی طرفانه ای است كه توسط شخصیت ارمنی « پانوسیان » به مخاطب القا می شود و باعث می شود تا خواننده از پیش داوری درباره ی اثر پرهیز كند و منتظر باشد ببیند بالاخره راوی « پانوسیان » به چه قضاوت و نگاهی در مورد آقا می رسد.

        شخصیت های اصلی این رمان را پانوسیان و نویسنده ای از دوران جنگ به نام جعفر تشكیل داده اند. پانوسیان شخصیتی ارمنی و دوست جعفر است كه به اصرار وی در نخستین روز حضور مقام معظم رهبری در شیراز به میان مردم می آید، اما بعد به دلیل اتفاقاتی كه برای جعفر پیش می آید او را به بیمارستان برده و مجبور می شود كه تمام این 9 روز را در شیراز بماند. او در بیمارستان با دفترچه خاطرات جعفر روبرو می شود. یادآوری این خاطرات باعث برگشت به گذشته و سال های حضور رهبری در جبهه می شود. دو شخصیت كه در داستان حضور دارند گرچه خیالی هستند ولی آنچه می بینند مستند است. بنابراین ما در رمان با دو شخصیت تخیلی ( پانوسیان و جعفر ) روبرو هستیم كه در معرض و درگیری اتفاقات و حوادث واقعی قرار می گیرند. این جا است كه پارادوكس و تضاد هم شكل می گیرد. التزام و اعتقاد به مستندات و حضور این دو شخصیت در متن مستندات، به رمان شكلی جذاب داده است. عنوان « حافظ هفت » برای این كتاب اشاره ای است به ترور نافرجام مقام معظم رهبری در تاریخ 6 تیر ماه 60 در مسجد ابوذر تهران كه با این كد، محافظان رهبری خبر را اعلام كردند. همچنین اشاره ای به حافظ شیراز و عرفان عطار دارد.تلفیق فضاهای مدرن و امروزین با نمادهای رمزی و عرفانی، بر جذابیت « حافظ هفت » افزوده است.
        حسن این مجموعه نسبت به نمونه های مشابه نگاه بی طرفانه ای است كه توسط شخصیت ارمنی « پانوسیان » به مخاطب القا می شود و باعث می شود تا خواننده از پیش داوری درباره ی اثر پرهیز كند و منتظر باشد ببیند بالاخره راوی « پانوسیان » به چه قضاوت و نگاهی در مورد آقا می رسد.در سفرنامه های كه به چاپ رسیده است، راوی و نویسنده متن یكی است و در ضمن از نگاه یك شیفته به آریالا و وقایع نگاه می كند كه این نگاه و تكرار آن برای خواننده عادی شده بود. برای خواننده جذابتر است كه ببیند و بداند نگاه یك نفر غیر شیفته و حتی غیر مسلمان نسبت به رهبر و رویدادها چگونه است. گفتنی است این مجموعه برگزیده بخش داستان پنجمین جایزه ی ادبی جلال آل احمد شده است و از نظر بسیاری از منتقدین از نمونه های موفق سفرنامه به شمار می رود.


         
         

        نام و نام خانوادگی:                                                  
        پست الکترونیکی :                                                                           
        وب سایت:                                                  
        * متن نظر:                                                                           
                                                                                               
        تصاویر

        آخرین اخبار
        + نوشته شده توسط حافظ هفت در شنبه بیست و هفتم مهر 1392 و ساعت 2:0 بعد از ظهر |
        نسخه چاپيارسال به دوستان
        ارزیابی اکبر صحرایی از نمایشگاه کتاب فرانکفورت
        برای ارتباط با مخاطب خارجی مشکل داریم/ بیشتر مخاطبان ما ایرانی‌ها بودند

        اکبر صحرایی گفت: شاید نقطه ضعفی را که ما باید بپوشانیم قسمت ارتباط با مخاطبان خارجی است که اتفاقا با بسیاری از این افراد مواجه شدیم و در غرفه ایران حضور می‌یافتند، اما از کتاب چیزی متوجه نمی‌شدند.

        خبرگزاری فارس: برای ارتباط با مخاطب خارجی مشکل داریم/ بیشتر مخاطبان ما ایرانی‌ها بودند

        اکبر صحرایی نویسنده در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، درباره سفر به شصت و پنجمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت و اینکه این قبیل سفرها به نویسنده سوژه می‌دهد، اظهار داشت: تا سال‌های گذشته مساحت غرفه ایران نیمی از مساحت غرفه امسال را داشت اما مساحت غرفه ایران امسال دو برابر شده بود، ناشران دو قسمت بودند، عمدتا چند ناشران  خصوصی در غرفه‌ای در بخش کودک و نوجوان حضور یافته بودند و در کنار سایر کشورها فعالیت می‌کردند، بنده هم دیداری از این بخش داشتم؛ اما در غرفه اصلی هم ناشران حضور داشتند، فضایی اختصاص به آثار دفاع مقدس و انقلاب داشت.

        این مولف ادامه داد: شاید بتوان گفت 80 عنوان کتاب دفاع مقدس در این بخش حضور داشت که تعداد کمی از این آثار به لاتین ترجمه شده بود، مشکل عمده ما در همین بخش است که بایستی طی کار یک ساله و پیش از اینکه سال آینده زمان آغاز نمایشگاه فرانکفورت برسد کارهایمان را به زبان بین‌المللی ترجمه کنیم، لزوما نیاز به کپی رایت نیست، معتقدم حتی اگر روی جلد کتاب‌ها خلاصه‌ای از داستان و رمان را به انگلیسی ترجمه کنیم و به کتاب اضافه کنیم می‌تواند در معرفی موثر باشد، یعنی عمده کارهای ما به زبان فارسی بود، این مسئله باعث شده بود بیشتر مراجعان ایرانی‌های مقیم آلمان یا اروپا باشند، که می‌توانستند ارتباط برقرار کنند، در حوزه دفاع مقدس این اتفاق افتاد، به ایرانی‌های بسیاری برخوردیم که از اروپا و آلمان حضور داشتند و به شدت مشتاق ادبیات انقلاب و دفاع مقدس بودند.

        صحرایی ابراز داشت: شاید نقطه ضعفی را که ما باید بپوشانیم قسمت ارتباط با مخاطبان خارجی است که اتفاقا با بسیاری از این افراد مواجه شدیم و در غرفه ایران حضور می‌یافتند، اما از کتاب چیزی متوجه نمی‌شدند.

        این نویسنده با بیان اینکه نقاط قوت هم وجود داشت، اضافه کرد: یکی از کارهای مثبت جزوه یا کتابچه‌ای بود که در آن حدود 20 کتاب ترجمه شده بود و به همراه شناسنامه و خلاصه اثر در آن درج شده بود، در کنار آن زندگینامه و هدف نویسنده هم آمده بود، البته سی دی هم تهیه شده بود که همین موارد را در برداشت، اتفاقا از این بخش بسیار استقبال شد. می‌شود همین کار را به کلیه آثار حوزه انقلاب، دفاع مقدس و ادبیات معاصر تعمیم داد.

        نویسنده «دارو دسته علی» تاکید کرد: موضوع دیگر آشنایی با ناشران ایرانی و خارجی مقیم آلمان بود که این موضوع اتفاق افتاد، گپ و گفت‌هایی هم با ناشران داشتیم و با افراد مترجم و ناشر صحبت‌هایی داشتیم، این ارتباطات فکر می‌کنم کمک کرد تا برای نمایشگاه‌های سال آینده برنامه‌ریزی کنیم، اشاره کردم که این چند روز برگزاری نمایشگاه باید زمان برداشت آنچه طی یک سال کاشته شده باشد، فکر می‌کنم امسال برای اولین بار تجربه وسعت غرفه، معرفی آثار عمده انقلاب و دفاع مقدس و بعضا نویسنده بود و در حدی که آشنایی صورت گیرد، حتی آثار در اختیار برخی ناشران قرار گرفت اما این کارها قطعا از امروز باید آغاز شود تا سال آینده محصول آن را ببینیم.

        صحرایی در پاسخ به اینکه نفس وجود غرفه موضوعی و فعالیت با کیفیت‌تر موضوع مهمتری است، آیا نباید از کمیت کاسته و به کیفیت پرداخته شود، بیان کرد: من به سایر غرفه‌ها هم رفتم، به دقت در غرفه امارات، عربستان و بحرین، ژاپن رفتم اما غرفه‌های آنها هم در همین ابعاد بود، فکر می‌کنم بحث روی فضای غرفه موضوع را به انحراف می‌برد و اصل ماجرا فراموش می‌شود، بحث من در کیفیت است، غرفه ایران تقریبا متعارف بود، اما موضوع این است که معمولا برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده ممکن است نداشته باشیم.

        به گفته وی، معتقدم امسال در کلیت فضای مثبتی درباره با ارتباط با مخاطبان ایرانی و خارجی و ناشران دیدم، اما اینکه غرفه چگونه باید باشد باید تخصصی مورد بررسی قرار گیرد. مشکل ما این است که آسیب و آفت شناسی نمی‌کنیم تا ببینیم مشکلات از دوره اول حضور تاکنون چه بوده است.

        انتهای پیام/و

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در جمعه بیست و ششم مهر 1392 و ساعت 8:38 بعد از ظهر |

        گفت‌و‌گو با نویسنده حاضر در نمایشگاه کتاب فرانکفورت/

        اکبر صحرایی: داستان‌های دفاع مقدس از علائق کمیاب ایرانیان خارج از کشورند

        نمایشگاه کتاب فرانکفورتسینما پرس - گروه هفت هنر/ اکبر صحرایی نویسنده ادبیات دفاع مقدس امسال با 20 عنوان کتاب به عنوان نماینده ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشت و نظراتش را در ارتباط با این نمایشگاه بیان کرده است.

        به گزارش خبرنگار سینما پرس،نمایشگاه کتاب فرانکفورت در حالی كه شصت‌وپنجمین سال برگزاری خود را پشت سر گذاشت دیگر به عنوان یکي از بزرگترين رویدادهاي بین‌المللی در عرصه چاپ و نشر شناخته شده است، هر سال در این نمایشگاه ناشران بسیاری از سراسر جهان در این رویداد فرهنگی شرکت کرده و به تبادل دستاوردهای خود در حوزه نشر و کتاب با کشورهای دیگری از سراسر جهان می‌پردازند،شصت و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، طی ۵ روز برگزاری با ۲۷۵هزار و ۳۴۲بازدید‌کننده ۲۱مهرماه به‌کار خود پایان داد.

         

         جمهوری اسلامی ایران امسال برای چهاردهمین بار با شرکت350 ناشر در سالن کشورها در این نمایشگاه حضور پیدا کرد. عرفان نظرآهاری، اکبر صحرایی و ابراهیم حسن‌بیگی سه نویسنده‌ حاضر در این رویداد فرهنگی بودند که به صورت مستقل و از سوی موسسه نمایشگاه های فرهنگی در این نمایشگاه حاضر شدند. خبرنگار سینما پرس، با اکبر صحرایی در رابطه با ویژگی های این رویداد فرهنگی و کیفیت حضور ایران در این نمایشگاه به گفت و گو پرداخته است.

         

        وی با بیان اینکه امسال برای اولین بار است که در این رویداد عظیم فرهنگی حضور یافته است، اظهار داشت: من امسال با 20 عنوان از کتاب هایم در این نمایشگاه حاضر شده بودم که خوشبختانه این کتاب ها مورد استقبال برخی از ناشران تاجیک و امریکایی و همچنین ایرانی های مقیم آلمان قرار گرفت.

         

        وی در رابطه با استقبال از غرفه ایران در نمایشگاه فرانکفورت گفت: البته در رابطه با آمار نهایی باید مسئولان اعلام نظر کنند اما برداشت من این بود که کتاب های ما مورد استقبال قرار گرفته بود به خصوص کتاب هایی که در رابطه با ادبیات دفاع مقدس در آنجا حضور داشتند و خیلی از ایرانی ها که به بازدید از غرفه ایران می آمدند نظرشان این بود که این حوزه از کتاب ها در آلمان بسیار کمیاب هستند در حالی که آنها دوست دارند فرزندانشان به مطالعه آنها روی بیاورند.

         

        نماشگاه کتاب فرانکفورت با نمایشگاه کتاب تهران غیر قابل مقایسه است

         

        وی در رابطه با نمایشگاه کتاب فرانکفورت در مقایسه با نمایشگاه کتاب تهران گفت: ما باید از نمایشگاه کتاب فرانکفورت درس بگیریم زیرا این دو نمایشگاه و شیوه برگزاری آنها با یکدیگر کاملا متفاوت و غیر قابل مقایسه است.

         

        این نویسنده تصریح کرد: 95 در صد فعالیت ها در نمایشگاه کتاب فرانکفورت مربوط به معرفی کتاب ها، دعوت از نویسنده ها و تعامل آنها با مخاطبان و برگزاری کنفرانس ها مربوط می شود در حالی که در نمایشگاه ایران کاملا برعکس است و 95 در صد از فعالیت ها به فروش کتاب ها معطوف می شود و نویسندگان در نمایشگاه کتاب تهران به هیچ وجه جایگاه خاصی ندارد.

         

        صحرایی عنوان کرد: سالن های کنفرانس در نمایشگاه فرانکفورت تجهیزات کاملی دارد و همینطور نویسندگان و مولفان از عناصر اصلی نمایشگاه محسوب می شوند و فروش در این نمایشگاه تنها به روز آخر آن هم به شکل سمبلیک محدود می شود اما متاسفانه نمایشگاه کتاب تهران به یک بازار بزرگ برای فروش تبدیل شده است و این یک مشکل و یا بهتر است بگویم آفت بزرگ تبدیل شده است.

         

        کپی رایت باید در کشورمان رعایت شود

         

        صحرایی با بیان اینکه مبحث کپی رایت یکی از جدی ترین اقداماتی است که در نماشگاه فرانکفورت صورت می گیرد، گفت: قصه کپی رایت در ایران سر دراز دارد در حالی که در بسیاری از کشور ها موضوعی حل شده است، کپی رایت در این نمایشگاه نقش اساسی را بر عهده داشت در حالی که ما در این رابطه هنوز اقدامات جدی را صورت نداده ایم و قطعا این مسئله به سیایت های کلان فرهنگی ما باز می گردد که باید اصلاح شود.

         

        نویسنده کتاب «خمپاره خواب آلود» ادامه داد: حضور ایران در این نمایشگاه فرصت خوبی برای معرفی ادبیات ایران به خصوص ادبیات ذفاع مقدس است و با توجه به اینکه امسال حضور جدی تری  از سال های گذشته در این نمایشگاه را برای ایران شاهد بودیم امیدوارم که بتوانیم در سال های آینده اقدامات موثرتری را در زمینه کپی رایت و همچنین معرفی فرهنگ ایرانی را داشته باشیم.

         

        انتهای پیام/ع

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در جمعه بیست و ششم مهر 1392 و ساعت 8:27 بعد از ظهر |
        توفیقات برخی مدیران عرصه ادبیات داستانی

        نویسنده متعهد باید کار خودش را انجام دهد. باید مؤمنانه به هدف‌اش بیاندیشد و اسیر رویکردهای انتقادی اومانیستی و فضای شبه روشنفکری نشود. نویسندگی در جریان ادبیات متعهد حقیقتا با زندگی زاهدانه ممکن می‌شود.
        به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، سال ۹۱ با همه خوبی‌ها و خوشی‌هایش و با همه ناخوشی‌هایش در حال پایان است و روزهای پایانی آن را در پیش داریم.
        خبرگزاری فارس در سلسله مصاحبه‌هایی سؤال‌های مشخصی را از اهل قلم و شعر پرسیده است و آنها به این سؤال‌ها پاسخ داده‌اند. «احمد شاکری» یکی از پاسخگویان سؤال‌های ما بود.
        ۱-ارزیابی و ویژگی سال ۹۱ به صورت خلاصه بیان کنید؟
        در تولید داستان و رمان، سالی نسبتا راکد را پشت سر گذاشتیم. البته گرانی کاغذ و رکود نشر نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده است. اما در مجموع معتقدم در طول چند سال گذشته ادبیات داستانی چندان به لحاظ تولید اثار خلاقه پر فروغ نبوده است.
        ۲-مهمترین اتفاق ادبی سال چیست؟
        هر اتفاقی در حوزه سیاست گذاری، نشر، تولید، آموزش و پژوهش در ساحت خود می‌تواند واجد اهمیت باشد. برخی از اتفاقات ادبیات داستانی مدتها بعد به بار می‌نشینند و اهمیت شان در دوره‌ای که واقع شده‌اند درک نمی‌شود. با این وجود، در سیاست‌های کلی ادبیات داستانی که توسط برخی نهادها و موسسه‌ها دنبال می شود تغییر و رشد چشمگیری ندیدم. در حوزه نقد، انتشار ماهنامه «اقلیم نقد» از جمله اتفاقات خوب در حوزه ادبیات داستانی متعهد است و واقعا جای خالی چنین مجله ای سالها بود که مشاهده می‌شد.
        ۳-بهترین نویسنده یا شاعر سال ۹۱ از منظر شما کدام است؟
        پاسخ به این پرسش نیازمند به جامعیت مطالعاتی است، اما برخی نویسندگان آثار قابل قبولی را عرضه کردند یا به چاپ رساندند. از جمله: اقای اکبر صحرایی با کتاب «حافظ هفت»، آقای هدایت الله بهبودی با کتاب «شرح اسم»، آقای مجید پورولی کلشتری با کتاب «اقیانوس مشرق»، آقای سرشار با کتاب «ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب»، مرحوم گلابدره‌ای با بازنشر کتاب «لحظه‌های انقلاب».

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در جمعه بیست و ششم مهر 1392 و ساعت 3:39 بعد از ظهر |

        گفت‌و‌گو با نویسنده حاضر در نمایشگاه کتاب فرانکفورت/

        اکبر صحرایی: داستان‌های دفاع مقدس از علائق کمیاب ایرانیان خارج از کشورند

        نمایشگاه کتاب فرانکفورتسینما پرس - گروه هفت هنر/ اکبر صحرایی نویسنده ادبیات دفاع مقدس امسال با 20 عنوان کتاب به عنوان نماینده ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور داشت و نظراتش را در ارتباط با این نمایشگاه بیان کرده است.

        به گزارش خبرنگار سینما پرس،نمایشگاه کتاب فرانکفورت در حالی كه شصت‌وپنجمین سال برگزاری خود را پشت سر گذاشت دیگر به عنوان یکي از بزرگترين رویدادهاي بین‌المللی در عرصه چاپ و نشر شناخته شده است، هر سال در این نمایشگاه ناشران بسیاری از سراسر جهان در این رویداد فرهنگی شرکت کرده و به تبادل دستاوردهای خود در حوزه نشر و کتاب با کشورهای دیگری از سراسر جهان می‌پردازند،شصت و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، طی ۵ روز برگزاری با ۲۷۵هزار و ۳۴۲بازدید‌کننده ۲۱مهرماه به‌کار خود پایان داد.

         

         جمهوری اسلامی ایران امسال برای چهاردهمین بار با شرکت350 ناشر در سالن کشورها در این نمایشگاه حضور پیدا کرد. عرفان نظرآهاری، اکبر صحرایی و ابراهیم حسن‌بیگی سه نویسنده‌ حاضر در این رویداد فرهنگی بودند که به صورت مستقل و از سوی موسسه نمایشگاه های فرهنگی در این نمایشگاه حاضر شدند. خبرنگار سینما پرس، با اکبر صحرایی در رابطه با ویژگی های این رویداد فرهنگی و کیفیت حضور ایران در این نمایشگاه به گفت و گو پرداخته است.

         

        وی با بیان اینکه امسال برای اولین بار است که در این رویداد عظیم فرهنگی حضور یافته است، اظهار داشت: من امسال با 20 عنوان از کتاب هایم در این نمایشگاه حاضر شده بودم که خوشبختانه این کتاب ها مورد استقبال برخی از ناشران تاجیک و امریکایی و همچنین ایرانی های مقیم آلمان قرار گرفت.

         

        وی در رابطه با استقبال از غرفه ایران در نمایشگاه فرانکفورت گفت: البته در رابطه با آمار نهایی باید مسئولان اعلام نظر کنند اما برداشت من این بود که کتاب های ما مورد استقبال قرار گرفته بود به خصوص کتاب هایی که در رابطه با ادبیات دفاع مقدس در آنجا حضور داشتند و خیلی از ایرانی ها که به بازدید از غرفه ایران می آمدند نظرشان این بود که این حوزه از کتاب ها در آلمان بسیار کمیاب هستند در حالی که آنها دوست دارند فرزندانشان به مطالعه آنها روی بیاورند.

         

        نماشگاه کتاب فرانکفورت با نمایشگاه کتاب تهران غیر قابل مقایسه است

         

        وی در رابطه با نمایشگاه کتاب فرانکفورت در مقایسه با نمایشگاه کتاب تهران گفت: ما باید از نمایشگاه کتاب فرانکفورت درس بگیریم زیرا این دو نمایشگاه و شیوه برگزاری آنها با یکدیگر کاملا متفاوت و غیر قابل مقایسه است.

         

        این نویسنده تصریح کرد: 95 در صد فعالیت ها در نمایشگاه کتاب فرانکفورت مربوط به معرفی کتاب ها، دعوت از نویسنده ها و تعامل آنها با مخاطبان و برگزاری کنفرانس ها مربوط می شود در حالی که در نمایشگاه ایران کاملا برعکس است و 95 در صد از فعالیت ها به فروش کتاب ها معطوف می شود و نویسندگان در نمایشگاه کتاب تهران به هیچ وجه جایگاه خاصی ندارد.

         

        صحرایی عنوان کرد: سالن های کنفرانس در نمایشگاه فرانکفورت تجهیزات کاملی دارد و همینطور نویسندگان و مولفان از عناصر اصلی نمایشگاه محسوب می شوند و فروش در این نمایشگاه تنها به روز آخر آن هم به شکل سمبلیک محدود می شود اما متاسفانه نمایشگاه کتاب تهران به یک بازار بزرگ برای فروش تبدیل شده است و این یک مشکل و یا بهتر است بگویم آفت بزرگ تبدیل شده است.

         

        کپی رایت باید در کشورمان رعایت شود

         

        صحرایی با بیان اینکه مبحث کپی رایت یکی از جدی ترین اقداماتی است که در نماشگاه فرانکفورت صورت می گیرد، گفت: قصه کپی رایت در ایران سر دراز دارد در حالی که در بسیاری از کشور ها موضوعی حل شده است، کپی رایت در این نمایشگاه نقش اساسی را بر عهده داشت در حالی که ما در این رابطه هنوز اقدامات جدی را صورت نداده ایم و قطعا این مسئله به سیایت های کلان فرهنگی ما باز می گردد که باید اصلاح شود.

         

        نویسنده کتاب «خمپاره خواب آلود» ادامه داد: حضور ایران در این نمایشگاه فرصت خوبی برای معرفی ادبیات ایران به خصوص ادبیات ذفاع مقدس است و با توجه به اینکه امسال حضور جدی تری  از سال های گذشته در این نمایشگاه را برای ایران شاهد بودیم امیدوارم که بتوانیم در سال های آینده اقدامات موثرتری را در زمینه کپی رایت و همچنین معرفی فرهنگ ایرانی را داشته باشیم.

         

        انتهای پیام/ع

        + نوشته شده توسط حافظ هفت در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 و ساعت 12:54 بعد از ظهر |
        92/07/21 - 12:34
        شماره: 13920721000645
        نسخه چاپيارسال به دوستان
        با حضور سرهنگی و صحرایی
        «دار و دسته دارعلی» به دگرخند می‌آیند

        مجموعه سه جلدی «دار و دسته دارعلی» دوشنبه 29 مهر در نشست دگرخند نقد و بررسی می‌شود.

        خبرگزاری فارس: «دار و دسته دارعلی» به دگرخند می‌آیند

        به گزارش خبرگزاری فارس، شصت و هفتمین نشست نقد و بررسی کتاب‌های منتشر شده در حوزه طنز «دگر خند» ساعت 17 دوشنبه 29 مهر در سالن شماره 2 تالار اندیشه حوزه هنری برگزار خواهد شد.

        در این نشست، سه کتاب «آمبولانس شتری»، «گردان بلدرچین ها» و «برانکارد دربستی» با اجرای مهدی فرج الهی و با حضور اکبر صحرایی نویسنده آثار و مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت و رییس مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری حوزه هنری مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

        سه گانه اکبر صحرایی مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه طنز است که با موضوع دفاع مقدس به رشته تحریر در آمده است. مخاطبان کم حوصله از هر کجای کتاب که دلشان بخواهد می‌توانند داستانی را انتخاب کرده و بخوانند و مخاطبان پر حوصله با خواندن تمامی داستان‌ها به ماجراهایی تو در تو راه پیدا می‌کنند.

        این مجموعه سه جلدی به همت دفتر طنز حوزه هنری و توسط انتشارات سوره مهر در سال 92 منتشر شده است.

        علاقه مندان برای حضور در این مراسم می‌توانند به حوزه هنری واقع در خیابان سمیه نرسیده به خیابان حافظ مراجعه کنند

        منوی اصلی
        آرشیو مطالب
        لوگوی دوستان
        ثامن تم شهدای کازرون بشارت110 پایگاه مقاومت شهید عرشی لوگوی شما لوگوی شما لوگوی شما لوگوی شما